سلام این اولین تست منه امیدوارم خوشتون بیاد😉
این داستان درباره ی دختری هست به نام وی وی و یه پسر به نام جردن هست وی وی ۲۱ سالشه و ۲ سال اسیر کسایی که عاشق تابوت یعنی مرگ هستن و جردن ریس اون ها است قراره وی وی با جردن عروسی کنه تا بتونه به زنده ماندن کمک کند البته اینا دوست دارن بمی رن ولی پادشاه نباید بمیره هر ۲ سال یه بار یه نفر قربانی اینها میشه و بعد از ۱ سال میمیره و الان نوبت وی وی رسیده خب شروع میکنیم به گفتن داستان
از زبان وی وی:خدایا یعنی قراره من بمیرم اونم به طور شرم اوری چه بلایی سر اون همه عروس اومده یعنی مردن😢 جردن:هی دختر جون بلند شو بیا ببینم خوشمزه هستی یا نه وی وی:چ چش چشم جردن:تو که اصلا به درد تفاله هم نمی خوری عروسی و کنسل میکنم تا ماه بد حتما خوشمزه میشی وی وی:اما تو اصلا مزه نکردی چطوری میتونی بگی خوشمزه نیستم😡 جردن:مثل اینکه تو اینجا پادشاه هستی و منم عروس خخخخخخخ
وی وی:ببخشید پادشاه من میرم یه ماه دیگه میام جردن:حالا شدی یه دختر خوب فقط یه چیزی فکر نکن بشی زن من بتونی هرکاری می خای بکنی شیر فهم شد😏 وی وی:بله شیر فهم شد
وی وی:خدمتکار میشه بگی بقیه عروس ها چه بلایی سرشون اومد🧐خدمتکار:گمونم همشون مرن و تو قبرستون جلوی باغ پشتی که اسم قبرستون هست قبرستون عروس ها اونجا دفن کردن من هیچوقت اونجا نرفتم ترجیح میدم بمیرم تا اینکه برم اونجا وی وی:ممنون که بهم گفتی
از زبان وی وی:رفتم توی باغ پشتی و به راه رفتن به سمت قبرستون ادامه دادم تا اینکه یه در بزرگ دیدم که روش نوشته بود ورود افراد معمولی ممنوع ولی من رفتم داخل. وی وی:وای اینجا ازمایشگاه اون صندلی چیه مسی نشسته روش وای خدا باید برگردم جردن:حالا که ازمایشگاهم و دیدی فرار میکنی وی وی:قصد فضولی نداشتم ببخشید الان بر میگردم پادشاه عاشقان تابوت جردن:واو منو هم ببخش ملکه ی اینده عاشقان تابوت😈
جردن:تو اون تابلو ندیدی که نوشته بود ورود افراد معمولی ممنوع.وی وی:ام من نمی دونستم دنبال دستشویی بودم.جردنحالا که ازمایشگاه و دیدی باید تنبیه بشی👹 وی وی:چشم پادشاه
جردن:با من بیا تا تورو ببرم جایی که تنبیه میشی و هرچی که کم کردی و دوباره باید اضافه کنی.وی وی:چشم😔 جردن:کویین لطفا چند تا شلاق به این بزن تا یاد بگیره دیگه جایی نره وی وی:چی شلاق😢 جردن:چیه میخواستی سرجات بمونی پس مسولیت کاری که کردی رو به عهده بگیر وی وی:چشم
کویین:وای دختر جون خیلی دلم میخواست این روزا یکی رو شلاق بزنم😈😈😈 وی وی:اخ اخ درد داره😭😭😢😢 جردن:بس کن دیگه کافیه کویین اما فقط سه تا زدم.جردن کافیه یعنی کافیه
خب ادامه بدم یا نه🧐
خوشتون اومد یا نه☺
ادامه بده داستانت جالبه