امید وارم خوشتون بیادددد
خب خب 😉 من برگشتم و چون تستچی بیرونم کرد بایه حساب جدید برگشتم و انتظار نیمه شب هم داستان بعدیم هستش و اما ادامه زندگی شیرین
بعد از این که املاکی قبول کرد یواشکی با کیتی رفتم و گفتم : چند وقته تبدیل نشدیم کیتی: نمیدونم از وقتی کت نوار امده دیگه کاری نکردیم من:اشکال نداره فلش:چیزی شده من:چیز ام من نه
فلش لبخندی زد گفت: اگه چیزی رو پنهان میکنی بهم بگو منم از ترسم که بفمه گفتم: من چیز پنهان ندارم با خودم گفتم:بهتره فردا براش یه هدیه بزارم و برم خرید
بعد از ساختن هدیه با کیتی......
کیتی : واو چه خوشگل شدهه من: مرسی از ذهن فلش : بهتره واسش یه هدیه بزارم و برم فروشگاه
بعد از هدیه گزاشتن واسه هارلی با پلگ.....
پلگ: خیلی خوب شده پنیر هم بزار من: نه پلگ احتیاج نیست پلگ: پلگ؟ قرار نشد بابلبی من: درسته بابلبی بابلبی: هیی
اوه هدیه رو از طرف هارلیه چه کلاه قشنگی خیلی خوشگله بهتره برم بیرون پیداش کنم ورگنه خودش بهم میداد
از دید هارلی من: خب هدیه ام رو برداشته یه هدیه ام برام گزاشته بزار بازش کنم خدای من چه کلاه خوشگلی برم تو دنبالش وگرنه خودش بم میداد پخخخخ هم زمان: ای سرم من:فلش؟ فلش:هارلی؟ هم زمان: تو واسه من کلاه گرفتی؟ من: بله دوستش داشتی؟ فلش:بله دوسش داشتم تو چی مال جالب بود مال من برای تو سفید بود و تو برای من مشکی من: بله که دوسش داشتم بعد از ظهر من: یعنی ممکنه کت نوار همون فلش باشه؟؟ فلش:یعنی ممکنه لیدی بلانک هارلی باشه؟؟؟
نظر یادت نره عشقم
نظرات بازدیدکنندگان (0)