سلام حالتون خب باشه ایشالا دلتون گرم باشه بدنتون سالم باشه کلا حالتون خوب باشه میریم سراغ پارت سوم رویا های امیدوارم خوشتون بیاد
بله بالاخره اونا رسیدن به کوه رومی کوه رومی بسیار گرم بود ولی خداروشکر اونا آب همراهشان داشتن خلاصه مثل کوه قبل از کوه بالا رفتن و چون کوه قبلی خیلی سرد بود و کوه رومی گرم نشستن و کمی استراحت کردن
آره خلاصه سارا گفت: من برم اونجا کمی کار دارم فرد گفت : خب برو جک گفت :,فقط مواظب باش چاله هایی تو این گودال هستند که واقعا داغن و اگر بیوفتی توش میسوزی
سارا با نفرت گفت: باشششش همینطور که داشت میرفت زمزمه میکرد : فکر کرده من دست و پا چلفتی هستم فکر کرده کیه که یهو زیر پایش خالی شد و افتاد تو گودال همون موقع جیغغغغ بلندی کشید جک و فرد با شنیدن صدای جیغ خودشونو به سارا رسوندن و بایه تناب سارا رو بیرون کشیدن البته بیشتر جک کشید فرد داشت میگفت نترس سارا الان میاریمت بیرون نترس
وقتی سارا اومد بیرون به جک گفت: ممنون اما خیلی عمیق نبود خلاصه اونا راه افتادن تا از کوه بیان پایین و به کوه دیگری برسن یعنی کوه سینگا
اما تو راه یه خرگوش تپلی بامزه جلوشونو وایساد سارا گفت: وای خدا چه نازه خیلی گوگولی مگولی هست من میخوام بیارمش
فرد گفت: آره خیلی نازه فکر خوبیه بیارش سارا گفت: البته مال خودمه فرد: باشه قبول
خلاصه دوباره راه افتادن تا یهو زیر پای همشون خالی شد به غیر از جک جک با تناب فرد رو آورد بیرون ولی سارا رو نه سارا گفت منتظر چی هستی پس بیارم بیرون دیگه جک گفت اما تو کمک منو نمیخوای فرد سعی کرد سارا رو بیاره بیرون اما نشد
فرد گفت: خواهش میکنم جک سارا رو بیار بیرون خواهش میکنم جک خواهش میکنم جک : بخاطر تو سارا رو میارم بیرون اما هرچی کشید نتونست سارا رو بیاره بیرون چون پای سارا به یه چیزی گیر کرده بود سارا داشت گریه میکرد جک : فقط یه کار میشه کرد اون رفت تو گودال و پای سارا رو بیرون آورد و فرد هم سارا رو کشید بیرون اما جک تا خواست بیاد بالا پاسخ لیز خورد و پاس بد جوری سوخت سارا خودش رو سرزنش میکرد اون به جک گفت : ممنون جک تو واقعا خوبی که منو نجات دادی اونا دست همو گرفتن و یهو سوختگی پای جک به کلی خوب شد اون از کوه رومی پایین اومدن و رسیدن به کوه سینگا اما باید منتظر پارت بعدی بمونی 😂
خوشتون اومد❤️🧡 کامنت یادت نره ♥️💚
و یادت باشه که این داستان خیالی هستن یادت نره😍🙂
عالییی
حدود چهار روز دیگه پارت چهارم میاد
می دونی چیه به نظرم اگه یکم هیجانی تر کنی بهتر بود منم دارم یه داستان می نویسم اگه می خوای بدونی منظورم از هیجانی چیه داستانم رو بخون البته نمی گم داستانم همه چی تمومه اما شاید بهت کمک کنه تا داستانت رو شگفت انگیز کنی 😘😘 اسمش Green Elf هست (( اسم داستان من ))
ممنون حتمی میخونم
و اینکه داستان من اینطور
ری هست
بد نبود ولی میتونی بهترش کنی