اینم پارت چهار لطفا بگید داستان بعدی در مورد چی باشه البته این پارت آخر نیستاا👀👀😘😘😂😂😉😉
ا/ت: فک کنم همه چیز یه رویاس من واقعا الان دارم با بی تی اس میرم ایران برای اینکه با مامانم اینا بحرفم و عروسی و این چیزا دیگه...🙊 کوک:هی هی ا/ت میگم قرص سرگیجه نداری بدی من بخورم🤕🤕 ا/ت:جونکوکی😂تو فشارت افتاده نیاز به قرص نیست بیا این شکلات رو بخور☺☺😊😊 کوک: مرسی(با نهایت خجالت)😅 ا/ت:کوک؟ کوکی:بله...! ا/ت:تو با اینکه از من خجالت میکشی الان نامزد منی😶اینجوری نمیشه که😁😄 کوک:اممم... نه خجالت نمیکشم فقط یهو شوگا حرفشو قطع کرد و گف:میبخشید مزاحم شدم به نظرم هممون شکلات لازمیم😄😂😂 ا/ت: او او من هنوز شکلات دارم بفرمایید😅 یواش برگشتم تا به وی یه چیزی بگم... ا/ت:هی وی(آروم)🙋♀️ وی:بله؟ ا/ت:کوک با من راحت نیس در همین حالت^_^ وی:باشه باشه فهمیدم 😄😄 من باهاش حرف میزنم😎😎 وی:هی کوک من جفتم خالیه بیا اینجا کارت دارم...(هواپیما مخصوص بی تی اسه بزرگه خوب) کوک اومد پیش وی... وی:کوک من یه دختر....
وی:من یه دخترو دوس دارم😅😶 کوک:کیه کیه😃😃 وی:سارینا(سارینا دوست صمیمیته)😓 کوک:عه خب به من چه🙄 وی:میخواستم به ا/ت بگی بهش بگه😬🤓 کوک:هیونگ چیزه😅من خودم با ا/ت راحت نیستم😂 وی:کوک😐 کوک:هوف باشه بابا باشه🙄🙄😁😁 (راوی دوستان بگم وی برای اینکه کوک رو با تو جفت کنه اینو نگف جدی دوسش داره😃)
تو رویه یه صندلی دو نفره نشستی ولی کسی پیشت نیس... کوک هم میاد و با کلی خجالت میشینه پیش تو🙄🙄😂😂 و همه چیزو بهت میگه👀👀 ا/ت:کوکی چرا رنگت زرد شده😄 کوک: ها هیچی نیس😐😂 ا/ت:خجالت میکشی کوک😐😐😂😂😂نمیخوایی که بشی سوژه خنده اعضا😐 جین یهو بلند داد میزنه:مهمون داررر من گشنمه خیلییی🤓🤓😶😶 همه زدیم زیر خنده و رنگ کوک مث اول سفید شد😁
بعد چند ساعت رسیدیم ایران... اولین چیزی که به چشم تهیونگ خورد برج میلاد بود گیر داد که بریم اونجا البته بی خبر از اینکه پولیه😬😬😂😂 آر ام:تهیونگا بسه دیگه تازه رسیدیما🙄 یهو سارینا بدو بدو اومد پرید بغلم(ّبغل تو) سارینا:وایی دخترهی بیشعور بدون من رفتی کره نسترن کو ها😄
ساری:صب کن ببینم تو نامزد کردی این انگشتر چیه😒 ا/ت:آره نامزد کردم😁 ساری:وای بایه کرهایی خیلی بیشعوری حتما عروسی هم دعوتم نمیکنی هااا😂😂 حالا کی هس وای به حالش اگه دس روت بلند کنه😬 ا/ت:خوب حالا همچین هم نمیتونی کاریش کنی😄 سارینا:چرا😐 ا/ت:دلت نمیاد😓 سارینا:دع بگو کیه دخترر😶😶
کوکی با کلی غرور و پز اومد جلو و گف:من!من نامزدشم😎 ساری که کلا فشارش افتاد دیدم نسترن مث کسایی که اولین بار بوده که مست کردن داره میاد😂😂 ا/ت:چته نسترن😂 نسترن: وای دختر خدا لعنتت کنه😬تو غلط کردی با کوک نامزد شدی بزنم بشت کوکی بره چشت😄😐 ا/ت:تو مست کردی؟کجا بودی؟چی خوردی؟با کی بودی؟ نسترن: نه خیر سرم گیج میره باو😂 تهیونگ اومد...
