
بعد مدت هاااااااااااا اومدم با پارت جدیدددددد 😁 حمایتتتتت کنیدددددد حمایتا خیلی کمههههههههه به دوستاتون معرفی کنید و نظرتونو تو کامنتا بهم بگینننن حمایتتتتتتتتتتتتت 😭😭😭😭
= خیلی رمانتیک بود 😍 ★ کاش یکیعم اینجوری به ما اعتراف میکرد 😑 © من رفتممممم + صبحونه نمیخوری ؟ © نه دو تا شیرموز برداشتم تو راه میخورم + آهاا باییی © بایییی ★ چه صمیمیم شدین تا همین دیروز یه کلمه می گفت به پته پته می افتادی ؟😐😐😐😐 = وایی خیلی به هم میاین 😍 + امممم کوثر یه چیزی باس بت بگم 😂😂😂 = یا خدا 😐 + تهیو....= چییییییی ؟+ تهیونگ..... هیچی ولش کن بعدا میفهمی = اععع😐 + بچه ها دیشب کلی فکر کردم میگم حالا که اومدیم کره من میخوام به یه اسم دیگه صدام کنین ★ نه باوووو؟؟؟😐 ...از این به بعد منو رِنی صدا کنین از این اسم خوشم میاد + باشه هر چی دستور فرمایید 😁 .... از این جای داستان به بعد از زبون کوک : وارد کمپانی شدم و رفتم اتاق تمرین یهو پی دی نیم اومد تو © سلام ( پی دی نیم رو مینیویسم پدن ) پدن : سلام یادتونه با یه کمپانی ژاپنی قرارداد بستیم ؟ © آره چطور پدن : امروز زنگ زدن گفتن رئیس کمپانی داره میاد اشکالی نداره چند روزی خونت بمونه ؟ ( پدن نمیدونه کوک تو رابطس ) © آره حتما پدن خب پس بهشون میگم پدن از اتاق رفت بیرون سریع گوشیمو برداشتم زنگ زدم بع سوفیا ...مجبور بودم چون پدن شک نکنه « پشت تلفن » © الو سلام + سلام چیزی شده ؟ © امم آره خب امروز پدن بهم گفت یه مهمون ویژه داریم و بهتره تو کمپانی نباشه گفت که بیاد خونه من بمونه + ما باید چیکار کنیم ؟ © ساعت ۸ شب بیاین به این آدرسی که میفرستم + باشه فقط کجا هست ؟ © اممم حالا بعدا بهتون میگم + باشه بای © بای بعد یهو در اتاق باز شد و همه ریختن تو اتاق ( یاداوری علامت ها : نامی ∆ ته ® جین ¶ شوگول π هوپی √ موچی × ) ® سلاممممممم چرا پیاممو جواب ندادی ؟؟ حالا ولش کن ¶ خبر دارین که رئیس اون کمپانی داره میاد سئول ؟😐©آره اتفاقا پدن گفت که میاد و خونه من می مونه × پس دخترا چی میشن ؟😐 نمی دونم فقط ی جا هست که می تونن بمونن😑π ما تو خونمون تخت خواب اضافی نداریم باید رو زمین بخوابنااا 😑 ¶ از این به بعد من غذا درست نمی کنم هورااااا 😁 ∆ خب بهش گفتی ؟ © آره دیگه گفتم که ساعت ۸ بیان ® دیگه چه خبر ؟ © اععع ¶ چیز کردی ؟😂 © آره کردم 😑 × خب چی گفت ؟😂 © هیچی √ ینی چی هیچی نگفت ؟😐 ∆ هیچ واکنشی نشون نداد ینی ؟😐 © نه خب خیلی تعجب کرد π شما کار و زندگی ندارین ؟😑∆ راست میگه امروز کلی کار داریم😁
