اینم بخش دوم داستانم؛ امیدوارم خوشتون بیاد.
آرجیس تیپش را عوض کرد(مدل مو و لباس و..) وقتی در جنگل راه میرفت دختری را دید که کنار درختی نشسته است ،آرام آرام جلو رفت و به او سلام کرد.دختر گفت:س سلام. آرجیس گفت: ببین نترس من شاه آرجیسم . دختر گفت: من نیجیکا هستم، و خوشبختم. آن دو کمی با هم حرف زدند آرجیس تصمیم داشت او را همسر خود کند ؛ بعد نیجیکا سیبی از درخت کند(سیب طلایی) و به آرجیس داد و گفت:از این بخر این تو را جاودانه خواهد کرد؛ آرجیس او را از نیجیکا گرفت، خواست گازش بگیرد اما دید سیب قبلاً هم گاز گرفته شده ،او ظاهر کرد که سیب را گاز گرفت بعد او را به نیجیکا داد.
وقتی نیجیکا خواب بود دید موهایش سفید شده و خودش صورت پیری داشت او از آنجا هم فرار کرد. آرجیس وقتی از کنار نیجیکا فرار کرد وارد جنگلی سوخته شد ، احساس خوبی نداشت ؛ وقتی داشت قدم میزد پرنده ای کوچکی را دید اورا در دستانش گرفت و گفت: تو چقد پرنده عجیب و قشنگی هستی! که ناگهان به زنی زیبا تبدیل شد؛ آرجیس گفت: به به شیطان آتش یکی مثل خودم پیدا شد.
شیطان آتش جلو آمد و گفت: شاه آرجیس:منو میشناسی؟ آرجیس:نه ولی تو انگار منو میشناسی! شیطان آتش در جواب گفت:آری شاه آرجیس من سوزانا هستم دختر شاه جَکسون . (آرجیس در چند سال گذشته شاه جَکسون رو در آب یخ به قتل رسانده بود)آرجیس:خوب تو برای انتقام اومدی. سوزانا:پس فکر کردی برای آب یخ خوردن اومدم! و بعد به او حمله کرد ،توپ های آتشین پرتاپ میکرد و آرجیس هم با نیروی خود جلوی او را گرفت و او را به دور دست ها پرتاپ کرد و زودی هم از آنجا فرار کرد تا به زمستانی سخت رسید؛ او با خود میگفت چرا به حرف پیشگو گوش کردم ،حال باید با دیگر روبرو شوم.
یک غول برفی به نام یتی آرجیس را دید و او را به زور برد پیش ملکه برفی «کلارا» ؛ کلارا وقتی آرجیس را دید خیلی خوشحال شد ، زیرا که آنها قبلاً برای شکست دادن شاه جَکسون همدیگر را دیده بودند. کلا را گفت : یتی اول لطفاً اون را آرام زمین بزار. یتی آرجیس را بر زمین گذاشت؛ آرجیس گفت: ملکه خوشحال شدم شما را ملاقات کردم. کلارا گفت: من هم همینطور شاه آرجیس؛ راستی برای برخورد «یتی اول» معذرت میخوام. آرجیس گفت: شما میتونین من رو تا مزرعه گل سرخ برسونید؟(شاه آرجیس چون قبلاً با او ملاقات کرده بود میدونست که او چه شیطان پلیدی است) کلارا که از آرجیس خیلی وحشت داشت گفت: اره، چرا که نه.
کلارا به «یتی دوم» گفت شاه آرجیس را به مزرعه گل سرخ ببرد(یتی ها میتوانستند در 1دقیقه درمکانی دیگر حضور پیدا کنند) یتی دوم شاه آرجیس را در دستش گذاشت و رمزی را دو بار تکرار کرد و آرجیس را به مزرعه گل سرخ برد. شاه آرجیس وقتی وارد مزرعه گل سرخ شد، روبرو اش کلبه ای رادید که تابلو کنارش زده بودند با نوشته ای(بدون گل وارد نشوید) آرجیس بوطه ای گل سرخ پیدا کرد و یکی از آن کند بعد وارد کلبه شد، آنجا کسی نبود ؛ آرجیس گفت:کسی اینجا نیست؟ که یهو از سقف کلبه گل سرخ ریخت و ناگهان دختری زیبا رو ظاهر شد. آرجیس محو صورت زیبایش شده بود و به چشمش ذول زده بود. دختر گفت:شما کی هستید؟ آرجیس یکم قیافه گرفت و بعد گفت:من شاه آرجیس هستم.
دختر زیبا رفت کنار پنجره و یک دفه بال هایش هم در آمد ؛ رو به آرجیس کرد و گفت : من،دِبورا هستم، شاه آرجیس. خوشبختم که با شما ملا قات کردم. آرجیس: من هم همینطور اِم ... دِبورا:من ملکه یا شاهزاده نیستم ، متاسفم که تو ذوقتون خورد. آرجیس: نه این چه حرفیه دبورا. اما بیا با هم حرف بزنیم نظرت چیه؟ دبورا:خوب، چرا که نه. آنها با هم حرف میزدند ، آرجیس به حرف هایش به خوبی توجه میکرد او میخواست بداند که آرجیس از چه چیزی خوشش می آید تا به میل او رفتار کند و ناخواسته او ناراحت نشود؛ دبورا اصلاً به فکر ثروت و قدرت او نبود. آرجیس خوشحال شد ،پس حرفش را قطع کرد و دست های دبورا را گرفت و گفت: دبورا از مزرعه گل سرخ با من ازدواج میکنی؟
دبورا با خوشحالی که در چشمانش آشکار بود گفت:اگه شاه آرجیس بخواهد ،بله بعد بله گفتن دبورا هردو در مزرعه گل سرخ با هم ازدواج کردند ، دبورا که یک فرشته بود ،باعث شد که نیم انسانیه آرجیس فعال شود ، حداقل یکم مهربانی در او به وجود بیاورد. هردو خیلی خوشحال و خوشبخت بودند . اما در ادامه «گل سرخ:عشق بی خود» مردی به نام لوکاس و زنی به نام سیتن وارد زندگیشان میشود و باعث بهخوردن ریتم خوب زندگی آنها میشوند.
عکی های شخصیت داستان: شاه آرجیس:https://uupload.ir/files/97ty_images_(3).jpg دبورا:https://uupload.ir/files/vp0n_images_(16).jpg عکس آتاسوان:https://uupload.ir/files/nu1d_images_(5).jpg عکس سوزانا دختر شاه جکسون:https://uupload.ir/files/jqos_ق_(70).jpg « نیجیکا: https://uupload.ir/files/02h0_images_(39)ن.jpg» < کلارا:https://uupload.ir/files/16wk_آ_(17).jpg >
امید وارم خوشتون اومده باشه.لطفا تو نظر ها هم بگین که ویدیو اش رو هم بزارم یا نه. اینم بگید که قسمت دومش رو بزارم؟
در کل نظر یادتون نره.
ویدیو اش را بذار 🙏🏻🙏🏻💖💖💖💖
قسمت بعدی را هم بذار💖💖💖💖❣️❣️❣️💞💞💞💗💗💗💗💗🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
داستان خوبی داری خیلی قشنگ بود دوستش داشتم
لطفا نظر بدین. میخوام بدونم از داستانم خوشتون اومده یا نا.
باشه؟