کوک: به نظرم بهتره زود تر بریم یخ زدم🤕 شوگا:آره منم باید با تختم آشنا بشم خلاصه قرار شد صبح فردا بریم و با پدر و مادرم حرف بزنیم امّا اونا شهرستان بودن😅 توی خونه... تهیونگ:اهم اهم جونگ کوکی😬 کوک:چیه🙄 جیمین:کوکی😐 کوک:چی شده😶 جین:جئونجونگ کوک🤤 کوک:ای بابا چی شده 🤨🤨 جی هوپ :کوک صدای گریه ا/ت میاد و تو نمیشنوی 😒😐 کوک: باشه باشه رفتم😓 کوکی:دخترا😓میشه بیام تو🤨 سارینا:بیا تو😓 کوک:عه ا/ت چرا رنگت زرد شده😨 چی شده به منم بگید خوب😰
دلم میخواد ادامشو نگم تا جون به لب بشید😂 نه منمهربونم میگم😄
یهو پریدم بغل کوک و کلی گریه کردم😭😭 کوک:چی شده به منم بگو😰 ا/ت:جونگکوکی من چیکار کنم😭 همش تقصیر منه😭اگه من اون روز نمیگفتم ببرم بیرون😰😭 یهو بادیگاردا اومدن تو ...(تو خواننده شدی و بادیگارد داری)
خب ببخشید کم بود باید نظر بدید تا بقیشو بزارما😃 قابل توجه اون چهارصد نفری که پارت های ۱ و ۲ و سه رو خوندن و نظر ندادن😂یا نظر میدی یا پارت بعد نمیاد😂
میای آجی شیم من هانیه هستم ۱۴ سالمه و تو
عااااالییی بوووود😍😍😍😍😍😍
مرسی💜
وای عشقم پارت بعد کی میاد؟ 🥀🥀🥀
اومده عزیزم💜😢
بچه ها اونایی که تازه با داستان آشنا شدین حتما از پارت۱ بخونید چونبرخی از اتفاقات مربوط به پارت های ۱و۲و۳ هست💜و ممکنه گیج بشین مثلا اتفاق تصادف جونگکوک که گفتن اتفاقی نبوده یکی از اصلی ترین موضوعات داستانه💜
یا اینکه کوک و ا/ت میخواستین برین بیرون که کوک...
اونم خیلی مهمه
کوکی مال منه 💍💍
کی گفته شوخی کردم مال خودت😂💜
سلام قشنگ بود من آتنام باید کوک وی رو هم دوست دارم ولی خب شخیصیت اصلی با اوناست جیمین روهم 🙏🙏🙏
چه اسم قشنگی آتنا💜 ممنون بابت انرژیت💜
عالی سکته کردم بعدی کجاست
تو بررسیه💜💜
ای بگی نگی خوب بود...منتها یکم خر تو خر نوشتی ادم سر در گم میشه
باید از پارت اول قشنگ بخونی تا حالیت شه ولی مرسی بابت نظرت💜💜
من غششششش منتظر پارت بعد نشستماااا😆🤩🤩
پاشو راه برو خسته نشی💜💜ممنون💜💜
😍😍😍😍
عرررررررر تروخدا بازم بزار خیل کم بود🤧🤧🤧🤧😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭من کوکی لاور صبر مبر حالیم نیست😭😭😭اگه کوکی باور درکم کن
عزیزم تو بررسیه💜