ساعت ۸ شب : از زبون سوفیا ← رفته بودیم به اون آدرسی که کوک فرستاده بود ولی نه خونه ای بود و نه چیزی زنگ زدم به کوک « پشت تلفن » + ما اومدیم به اون آدرسی که فرستادی ولی هیچی نیست ؟ © پشت سرتو نگاه کن + خب عهههه من چطوری ندیدمت 😑 © بیاین تو ماشین بشینین + باش « تلفن قطع کرد » + بچه ها پشتتونو نگاه کنین 😑 = جاننن این چجوری اومد اینجا ؟ ★ انقد ما منگلیم ؟😐 رفیتم طرف ماشین عجب ماشینی کوکم کمکمون کرد چمدونارو بزاریم صندوق عقب ( درست نوشتم ؟😐 ) داشتیم میشستیم تو ماشین که دیدم کوک داره دندوناشو روی هم فشار میده و چشماشم به هم فشار میداد + کوک ؟ چیزی شده ؟ © نه فقط... + چییی ؟؟؟ © سرم درد می کنه + برای چی خب چیزی شدههههه ؟ © نمی...دونم + نکنه سرما خوردیییی. از ماشین پیاده شدم و رفتم جلو نشستم دستمو گذاشتم روی پیشونیش خیلی داغ بود + فکر....کنم س...سرما خوردی © سرم درد می کنه شدیدد + بزار من مسکن دارم ( پانی و رنی( کوثر ) هم تو ماشیننااااا ) به پانیسا گفتم کیفمو بده و یه مسکن برداشتم بهش دادم و گفتم بزار من رانندگی کنم و نشستم پشت فرمون و راه افتادیم ...
+ سرت بهتر شد ؟ © آره ولی هنوزم درد داره + بزار رفتیم خونه میگم دکتر بیاد راستی هنوزم نمیخوای بگی داریم کجا میریم ؟ © خونه ما + مااااا ؟؟؟= خونه بی تی اس ؟؟؟؟؟؟؟ الاه و اکبر خمینی رهبر 😐 ( به فارسی ) © الان چی گفتی ؟؟😂 ★ ینی من میتونم کراشمو ببینم ؟😶 ( به فارسی ) + ایشالا 😂 © متاسفانه فقط یه اتاق اضافی داریم ببخشید 😁 + نه نمیخواد ببخشی😑 چند دقیقه بعد رسیدیم خونشون چمدونارو با کمک هم بردیم بالا و زنگ درو زدیم هنوز بقیه اعضا نیوم ده بودن خونه و ما بعد از اینکه وسایلارو بردیم تو اتاق و چیدیمشون دکتر خبر کردیم ولی خب خودمون قایم شدیم که دکتر نفهمه ....... دیلینگ دیلینگ ( زنگ در ) اول فکر کردم دکتره ولی بعد دیدم اعضا دم درن اول شک شدم ولی بعد درو باز کردم و همه اومدن تو + اممم سلاممم چیزههه اسم من سوفیاست و چیزههه امممم ¶ نمی خواد بگی جونگ کوک قبلا بهمون گفته 😁 + ..... باشه 😅 همه رفتن اتاقاشون و سر و سامون گرفتن و اومدن بیرون و همه نشستیم تو حال که یهوووو زنگ در خورد .... دکتر اومده بود { از زبون کوک : دخترا رفتن و تو اتاق و دکتر اومد تو خونه اول تبسنج گذاشت ...
