بریم برای رماننننننننن
مادرم:شاهزاده خانم من مادر شما نیستم اسم من هاناست و محافظ شما بودم _چی امکان نداره یکی در رو باز کرد یک زن زیبا با چشمان بنفش وموهای طلایی بود خیلی شبیه من و زیبا بود و یک دم پری دریایی زیبا داشت ویک تاج سلطنتی با یاقوت بنفش:سلام دخترم _چی توکی هستی من ملکه ملیندا هستم مادر تو وتودر شهر پری دریایی ها هستی باورم نمیشد چی داشتم میشنیدم _مادر من؟ ملکه ملیندا:بله و تو ملین هستی _ملین؟ملین کیه اسم من هلنه هانا:بانوی من اسم شما ملین هست و ایشون مادرتونه ملکه دریا _ملکه دریا؟ داشتم شاخ در میوردم یعنی من دختر ملکه دریا هستم؟ ملکه ملیندا:بله هرسوالی داری بیا همراه من تا همه چیز رو برات توضیح بدم وپدر و خواهرهات رو ببینی اما قبلش باید معجون جادویی رو بخوری تا تبدیل به یک پری دریایی بشی _معجون جادویی؟ هانا:بانوی من بفرمایید
وقتی خوردم سرم گیج رفت و ناگهان دیدم که بجای داشتن پا یک دم پری دریایی زیبا به رنگ بنفش داشتم _وایی چه زیباست! ملکه ملیندا:بیا دخترم همراه مادرم رفتم قصر خیلی زیبا بود وبا یاقوت هاوصدف های خیلی زیبا تزیین شده بود یک در خیلی بزرگ باز شد و داخل شدیم اتاق خیلی زیبا بود وروبروم ۲تخت سلطنتی خیلی بزرگ و یک تخت کوچک تر بود و همینطور ۵ تخت کوچک تر بود که در تخت بزرگ یک پری دریایی مرد با دم پری دریایی سبز رنگ و خیلی بزرگ با یک عصای ۳شاخه نشسته بود و دوتخت بزرگ دیگر خالی بودن در۵تخت دیگه ۵دختر زیبا هم نشسته بودن وقتی رفتیم داخل... ادامه دارد🌻
بچه ها تموم شد 😘
بچه ها ترو خدا کپی نکنید من خیلی زحمت کشیدم برای رمان😓
دوباره مرگ بر اسلاید اضافه
امیدوارم خوشتون اومده باشه خدافس♥️❤️لایک فراموش نشه
نظرات بازدیدکنندگان (1)