خب اینم از پارت ۳ کامنت یادتون نره🧡
از زبان مرینت: تقریبا یک هفته شده بود ولی جواب آزمون من نیومده بود ! نکنه قبول نشده باشم 😟😟😟 *دینگ * دینگ * گوشیم زنگ خورد ، جولیکا بود. مرینت : سلام جولیکا ! جولیکا : سلام ! خوبی ؟ مرینت : آره، تو خوبی ؟ جولیکا: من عالی ام ، جواب آزمون ام اومده من قبول شدم 😆😆 نمیدونی چقدر خوشحالم 😁😀😆 مرینت : واقعا ؟ اینکه عالی 😃😃 جولیکا: جواب آزمون تو نیومده ؟ مرینت: نه هنوز😔 جولیکا : اوه ، همین الان جواب آزمون رز هم اومد ! مرینت : واقعا ؟ رز با تو ع؟ جولیکا : آره، اونم قبول شده😆😃😃 مرینت : چه خوب🙂🙂🙂 ، اوه همین الان یک پیام برام اومده فکر کنم جواب آزمون، من قطع میکنم ، فعلا !
فورا قطع کردم و رفتم پیام هامو چک کردم ، برام ایمیل اومده بود 🙂 ، خواستم ایمیل رو باز کنم که گوشیم زنگ خورد، دوباره ، ولی شماره ی ناشناس بود ! جواب دادم : مرینت : الو ؟ - مرینت دوپن چینگ، این شماره ی ایشون ؟ مرینت : بله خودم هستم ، شما ؟ - من از طرف دبیرستان M.A باهاتون تماس میگیرم ! مرینت : واقعا ؟ اوه ، سلام 🙂🙂 - خب ، شما تو آزمون بورسیه بالاترین نمره رو آوردین ، به همین دلیل بهتون تبریک میگم 😁 مرینت : و...و...وا....واقعا ؟ - بله ! و البته شما بورسیه هم دریافت کردید ، ما باید اسم شما رو در سیستم به عنوان بالاترین نمره ثبت کنیم ولی انگار مدارکتتونکامل نیستن برای این کار ، باید فردا به دبیرستان بیاید ، بهتره با یک بزرگتر مثل خواهر یا.... باشید ، ممنون . مرینت : خیلی خیلی ، ممنون ، حتما فردا میام 🙂😁 - خداحافظ . مرینت : خداحافظ ! گوشی رو قطع کردم و کلی جیغ کشیدم 😆 باورم نمیشد ، رتبه ی اول رو آوردم ، هوراااااااا!
از زبان آدرین : ساعت ۴ بعد از ظهر بود ، ولی خبری از تماس نبود ! - من اومدم 🙃🙃🙃🙃😌 آدرین : سلام مامان ! امیلی: سلام ، چه خبرا ؟ اوه ! راستی ، یک خبر خوب دارم 😁 آدرین : چی ؟ امیلی: قبول شدی ، قراره بدی دبیرستان😉😉😉 آدرین : چه خوب 😊🙂😞 امیلی : چیزی شده ؟ زیاد خوشحال نیستی ؟ آدرین : بابا ، قرار بود الان ها بهم زنگ بزنه ، ولی ....😔😞😞 امیلی: زنگ میزنه ، ممکنه یکم دیر تر😊😊😊 آدرین : مطمئنی ؟ 😔😐 امیلی : آم..... ، شام چی داریم ؟ آدرین : فکر کردم شام خریدی !😟 امیلی : من 😳 ، من فکر کردم تو شام درست کردی ! آدرین : من ، شام 😟😳 ؟
از زبان سونجین ( شخصیت جدید و البته پروفایل ) : تازه از پروازم پیاده شدم ، از کره تا فرانسه واقعا مسافت زیادی هست ! به هر حال بالاخره پرواز تموم شد و من رسیدم ! دل تو دلم نیست دوباره ببینمش ، خیلی دلم براش تنگ شده ☺️☺️ . -سونجین ! سونجین ! سونجین : اوه سلام ماریتا! ماریتا : چه خبرا ؟ سونجین : لازم نبود بیای ، خودم میرفتم ! ماریتا : حتی، فکر شم نکن ! مامنت به مامانم که دوست صمیمی ش گفته پسرش کی میاد ، و از اونجایی که مامان هامون خیلی صمیمی ان ، تو قراره خونه ی ما بمونی ! سونجین : چی ؟😳 نه لازم نیست من خونه ی یکی از دوستام میمونم 😊 ماریتا : اوه حیف شد ! باشه من معمولا رو حرفت حرف نمی زنم، خب خونه ی دوستت کجاست تا برسونمت؟ سونجین : نه نیازی نیست خودم میرم ممنون ماریتا، تازه اون برام حتی راننده هم فرستاده ، اون ها پشت سرت ! ماریتا: آره ... ولی...... سونجین : خداحافظ ! و رفت !
از زبان ماریتا: برگشتم خونه ، قیافت خیلی پوکر بود ! مامانم ( سابین ) : خب چی شد ؟ سونجین کو ؟ ماریتا: رفت ! سابین : کجا رفت ؟ ماریتا: خونه ی دوستش ! دوستش حتی راننده هم فرستاده بود😔 سابین : وای خدا! مرینت : چی شده ؟ عمو سونجین کو ؟ گفتی میاریش؟ نرسیده ؟ ماریتا : چقدر سوال می پرسی، رفت خونه ی دوستش😞 ! مرینت : خب ، حیف شد ، حالا چرا انگار ناراحتی ؟ سابین : مرینت 😑 خواهرت از اون خوشش میاد ! مرینت : چی ؟😳 واقعا؟ ماریتا : نه ! یعنی آره، خب مگه چیه ؟ تو درس نداری 😤😤 ؟ مرینت : هی من رتبه ی اول شدم ها !!!
یکم در مورد سونجین بدونید ، خب سونجین همسن امیلی و ماریتا ست و بله ماریتا ، امیلی ، سونجین هم سن ان ، و سونجین قد بلندی داره و خوشتیپ و البته گوشواره هم داره و دیوونه ی موتور ، خب اون کارخونه ی ماشین سازی و موتور داره و البته یک خر پول ! اون همچنین وار آفرین هم هست.
از زبان سونجین : برام حتی راننده هم فرستاده بود😊😊😊😊 اون تو آپارتمانش بهم یک اتاق داد ، البته به جای اتاق باید بگم قصر ! به هر حال خوش حالم ، خاله کارمن ، واقعا مهربون ! برعکس اون دخترش😒 امیلی !
خب بزاریم بهتر توضیح بدم من هان سونجون ( اسم : سونجون فامیل : هان ) پسر خاله ی امیلی گریندویچ هستم😑 خب راستش من و امیلی از بچگی رابطه ی خوبی نداریم !
○ فردا صبح ○ از زبان سونجین: خوب باید میرفتم جایی ، واسه همین از خونه زدم بیرون تا اومدم بیرون ، دیدمش ! تو عمرم همچنین زن زیبایی رو ندیده بودم !
خب اینم از پارت ۳ و البته بگم که داستان در واقع فقط در مورد سونجین و امیلی نیست ، درواقع بین آدرین و مرینت ، و راستی کامنت یادتون نره و فکر میکنید سونجین کی رو دیده!