نهههههه تهیونگگک😭😭تو یه دیوونه ای😡. گفتم که کار راحتیه دیدم اونا رفتن سریع به زور دستمامو باز کردم رفتم بغل تهیونگ تهیونگک خواهش میکنم اخه چرا اومدی جلو تنفگگگ😭😭 سریع سوار ماشینش کردن بردمش بیمارستان خیلیییی شدید استرس داشتم
تهیونگ خوب میشی من مطمئنم خوب میشی (با گریه) بردنش اتاق عمل بعد دو ساعت دکتر اومد بیرون- اقاای دکتر حالش چطوره کی خوبه میشه ک.. لطقا اروم باشین الان حال وخیمی دارن باید بهشون خون انتقال کنیم گروه خونیتون چیه-Aکسی رو میشنناسین گروه خونیشونoباشه؟
بله خواهرم . پس لطفا سریع بهشون بگید بیان خون بدن-بله الان سریع زنگ زدم به هلن#الو سلام-هلن الان وقت ندارم فقط زود باش بیا به بیمارستان بوسان (😐😂دیگه اسمی به ذهنم نرسید) چیی چرا- گفتم زود باشش
با.. باشه اومدم بعد نیم ساعت رسید هلنن زود باش برو خون بده بدوو#کجا بیا بهت بگم. سریع رقت خون داد و دکتر رفت دوباره اتاق عمل خیلی استرس داشتم نکنه اتفاقی براش میوفتاد#هلنسا الان همه چی رو بگو کی تو اتاق عمله چه اتفاقی افتاده-خب تهیونگ# تیهونگگگ-اره منو دزدین ولی اون تیر خورد😭😭😭دوباره شروع کردم گریه کردم#نگران نباش حالش خوب میشه عزیزم یهو دکتر اومد بیرون
اقای دکتر حالش خوب شده...... اقای دکترررر صبر کنین نفس بگیرم(مگه چیکار کردی😐😂) بله خوشبختانه حالش خوبه-وای خیلی خیلی ممنونم. راستی شما کی ایشون میشید- اممم(به تو چه😐😂) # ایشون دوست دخترشن. اها خب میتونین ببینیدشون- هلننن# چیه برو دیگه😂
رفتم کنارش نشستم دستشو گرفتم داره بهوش میادد تیهونگ حالت خوب~ا.. اره خوبم.. سریع رفتم بغلش کردم چرا رفتی جلو تنفگ ها ~ میخواستی نگاه کنم تا بعت تیر بزن؟- ولی نباید هم میرقتی خودت جلوش تا تیر بخوری~ حالا بی خیال الان حالم خوبه دیگه- اوهوم
چطور بود😘♥
عالیییی ❤