سریع خواستم جمع کنم دستم برید~هلنسا صدای چی بود؟- هبچی هیچی ~چیشدهه چرا دستت خونیه-لیوان از دستم افتاد ببخشیدد~ا ااشکاا نداره صبر کن یه باند بیارم دستتو باند پیچی کنم. اومد دستمو باند پیچی کرد و رفتیم ادامه فیلمو دیدم
داشتیم فیلم میدیدم که در زدن ~بله بفرمایید. سلام از اداره پلیس میایم هلنسا اینجا هستن؟ ~بله بفرمایید کاری داشتین باهاش. شما کی ایشون میشین من دوستشم.ایشون مرتکب به قتل همسرش کریس هستن باید با ما بیان~همسرششش. بله-اینجا چه خبره. خانم هلنسا؟-بله خودمم. شما باید با ما بیاین
اما... دستمو گرفتن و بردن تو ماشین ~ببخشید من میتونم همراهتون بیام. خیلی متاسفم راه افتادن تهیونگ یکم شک کرده بود ماشینو روشن کرد و پشت ما راه افتاد.-میتونم بپرسم اینجا چه خبرهه من اینجا چیکار میکنم. ساکت..
رفتیم تو یه کوچه تاریک خیلی ترسیده بودم ولی دیدم تهیونگ داره میاد خیالم راحت شد. بیا پاییت تفنگ رو گرفت جلو صورتم. راه بیوفتـ.... رفتیم تو یه اتاق دستمو به صندلی بستن(عکسش👆🏻) خب خب خوش اومدی هلنسا خانم-اینجا کجاست با من چیکار دارین. اروم باش فقط قراره بمیری همین یه انتقام کوچیک
چی.. از چی حرف میزنی؟ موهامو کشید خودتو نزن به اون راهه بابات منو بی دلیل اخراج کرد(بابای هلنسا توی یه شرکت بزرگ کار میکنه و مدیرشه)-اخخ.. حتما یه دلیلی داشته. هیچی دلیلی نداشتت(با داد) خب هلنسا انتخاب با توعه اول ترو بکشم یا خواهرت چون بابات در دسرسم نبود میخوام دختر جونی شو ازش بگیرم-نه نه تو نمیتونی. خوبم میتونم
از زبان تهیونگ= دیدم رفتن تو یه کوچه سریع پیاده شدم و پشتشون رفتم دم در بودم و یهو در رو باز کردم دیدم داره تیر میکنه تو تنفگ و گرفت جلو هلنسا-نه... این کارو نکن..... خداحافظ هلنسا خانم.....- نهههههههه. تیهونگگگگگ😨😨😨
اینم پارت۸😁😁♥
عالی بید
پارت بعد پلیز
گذاشتم عزیزم
😘😘♥
مث همیشه عالیییی❤❤