
برید بخونین 😉😉
مری: سریع خودمو نو رسوندیم وقتی رفتیم سر کلاس الیا: چه عجب اومدین مری: این یخمکی و خرمگس اینقدر دعوا میکنن مگه میشه ارامش داشت مریلا: هویییی خودت با مارتین دعوا میگیری چیزی نی بعدش دعوای منو متیو اذیتت میکنه الیا:😂😂😂 آدرین: سلام به همگی سلام مری جون مری: سلام عزیزم بچه ها راستی یه خبر امشب یه مهمونی خونه ما هست همه دعوتین البته بجز لایلا و کاگامی لایلا: مرینت حتی اگه توام دعوت میکردی من به اون مهمونی مزخرفت نمی اومدم مری: نه ترو خدا بیا لایلا چقدر اعتماد به سقف داری یهو سقف نریزه رو سرت لایلا:😠😠 مری:😌😌بقیه:😂😂 آدرین: عشقم دیشب کاراتو تموم کردی مری: اره عزیزم دیشب تمومشون کردم آدرین: ای کاش خودتو اینقدر خسته نمیکردی مری: چه خسته کردنی
بعد کلاساشون :خونه: مری: سلام ما اومدیم مریلا: دخترا ما برای شب همه چیز رو آماده کردیم مری:آفرین همه جا رو قشنگ تزیین کردین لباسارو پوشیدن ساعت چنده مریلا: مهمونی از ساعت 6 تا 10 شبه و الآنم ساعت 4 نیم هستش مری: خب پس سریع بریم آماده بشین لباسایی آدرین و آدرینا هم فرستادم خونشون بپوشن مریلا: خوب کردی مری:سریع رفتم حموم
مری: بعدش که از حموم اومدم بیرون سریع موهامو درست کردم چون بلند شده بود باز گذاشتمشون آرایش ملایم مردم نه خیلی زیاد یکم لباسی که دوخته بودم پوشیدم ساعت نگاه کردم یک ربع به 6 بود رفتم پایین مریلا: دیدم مری برای خودش یه لباس ساده دوخته مری: خب من آمادم مارتین: خوشگل شدی مری: ممنون بزغاله جون آدرین: سریع منو آدرینا رفتیم خونه مری اینا مری: دیدم آدرین اومد لباسی که براش دوخته بودم خیلی بهش می اومد

لباس مری جونم 💖👆🏻💖👆🏻💖👆🏻💖
مری:عزیزم خو ش اون ی آدرینا خوش اومدی آدرینا:ممنون آدرین:ممنون عشقم مریلا : مهمونا اومدن بریم دم در بقیه: سلام مری: سلام بچه ها مریلا: مارک و جرج و جسیکا و کاترین هنوز نیومدن مارتین: یکم دیگه میان حتما مریلا: شاید مری: در زدن بریم شاید مارک اینا باشن درو باز کردیم بله اونا بودن مارک و جرج:سلام بچها مریلا اینا: سلام بیاین تو مثل همیشه زود تر جسیکا اینا اومدین جرج: اره
خب خب خدافظ 👋🏻💖👋🏻💖👋🏻💖 10 لایک 10 کامنت فراموش نشه 👋🏻💖 بابای👋🏻💖
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی
ممنون💜💖
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی