
سلام تستچی لطفا بخون
تستچی گفت مراسم هالوین داریم درست تو روز 9 آبان منم امتحان داشتم و وقت نداشتم تست مناسبی بسازم برای همین تیری توی تاریکی زدم (کنایه از اینکه شانس خودم رو امتحان کردم) و یک داستان هالووینی نوشتم.
داستان یه روز داشتم تو جنگل قدم می زدم با دوستم مبینا درست تو شب هالوین من و دوستم برای خوش گذروندن با هم و با خانواده هامون به کلبه خانوادگی ما که داخل جنگل آمده بودیم قرار شد من و دوستم قاشق زنی کنیم و بریم از خونه ها شکلات بگیریم 🤤🍫🍬🍭 حالا رسیدیم به اول داستان کلبه ما یه کم از شهر فاصله داشت و برای رسیدن به شهر باید از وسط جنگل رد می شدیم 🌲🌳🌲🌳🌲الان با دوستم داشتیم از وسط جنگل عبور میکردیم. حالا بریم سر موضوع لباس هامون من یه لباس خون آشامی و دوستم یه لباس شیطونک پوشیده بود. حالا ادامه داستان یکدفعه یه صدایی آمد منم گفتم حتما یه گربه است و بدون توجه به اون به راهم ادامه دادم وقتی وارد شهر شدیم در خونه ها رو زدیم و مردم با خوشحالی به ما شکلات می دادن و من رو با تعجب نگاه می کردن 🤔(مثل این ایموجی) وقتی در خونه سوم رو زدیم صاحب خونه این جوری به من نگاه کرد 🤨😮😡 دست منو گرفت و من رو از مبینا جدا کرد و به داخل خونه کشید بعد سرم داد کشید آنی صد بار بهت نگفتم با انسان ها صحبت نکن 😡 این چه لباسی پوشیدی؟ 🤨 ......... این داستان ادامه دارد
و خلاصه داستانم رو داخل تستچی گذاشتم وقتی دوباره تستچی رو چک کردم دیدم تست ام وارد لیست شده 🤩 خیلی خوشحال شدم
تستچی گفت علاوه بر اینکه تست تون داخل لیست منتخب می ره یه جایزه دیگه هم دارید. من با از تعجب شاخ در آوردم 😮🤯 بعد ساعت 8 شب به ما ایمیل فرستاد. داخل ایمیل یک لینک بود وقتی روی لینک زدم گوشیم سیاه شد و مکان گوشی خود به خود روشن شد 😮
بعد ساعت 8 شب به ما ایمیل فرستاد. داخل ایمیل یک لینک بود وقتی روی لینک زدم گوشیم سیاه شد و مکان گوشی خود به خود روشن شد 😮 گفتم ولش کن گوشی رو خاموش کردم و به کارام و امتحان رسیدم بعد دیدم ساعت 8 دارن در خونه رو می زنن و قتی بابام در و باز کرد یکی آمد تو و با زور اسلحه من رو مجبور کرد باهاشون برم چشمام هم بسته بود 😶
بعد داخل یک اتاق با چند نفر دیگه منو ول کردن. خیلی عجیب بود همه اون ها مثل من بچه بودن 😮 وقتی باهاشون صحبت کردیم دیدم همه عضو تستچی هستن و برنده مسابقه دوباره تعجب کردم نکنه تستچی ما رو دزدیده و اگه دزدید برای چی؟
بعد یک نفر که نمی شناختم آمد و رو به ما گفت شما باید داخل این چالش شرکت کنید ولی هر کس خواست می تونه شرکت نکنه و بره چند نفر درخواست رفتن کردن وای من چون عاشق ماجرا جویی بودم قبول کردم
وارد چالش شدیم چالش مثل فرار کردن از اتاق فرار بود وقتی از اتاق بیرون آمدیم تستچی رو دیدیم و حنا و همه دستاندرکاران تستچی خیلی جالب بود این همه آدم برای یه سایت کار می کنن با همه آشنا شدیم و حرف زدیم ودر کل شب جالبی بود 🎃 البته چند بار ما رو ترسوندن ☹️😂 این هم شد هالوین ما با تستچی
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
😂😂😂😂😂😍😍😍😍
😍😍😍😘😘😂
🍭🍭🍭🌷
چه تستم زود برسی شد 🤩