بعدشم چند تا کار دیگه انجام داد و در آخر دکتر : احتمالا موقع تمرین عرق داشتین و سردتون شده بعد سرما خوردین و این دارو هارو براتون مینویسم تا پنج روز سر ساعت استفاده کنین حداقا پنج روز استراحت باید استراحت داشته باشین مخصوصا الان که اولشه و نباید برین کمپانی و بهتره بگم کلا کارو تعطیل کنین. بعدم دکتر رفت بیرون. از زبون سوفیا : تو اتاق ← + پانیسا ؟😂 ★ بله 😒 + آماده ای 😂 ★ آم....ماد..ه چ..چی ؟ + دیدن کراشت 😂 ★ اعهههههعع { بگم پانیسا آرمی نیست ولی رو جیهوپ کراشه } = خب کرم ریزی بسه دیگه 😑 بریم ★ نه وایستاااااا + چی چرا خو ؟ ★ استرس دارم چیکار کنم ؟ + ببین خیلی با آرامش و آسایش و لبخند میری میشینی رو مبل پاهاتو میندازی رو هم و سکوت می کنی تا اگه چیزی برای گفتن داشتی بگی یا اگه ازت سوال پرسیدن هم بدون پته پته جواب میدی حله ؟ ★ آ..آره = قشنگ معلومه حله😂 + باشه دیگه بریم ★ یا علییییی 😁 یهو یکی درو باز کرد و در خورد به پیشونی پانیسا ( نامی ∆ ته ® جین ¶ شوگول π هوپی √ موچی × ) √ ببخشید خوبین ؟ ★ اععم چیزه آره خ...خوبم مرسی √ دکتر رفت میتونین بیاین
+الان میایم بعدم جیهوپ از اتاق رفت بیرون و ماهم پشت سرش دست در دست هم رفتیم و نشستیم روی مبل © خبببب چرا همه انقد ساکتین 😐. پانیسا بهم یه اشاره کرد و بهش نگا کردم یهو گوشیشو آورد بالا چی ؟؟؟؟ از وقتی تو ماشین داشتم تب کوکو می گرفتم و حرف میزدیم فیلم گرفتههههههه بووووددد 😑😑 ∆ اممم خب از خودتون بگین 😃 = تو بگو ★ نه تو بگو + تو بگو = نه تو بگو + باشه بابا من میگم 😑 ¶ 😂😂😂 + ام ما دانشجوی رشته هنر و نقاشی هستیم و هر سه تامون بیشتر از سه ساله که آرمی هستیم و... ★ نه من آرمی نیستم فقط... 😶 بعد کوثر در گوش پانیسا گفت : داشتی سوتی میدادیا 😂 + بله ما از ایران هم اومدیم تا اینکه یک روز بلیط آنلاین کنسرتتون رو دیدیم و تصمیم گرفتیم بیایم کره = منو رنی صدا کنین 😅 ★ اسم منم پانیساست 😄 × یه پیشنهادی © چی ؟ × بیاین بازی کنیم √ چی ؟ = جرعت حقیقت امم البته فکر نمی کنم بلد باشین سوفیا براشون توضیح بده + خب خودت چرا نمی گی ¿😐 = اممم خب تو بگو دیگهههه 😑. بعد نحوه بازی رو بهشون یاد دادم و نشستیم یه بتری آوردم + سرش سوال تهش جواب ... دفعه پنجم که ....
بتری رو چرخوندیم افتاد به من و جیمین × جرعت یا حقیقت ؟ + امممم ...چیز جرعت × مجبوریاااا 😂 + چی ؟ × باید لپشو بوس کنی 😂. ناگهان همه با تعجب به جیمین نکاه کردن √ جیمیننننن 😐 × چیه خب بازیه دیگه 😐. + چیرو ؟ × کی رو ؟😐 + کی ؟ × معلومه دیگه کوک ¶ زود باش وقت نداریم 😐 سرانجام نگاهی زایهآنه به زمین کردم و چهارزانو مثل گربه به طرف کوک حرکت کردم و نشستم کنارش ∆ اهمممم😐 چشمامو بستم و یه بوسه کوتاه روی گونش زدم. عررررر چقد نرم بودددد در درونم هم خوشحال هم ناراحت هم ترسیده هم خجالت زده کلا مخلوطی از همه حس ها 😐. کوکم که داشت از خنده و خجالت آب میشد 😂 نفر بعدی چرخوند تهیونگ و شوگا π جرعت حقیقت. چند ثانیه بعد : π صدامو داری ؟😑 ® امم حقیقت π تا حالا عاشق شدی؟ √ شوگااااا ؟😐 ∆ همچین سوالی ازت انتظار نمیرفت 😐 π اولین چیزی بود که به ذهنم رسید. ذهن رنی : ینی چی ؟ ینی اون عاشق یه دختره ؟ یا نه ؟ وای قلبم داره از جاش کنده میشه 😷 بگو دیگههههه ® خب آره یجورای 🙂 © اووو فهمیدمممممم ¶ خب نفر بعدی منم 😐
