~هلنسا.. ام باید یه چیزی رو بهت میگفتم- واای اره منم همین طور ولی.. بزارش برای الان فقط باید حالت خوب بشه~مرسی دکتر اومد تو ببخشید میخواستم بگم خانم شما میتونین برای اقای کیم غدا تهیه کنین؟- بله بله حتما. و خودتون بهش بدین چون تیر به بازوش خورد ممکنه دستش درد بگیره- بله بله حتما- تهیونک من میرم خونه برات سوپ درست کنم باشه~باشه
سریع رفتم خونه و براش سوپ خوشمزه درست کردم برگشتم-سلام من برگشتم~سلام میشه بعدا بخورم؟-اا چرا اونوقت~ اخع گشنم نیست-نه اصلا نمیشه~من گشنم نیست😩-گقتم نهه حالا بیا بخوز داشتم بهش غذا میدادم دیدم جاستین اومد
جاستین خوشحالم میبینمت.. ام تهیونگ این جاستینه دوست بچگی یام~ خوشبختم&منم همین طور اومدم ببینمت گفتن تیر خوردی~ ا.. اره یه دسته گل گذاشت کنار میز تهیونگ و رفت دکتر باز اومد حالش چطوره خانم دکتر- خوبن😄 خب خواستم بگم تهیونگ امروز مستونه مرخص بشه- واقعاا خیلی ممنون😍 خواهش میکنم اگه کمکم شما نبود دیر تر خوب میشد و رفت- تهیونگ شنیدی امروز مرخصیی~ اره به لطف تو البته -😊
بعد از ظهر مرخصش کردن داشتیم برمیگشتیم~ هلنسا- جانم~ میگم میخوای امشب تو رستوران غذا بخوریم؟- اما تو خوب خوب نشدی! ~ من حالم خوبه لطفاا (برات کیوت شد🥺) باشه باشه بریم ولی من باید لباسمو عوض کنم ~ باشه میرسونمت خونه لباساتو عوض کن بیا تا اون موقع منم میرم خونه دوش میگیرم- باش.. منو روسند و خودش رفت
به به هلنسا خانم خوش اومدی_ سلام# کجا داری میری- با تهیونگ میرم رستوران# اووو خوش بگذره رفتم سریع لباسمو عوض کردم و یه ارایش خیلیی ریز کردم و نشستم رو مبل تلویزیون دیدن تا تهیونگ بیاد(لباس هلنسا👆🏻) دیدم پیام داده. ~ سلام هلنسا من دم درم
سریع رفتم درو باز کردم دیدم با یه دست گل اومده خیلی ذوق کردم بعد رفتیم سوار ماشین شدیم و رفتیم رستوران
پایان😘چطور بود
عالی عالی ❤❤فایتینگ
😘♥
خیلی خوب بود