سلام انقد نیومد دوباره نوشتم
یه روز روی تختم نشسته بودم که یه جغد اومد و با نکش زد به تختم نامه رو باز کردم نوشته بود هرماینی گرنجر شما به مدرسه ی جادوگری هاگوارتز چی من یه جادوگرم؟!
فقط یه چیزی این درباره ی هرماینی گرنجر هست هرماینی:یک روز صبح داشتم صبحانه میخوردم که با مامان بابام گفتیم بریم باغ وحش حالا رفتیم باغ وحش و اینا ساعت ۴ صبح وقتی که خواب بودم دیدم یه صداهایی میاد دیدم یه جغد با یه نامه داره با پنجره ی اتاقم ضربه میزنه نامه رو گرفتم روش نوشته هاگوارتز؟ خب حتما تبلیغ یه کلوچه ای چیزی یه«بچم توی خواب منگ بوده» انداختمش اونطور صبح که بیدار شدم دیدم که من یه جادوگرم!!،!
خلاصه به مامان بابام گفتم و کتاب اینا رو خریدم و حالا رفتم کلی راجب به جادوگرا و اینا تحقیق کردم و راجب ولد یعنی یو نو هو و هری پاتر میدونستم . رفتم توی قطار تو یه کوپه رفتم بشینم توش یه پسره مو بور با دوتا غول بیابونی و یه دختر مو کوتاه نشسته بودن رفتم تو پسره بهم گفت دراکو: ببینم گروه خونیت چیه هرماینی:مگه فرقی هم میکنه؟ دراکو : بگو دیگه هرماینی:مشنگ زاده ام دراکو : جات اینجا نیست برو زود!،!هرماینی:خیلی بهم بر خورد و از کوپه رفتم بیرون و رفتم توی کوپه ی دو تا پسر به اسم های رون ویزلی و هری پاتر هم اونجا بود!،
رسیدیم هاگوارتز اون پسره که اسمش دراکو بود فکر کنم به هری درخواست دوستی داد اما هری رد کرد . رفتیم برای گروهبندی : سلازار مارینی هافلپاف رون ویزلی گریفیندور نوبل لانگ باتم گریفیندور دراکو مالفوی اسلیترین هری پاتر گریفیندور لونا لاوگود ریونکلاو هرماینی گرنجر
هرماینی گرنجر توی کدوم گروه بزارمت؟ هافلپاف یا ریونکلاو؟گریفیندور یا اسلیترین؟تو با همشون سازگاری ببینم انتخاب خودت چیه اخه به اندازه ی اسلیترینی ها شرور نیستی اما به اندازه ی ریونکلاوی ها باهوش و به اندازه ی هافلپاف ها هم مهربونی شجاعتت هم فوقلعاده است خودت چی میخوای ؟ ریونکلاو یا هافلپاف گریفیندور یا اسلیترین؟
هرماینی : ام اسلیترین نه هافلپاف هم نه گریفیندور یا ریونکلاو؟ ام گریفیندور «همه ی اینا رو توی دلش گفت» کلاه : گریفیندور؟ گریفیندور! همه براش دست زدن بعد از مراسم توی خوابگاه: هرماینی: اه چقدر خسته ام . یه دختری میاد جلوش و باهاش دست میده : سلام من هاگوارتز ام هوگو بلک لین هرماینی : سلام منم هرماینی گرنجر هستم میگم که تو اصیل زاده ای ؟ هوگو:نه من دورگه هستم اصلا هم به این مزخرفات راجب به اصیل زاده و مشنگ زاده و اینا اعتقادی ندارم تو چی نکنه تو اصیل زاده ای؟ هرماینی:نه منم مشنگ زاده ام اما راجب به دنیای جادوگری خیلی چیز ها میدونم.
نتیجه 1
هوگو : این که خیلی عالیه هرماینی:اره اما من خیلی از اسمت خوشم میاد.توی قطار وقتی داشتیم میومدیم به هاگوارتز یه پسره که اسمش دراکو مالفوی بود به خاطر این که مشنگ زاده بودم کلی مسخره ام کرد. هوگو: دراکو ! اون عادتشه هرماینی : تو مگه اونو میشناسی ؟ هوگو: معلومه مگه میشه آدم پسر عمه ی خودش رو نشناسه؟ مامان من یه اصیل زاده است که با یه مشنگ ازدواج کرده به خاطر همین هم با دایی لوسیوس رابطه ی خوبی نداره لایک و کامنت فراموش نشه کیوتم
نتیجه 2
هوگو : این که خیلی عالیه هرماینی:اره اما من خیلی از اسمت خوشم میاد.توی قطار وقتی داشتیم میومدیم به هاگوارتز یه پسره که اسمش دراکو مالفوی بود به خاطر این که مشنگ زاده بودم کلی مسخره ام کرد. هوگو: دراکو ! اون عادتشه هرماینی : تو مگه اونو میشناسی ؟ هوگو: معلومه مگه میشه آدم پسر عمه ی خودش رو نشناسه؟ مامان من یه اصیل زاده است که با یه مشنگ ازدواج کرده به خاطر همین هم با دایی لوسیوس رابطه ی خوبی نداره لایک و کامنت فراموش نشه کیوتم
نتیجه 3
هوگو : این که خیلی عالیه هرماینی:اره اما من خیلی از اسمت خوشم میاد.توی قطار وقتی داشتیم میومدیم به هاگوارتز یه پسره که اسمش دراکو مالفوی بود به خاطر این که مشنگ زاده بودم کلی مسخره ام کرد. هوگو: دراکو ! اون عادتشه هرماینی : تو مگه اونو میشناسی ؟ هوگو: معلومه مگه میشه آدم پسر عمه ی خودش رو نشناسه؟ مامان من یه اصیل زاده است که با یه مشنگ ازدواج کرده به خاطر همین هم با دایی لوسیوس رابطه ی خوبی نداره لایک و کامنت فراموش نشه کیوتم
نتیجه 4
هوگو : این که خیلی عالیه هرماینی:اره اما من خیلی از اسمت خوشم میاد.توی قطار وقتی داشتیم میومدیم به هاگوارتز یه پسره که اسمش دراکو مالفوی بود به خاطر این که مشنگ زاده بودم کلی مسخره ام کرد. هوگو: دراکو ! اون عادتشه هرماینی : تو مگه اونو میشناسی ؟ هوگو: معلومه مگه میشه آدم پسر عمه ی خودش رو نشناسه؟ مامان من یه اصیل زاده است که با یه مشنگ ازدواج کرده به خاطر همین هم با دایی لوسیوس رابطه ی خوبی نداره لایک و کامنت فراموش نشه کیوتم
❣️😍❣️😍
😐❤ نمیدونم چی بگم
داستانت قشنگه
ماچ 😂