و بازی ادامه یافت و حدود ۱۵ دقیقه بازی کردیم و کلی خندیدیم و در آخر همه خوابشون میومد و رفته بودن اتاقاشون منو پانی و رنی هم که تو یه اتاق می خوابیدیم. گرمم بود و یه شروارک کوتاه با تیشرت گشاد و بلند پوشیدم هنسویریمو برداشتم و آهنگ we dont tak eny more رو پخش کردم و خوابیدم از زبون کوک : اتاقم بغل اتاق سوفیا بود شب خوابم نمی برد سردرد داشتم ساعت ۶ صبح از صدای جیغ از خواب پریدم و مثل جت از اتاقم پریدم بیرون و در اتاقشون رو باز کردم دیدم رنی و پانی دارن سوفیا رو صدا میزنن © چی شده ؟ صدای چی بود ؟ ★ کابوس دیده بیدار نمیشه رفتم نشستم پیشش و یهو با سرفه بیدار شد + ک....ک...کوک © خوبی ؟ کابوس دیدی حالت خوبه ؟ + آره فقط باید آب بخورم ... بعد از اتاق رفت بیرون و یک لیوان آب پر کرد و خورد دستش یکمی میلرزید نمیدونم انقد بد بوده که اینجوری میلرزه ؟ دنبالش رفتم و پشتش وایستادم + نمیخواد نگران باشی فقط خ...خواب بود تو هم برو بخواب © میدونی که تا نگی چی شده نمیرم + ن...نمیخوام دربارش حرف بزنم ... بعدم به سمت اتاقش حرکت کرد دم در اتاقشون دستشو کشیدم و آوردمش تو اتاق خودم خورشید طلوع کرده بود © س... یهو از همون فاصله دو متری تند دوید طرفم و در حدی محکم ب*غ*ل*م کرد که نزدیک بود بیفتم + 😭😭😭😭😭 هققققق © گریه نکننننن + آخه م..میترسم © از چی میترسی من پیشتم + میترسم هققق از دستت بدممم 😭 © نمیخواد بترسی من هستم و میمونم میتونی بهم تکیه کنی من دوستت دارم + قول بدهههه😭 © قول میدم 🙂
© قول میدم تنهات نزارم 🙂. چند دقیقه بعد. + کوک © بله +من سرم خیلی درد می کنه © وایسا زنگ بزنم دکتر + وایسا وایسا یه چیزی یادم اومدههه © چیه + من یکی از دوستام الان تو کرس دکتره البته از من و پانیسا و کوثر بزرگتره ©کیه ¿😐+ اسمش میهاعه و کسیه که منو آرمی کرده ©وایسا میگم الان خواب نیست + نه شب تا صبح بیداره 😁©😂😂😂😂. بعد به میها زنگ زدم () سلام شما ¿ © سلام جونگ کوکم دوست سوف... ()😳واقعا😳 © آره خب دیگه 😁 () چی شده؟ © سرش خیلی درد میکنه () خب مسکن بده بهش بخوابه خوب میشه😐 © نه 😕 ()خب چی از زبان کوک : کل داستانو برای میها گفتم () اها ادرس بده الان خودمو میرسونم .... ادرسو دادم [] یک ربع بعد. صدای موتور می یومد + خودشه © کی خودشه ¿😐 +صدای اگزوز موتور میهاس © چی میها موتور داره 😳 + اره خیلی بزرگه. میها : زنگو زدم. درو باز کرد کوک بود داشتم اب میشدم اخه از ارمی چه انتضاری داری اب نشه😌(خب منم بودم اب میشدم ) «ساکت» داشت هی میگفت ای هی میگفت وای عصبی شدم () وایسا دودقیقه ماینت کنم😡 + باشه 😟 چیزی نیست خواب بد دیده به سرش فشار امده 😄. بعد یهو جیغ زد () کر شدم بسه چی شد 😨 +درد داره دارد داره ()کجاش ؟ +اینجا😣 توی گیج گاه بود 😨
