با سلام دوستان این هم پارت سوم داستان مورتال کمبت کامنت بذارید بعد خوندن ممنون
بعد از اینکه اسکورپیون همه ی اون غول ها را شکست داد غول آخری گفته بود ک رئیس ما کوان چی است و وقتی اون غول آخر را کشت اسکلت کله اش را گرفته بود دستش و دنبال کوان چی میگشت که وقتی داشت دنبالش میگشت دید که روی صندلی میان آتش ها نشسته است و اسکورپیون گفت
تو که رئیس همه اینا هستی اینا را من کشتم و چیزی برای من نبود و اگه تو منا از اینجا بیرون نبری تو هم میکشم کوان چی گفت به به چه کسی بلاخره یکی از راه رسید که بتونه همه ی این غول هارا شکست بده اسکورپیون گفت من میخوام از یک نفر انتقام بگیرم تو باید منو از اینجا ببری بیرون کوان چی گفت باشه ولی باید به همه ی حرف های من گوش کنی
کوان چی که میخواست به رئیسش شیناک خیانت کنه به اسکورپیون گفت که من میخوام برای مسابقه ی مورتال کمبت یه نفر را ارتش خودم بذارم تو به ارتش من میپیوندی؟ اسکورپیون با فکر کردن گفت اره فقط برای اینکه میخوام از یکی انتقام بگیرم این حرف تورو قبول کردم
کوان چی گفت که من از این به بعد اسم تورو اسکورپیون میذارم اسکورپیون قبلا اسمش هانزو هاساشی بود و اسکورپیون این پیشنهاد را هم قبول کرد و اسکورپیون و کوان چی رفتند که به مسابقه برسند
از طرف دیگه ریدن و ارتشش به جزیره رسیدند و جانی کیج گفت وای من خیلی هیجان دارم که میخواهم یه فیلم فوق اکشن بازی کنم خیلی عالیی میشه اگه که کارگردان به من حقوق بیشتر بده قیافه ی سونیا بلید و لیو کنگ 🙄😑ریدن به سونیا و لیوکنگ گفت که این جانی کیج هنوز هم نمیدونه که بازیگری نیست و مبارزه ی واقعیه
وقتی که آنها به قلعه مورتال کمبت رسیدند وقتی که وارد قلعه شدند دیدند که چند نفر مثل خودشون که برای مبارزه آمده اند دارند برای مبارزه های مورتال کمبت آماده میشوند و جانی کیج وقتی دید که مبارزان دارند غذا های چندش آوری میخورند گفت وایی اینا چین که شما میخورید مگه بازیگرا از اینجور غذا ها میخورند 🤢یه غذای درست حسابی و کلاسیک و آبرو مند اینجا پیدا نمیشه
شیناک مپیر همه ی مبارزه های مورتال کمبت بود و پس از مدتی بقیه ی مبارزان را صدا زد و گفت همگی اینجا جمع شوید من میخواهم یکی از مبارزان خودم را که جز ارتش من است بذارم با یکی از مبارزان مبارزه کنه و وقتی همه میخواستند ببینند که چه کسی میخواد با ارتش شیناک مبارزه کنه شیناک گفت من خودم این مبارز را انتخاب کرده ام که با ارتش و مبارز من مبارزه کنه
اسکورپیون با کوان چی از راه رسیدند و بالای قلعه بودند و میخواستند ببینند که چه کسانی مبارز هستند و وقتی که مبارزه شروع شد کسی که میخواست با مبارز شیناک مبارزه کنه اومد و سونیا هیجان زده شد و ترسید و اگه گفتین اون مبارز کی بود؟
آن مبارز که میخواست با مبارزِ شیناک مبارزه کنه جکس بود استاد سونیا بلید و سونیا گفت استاد مگه شما هم توی این مبارزه های مورتال کمبت هستید و مبارزه میکنید جکس گفت اره من هم هستم از تو که کمتر نیستم سونیا و از طرفی فردی که مبارز شیناک بود اومد بیرون و همه هیجان زده شدند و از او ترسیدند و او کسی نبود جز گورو که چهار دست داشت و مبارزه شروع شد
اینهم از پارت سوم داستان مورتال کمبت بعد از اینکه خوندید کامنت هم بذارید و از داستان های آقای هاکمات و ادرین دیدن فرمایید منتظر پارت بعدی این داستان مورتال کمبت هم باشید ممنون شب و روزتون بخیر 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