همینجوری خوابیده بودم که یک نفر در زد فکر کردم توهمه باز خوابیدم که یهو یک نفر افتاد روم یورا:یا خدا کوک: یورا نترس منم یورا:گراز تو اینجا چیکار می کنی من کوک: من می ترسم یورا: خب من چیکار کنم برو بخواب کوک: یورا خب چیکار کنم می ترسم وای یادم میافته اون رح ها جن وای یورا: کوک از دست تو من چیکار کنم خب الان من باید باست چیکار کنم هان کوک: خب می زاری من تو اتاقت بخوابم لطفااااا نتونستم با اون قیافه کیوت نه بگم یورا: باشه کوک: هورا دستتت درد نکنه یورا: خب زیر تخت پتو بالشت هست بردار کوک: باشه دستت درد نکنه یورا چرا داری به من نگاه می کنی برو بخواب دیگه کوک : باشه من رفتم خوابیدم کوکخوابیده همینجوری خواب بودیم که یکی در زد
یورا: یا خدا کوک: کی کیه ته: نترسید منم کوک : تع کشتیم ته : من یونان می نرسیم گفتم میشه پیش شما به خوابم یورا: باشه بیا تو ته :دست درد نکنه ته یونتان آمدن تو خوابیدن بعدش
پیام بازرگانی😃😃😃😃 صبح سلامتی میاره یک دوسه چهار بالا دو سه بیا شیرش بعدم دوغش بدم کدوم بدم آقای ضیا بفهمی چیکار میکنه پشمات میرزه 🤣🤣🤣🤣
تکتک اعضا آمدن اتاق من خوابیدن بعدش همه باهم خوابیدیم صبح یورا بلند شدم دیدم که اعضا همه خوابیدن پس خودم رفتم آشپز خانه صبحونه درست کردم اونم کلی بیکن تخم مرغ آب پرتغال شیر کاکائو داغ کنسرت لوبیا سوسیس تخم مرغ
از زبان اعضا بلند شدیم دیدم نیستش یورا بعد همه باهم رفتیم صبحونه خوردیم
خب گلا لایک کنید دیگه
نظرات بازدیدکنندگان (2)