
سلام 🍒😇 عشقا این پارت دومه یکم کوتاهه و یکم هم عاشقانه ولی قرار نیست عاشق، هم بمونن کت مون قراره ۱۷ سال برای رسیدن به لیدی تلاش کنه حالا بیشتر، لو نمی دم😇😘
مگی : اومدم خونه رفتم رو تختم به این فکر کردم که دیگه پدر مادرم نیستن و من چقدر خوشبختم ☺ یهو تیکی اومد بیرون و یک سری توضیحات دیگه بهم داد مثلا گفت کوامی ها روز تولد شون به انسان تبدیل میشن و چیزای اینطوری..... 🧚♀️🧚♀️🧚♀️
ادرین : دلم واسه بانوم تنگید تبدیل شدم و رفتم بیرون که دیدم لیدیم اونجا نشسته 😍 رفتم پیشش نشستم مگی :حالا وقتشه نقشمو عملی کنم ........کت نوار من......ع.ا.ش.ق.ت.م........... کت نوار : واقعا 😯😯😯😯 لیدی : هههههههههههههه اره 😁 کت: چرا میخندی ع.ش.ق.م ، 😚😍 لیدی : هیچی کت : بلند شدم دستشو گرفتم و بلندش کردم 😘 بعد رفتم جلو و گفتم : امکانش هست بانوی من؟ لیدی : تو فکرش :: ما هنوز بچه ایم ☹️💔 نمی شه که ولی بیشتر اذیت میشه ❤ گفتم باشه و بعد ::::::::::::::::💏 اونم از اون نوعش قرمز شدم رنگ لباسم 🐝🍵🐍 حالا وقتش بود اذیتش کنم 😎 مگی؛: فروردینی هایی که این داستانو میخونن😌😍🥰 کامنت بزارن 😘 چون پرچمشون بالاست 😌
بعد گفتم من ازت متنفرم و ازش دور شدم 🌙 کت: دنیا رو بهم داد بعد یهو ازم گرفت چرا😭😭 واقعا غیر قابل تحمل بود 📦 هاک ماث: به به چه سوپرایزی 😈 یک ابر قهرمان نا امید یک عشق یک طرفه غیر قابل نابودی برو اکوما زیبا من🦋 و شرورش کن 🐻 لیدی : انگار بد اذیت کردم داشت گریه می کرد 😭 یهو دیدم یک اکوما بهش نزدیک شد چاره ای نداشتم نمی خواستم شرور شه گفتم : نه من شوخی کردم و بغلش کردم 🙁😔 گفت : دیگه هیچ وقت از این شوخیا نکن « همراه با گریه »😭
مگی : شب شد خوابم نمی برد من ع*ا*ش*ق ادرین بودم ولی ما هنوز بچه ایم ☹️ زوده واسه این کارا ولی دلم می خواست یک خورده کت رو اذیت کنم مثلا ع*ا*ش*ق*ش بشم بعد باهاش قهر کنم 🙂
تبدیل شدن و رفتم رو یک ساختمون نشستم و به ماه خیره شدم 😍🌙🌙 واقعا که زیبا بود
خلاصه امشب عالی بود با اجیام یواشکی رفتیم بیرون و کلی خوش گذراندیم ولی یک فکری منو گرفته بود 💔😓 نویسنده :چه فکری؟ مگی: فکر کت نویسنده نگران نباش تا ۱۷ سال بعد بهش میرسی شایدم اون بهت برسه فقط ببین تو این ۱۷ سال چها که نکنه 😆 مگی :::::::........... صفحه بعد آنچه خواهید دید :::؛؛؛::
مگی : هعی با کت چه کردما😆 یک صدا اومد : آجی آجی بیداری ؟ گفتم اره بیدارم گفت میای باری کنیم ؟ گفتم کنیم ؟با کی کنیم ؟ گفت : اون یکی آجی و شوهرش اومدن ولی تو اتاق من قایم شدت که مامان نفهمه بدو بیا گفتم اخ جون ن و ع اومدننننننننن هورا رفتم پیش اجیام ٪مگی دو تا آجی داره که هر دو ۳۰ سالشونه یکی ن اون یکی هم ن هر دو اول اسمشون ن هست و ... ٪ و کلی با هم بازی کردیم 😊😉🦋
ادرین : رسیدم خونه امشب لیدی باگ دنیا رو بهم داد بعد یهو زیر پامو خالی کرد هععییی😭😓🥺
خیلی لیدیم لجبازه 🙁 نویسنده : گفته بودم که اخرین باره که میبخشم 😌 بله بچه ها لیدی تا ۱۷ سال بعد ع.ا.ش.ق کت نمی شه 😌 ادرین : من مگه چیکارت کردم؟ نویسنده : گفتی فروردینیا لج بازن 😘😋 منم بهت لجبازی رو نشون دادم ادرین:غلط کردم 🙁 نویسنده : ماشالا پولداری که یک غلط گیر میخریدی ادرین : باشه 😞 ۱۷ سالم پاش میمونم 😇 نویسنده : بمون 😘 ادرین : میمونم😊
خوب عشقا حتما کامنت بزارین 😘🙂🥰 انچه خواهید دید :::یعنی تا ۱۷ سال 😞 نه امکان نداره دو شخصیت که یکی باشن ::::: نه کارمن نههههههههههه
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
نظرات بازدیدکنندگان (4)