مغز میها : بد بود ولی دکترا قبلا به من گفته بودن (اخه بردنش بیمارستانی که میها توش بود ) من اون موقع مرخصی بودم () یه دقیقه وول نخور 😠 +نمی تونم 😭 () منم نمی خوام که درد داشته باشی میخوام بهت سرم بزنم 😬 + نههههههههههههه به کوک گفتم دستاشو و پاهاشو بگیره © نه 😖 () پس منم خوبش نمی کنم +باشه وول نمی خورم 😥() افرین دختر خوب 😊اروم نشست سرمو زدم بهش + میها () جانم © عهه صمیمی شدین ؟😡 () من به همه میگم وقتی صدام میکنن 😶 © اخه ...هی ولش + میها میشه بمونی ؟😥 () جانیست😞 +چرا مثل قدیما همه روی زمین میخوابیم ☺() اخه تو سرت درد داره نباید جای سرد باشه 😟 +بالشت مال همین مواقع هستاااا () اره راست میگی 😀 + پس میمونی ¿☺ () اره +پس نهار منو تو درست میکنی😁 کوک چراااااااااااا (حالت شاکی) چون میها دست پختش عالیه😀 () برووووووو دستپخت من کجاش خوبه ؟😑+ اما فوتو چینیات که خوشمزن 😁 ()اممممممم نمیدونم ولی اینم باشه + هورااااااااااااا ... [] از زبون سوفیا : ظهر شد پسرا بلند شدن ... ()سلام 🙋 همه با هم : سلام 😸 ® توکی¿ اینجا چیکار میکنی¿ ادرس خونه مارو از کجا اوردی¿😡😡😡😡😡 سوفیا و کوثر و پانیسا باهم : دوستمونههههههههههههههه😡😡😡😡😡😡😡😡® ® باشه باشه ببخشید 😐 ×هنوز نگفتی کی هستی😑 () امممم خببب من میهام سه ساله اومدم کره رشتم پزشکیه ولی من هنر هم خوندم از دخترا ها بزرگ ترم بیست و شیش سالمه چیز دیگه مونده نگفتم ☺ پسرا با هم : دوتا رشته داری ؟!😲 ()اره 😁© میها () بله © چه ورزشی رو دوست داری ¿ () من بوکس کاراته بسکتبال والیبال دوچرخه سواری ... دیگه... راستی جین ¶ اسم منو از کجا میدونی😑 () از یه ارمی چه انتظاری داری 😌 ¶ عههههههه ارمی () اره😏 ¶ حالا چی میخواستی بگی¿😑 () غذا امروز بامن همه : چییییییئیی () پیچ پیچی😐 ¶ امید وارم نسوزونی + میها هیچ وقط غذاشو نسوزونده 😠 √ حالا چی درست میکنی ؟😐 () ماکارونی 😁 سوفیا و کوثر و پانیسا باهم : اخخخخ جونننننننننننننننننمییییییییی ¶ چیزی شده ¿😑 + من عاشق ماکارانیمممم (نمی دونم هستی یانه بقیه هم نمیدونم داستانه دیگه میگم) ★ منممممم = منممممممم () خب پس غذا ماکارانی😀 سوفیا و پانیسا و کوثر : ارههههههههههههههههههههههههههههههه
این اسلاید رو کامل بخونید چیز مهمی گفتم با تشکر ویژه از میها جان که دو تا اسلاید قبلی رو نوشت 😁 بعدا براش جبران می کنم😂 خب ببینین خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلییییی کمهههه حمیتاااااااا میدونستی یه لایککککک میتونه کلی به من انگیزه بدههههه یا حداقا نظرتونو کامنت کنیدددد 😑😑😑 من از اونایی نیستم که واسه پارت بعد شرط بزارم ولی خب شمام حمایت کنید دیگه منسفانه نیستتتتتتتت. بایییییییییییی نمیخواد بری نتیجه چیز خاصی نداره 😑
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالیهههه😘😘
مرسی عزیرممم🍉🍉
آره آجی میشم منم سوفیام ۱۱ سالمه و فکر کنم تقریبا دو ساله آرمیم 🙂