اگه از رومان خوشتون اومد تو کامنت بگید مرسی🤍😘💕
(ت) از وقتی یادمه اون بود وقتی هیچ دوستی نداشتم تنها کسی که باهام خوب رفتار میکرد تنها کسی که به دردو دل هام گوش میدد تنها کسی که بهش اعتماد داشتم و دارم اونه الان یک ماه ندیدمش 📎🖤
یک روز قبل تولدم وقتی داشتم برای یه قرار کاری به کافه میرفتم اونو با دوستم دیدم خیلی بهم نزدیک بودن باهم میخندیدن تا منو دیدن رنگشون پرید خیلی از دستشون اعصبانی بودم (اون =جیمین ) با عجله از اونجا دور شدم تا سرمو چرخوندم دیدم یه ماشین با سرعت داره بهم نزدیک میشه🩸❌🖤
امروز از کما بیرون اومدم اون ( جیمین ) بالا سرم داشت گریه میکرد متوجه نشد به هوش اومدم داشت ماجرای اون روز و با گریه برام تعریف میکرد بدون اینکه بدون من به هوش اومدم 🔗
جیمین میگفت فقط منو دوست داره و اون روز با دوستم داشته برای سوپراز تولدم برنامه ریزی میکرده وقتی جیمین به صورتم نگاه کرد دید صورتم پر اشک شده با ترس پرستارو صدا کرد وقتی پرستار اومد به جیمین گفت به هوش اومدم 🖇🤍🖤
جیمین از حرف پرستار خیلی خوشحال شد ولی فک میکرد من هنوز از دستش اعصبانیم منم تصمیم گرفتم بایه شوخی سوپرایزش کنم 💕🤍
وقتی جیمین ازم معذرت خواست گفتم چرا از من معذرت میخواین مگه چیکار کردین من که اصلا شما رو نمیشناسم 😂(جیمین) پرستاااار مریضم هیچی یادش نمیاد 😂
قبل ازینکه جیمین ازم معذرت خواهی کنه همه چیز رو به پرستار گفته بودم تا یه وقت لو نرم دیگه داشت شب میشد جیمینم میخواست بیمارستان بمونه منم تصمیم گرفتم وقتی صبح وقتی از خواب بیدار شد سوپرایزش کنم وبگم قضیه رو میدونم 💕🖇
وقتی صبح از خواب پاشید دید من سر جام نیستم ترسید وقتی از اتاق اومد بیرون پریدم بغلش و بهش گفتم وقتی داشتی برام قضیه رو تعریف میکردی شنیدم 🖇🖤🤍
لایک یادتون نره اگه دوس داشتین تو کامنت بگید 😘
بای بای 🤍🤍
بازم بزار
باش
عالی پارت بعد بزار😍
ممنون 🤍