دوستان اینم پارت ۵ ❤ لطفا منو ببخشین میخواستم پارت ۵ رو بنویسم اشتباهی نوشتم پارت ۴ برای اینکه بتونم اینو بنویسم اونو همونطوری خالی تکمیل کردم که بشه یه تست دیگه نوشت ، به تستچی گفتم اونو حذف کنه که منتشر نشه چون خودم نتونستم ولی اگه منتشر شده و شما دیدینش منو ببخشین 🙏🙏🙏❤❤❤ این پارت ۵ اصلیه ، اونی که گذاشتم اصن داستانم توش نیست امروز29 آذره که من دارم اینو میذارم بریم سر داستان
فلش بک به ۳ سال پیش : هنوز تو آمریکایی : تو : جاناتان نکن .... نزدیک نیا ... دیگه از دستت خسته شدم ... . جاناتان : دِ چرا نمیفهمی من دوست دارم . تو : این چه جور دوست داشتنیه ؟؟؟ ... ( با گریه ) اینهمه بلا سرم آوردی هیچی به کسی نگفتم .... دیگه بسه . سعی میکنی بری ولی دستتو میگیره . تو : ولم کن !!! . جاناتان : ببین کارا ، من خیلی دوست دارم .... اگه باهام ازدواج کنی کاری میکنم خوشبخت ترین دختر دنیا شی . تو : تو ؟؟!! ... تو میخوای منو خوشبخت ترین دختر دنیا کنی ؟؟! .... تو سعی کردی به من تجاوز کنی عوضی 💔 ... تقصیر خودمه که بهت اعتماد داشتم .... دیگه مزاحمم نشو ... من چند ماه دیگه میرم ...... از دستت راحت میشم . دستتو میکشی و شروع میکنی دوعیدن سمت خونتون .....
( هنوز فلش بک تموم نشده ) . ۴ ماه بعد : داری تو دفتر خاطراتت مینویسی : سلام دفتر خاطرات عزیزم .... میدونستی من دارم میرم کره ؟ ... آره .... فردا با بچه ها میریم کره ... میدونستی هنوزم چیزی به بقیه نگفتم ؟ ..... اونا فکر میکنن ما همینطوری عادی کات کردیم ...... خیلی سعی کردم بهشون ماجرا هارو تعریف کنم ..... ولی نشد ...... یادته ؟ ..... آره همون روز نحسو میگم ...... چی فکر میکردیم چیشد ..... فکر میکردم قراره با اون عوضی بریم کره .....ولی نشد ...... دیگه سرتو درد نمیارم ..... من دیگه برم .... وقتی رسیدیم کره دوباره میام ..... فعلا
پایان فلش بک : تو : مرتیکه ی عوضی .... نمیدونم با چه رویی اومده اینجا ...... ازش متنفرم ..... بسه ... بسه کارا رای فقط خودتو اذیت میکنی . اشکاتو پاک میکنی و میری دوباره تمرین کنی که حواست پرت شه ......
تو اتاق شخصی اعضا : نامجون : بچه ها بیاین بریم اتاق تمرین ... نیم ساعت دیگه مربی میاد باید رقص جدیدو تمرین کنیم . جیهوپ : من که آمادم . شوگا : وای نه بازم رقص 😬🤦♂️. جین : خب پس پاشین بریم ، کوکی ، تهیونگ پاشین . تهیونگ : چیزه من یکم دیگه میام . کوکی : منم میخوام شیر موز درست کنم بخورم . نامجون : جیمین پس تو پاشو . کوکی : جیمین هیونگم شیر موز میخواد ! + تهیونگ : جیمین میخواد آهنگشو تمرین کنه ! + جیمین : من میخوام چرت بزنم ! . ( هر سه تاشون باهم میگن ) . نامجون : بالاخره نفهمیدم کی میخواد چیکار کنه . تهیونگ و کوک و جیمین یه نگاه به هم میندازن و جیمین میگه : جیزه من میخوام شیر موز بخورم گلوم نرم شه بعدش آهنگمو تمرین کنم بعد چرت بزنم . نامجون با شک : باشه 🧐 پس ما میریم شما بیاین .
اعضا به غیر از مکنه لاین از اتاق میرن بیرون . جیمین : چرا انقدر تابلو بازی درمیارین قرار بود حرفامون یکی باشه . تهیونگ : ولی جیمین وقتی تو اتاق تنظیم بودیم من گفتم بگیم میخواد آهنگشو تمرین کنه شمام قبول کردین . کوکی : ولی ما قرار بود بگیم میخواد با من شیرموز بخوره یادتون نیست ؟ . جیمین : کوکی مگه من مث تو عاشق شیرموزم که بخوام شیرموز بخورم من دیشب دیر خوابیدم خستم قرار شد بگین میخوام چرت بزنم ! . تهیونگ : ولی جیمین تو ..... خلاصه اینا همینطوری بحث میکنن .
تو راهرو : اعضا به غیر از مکنه لاین در حال رفتن به اتاق تمرین : نامجون : به نظرتون رفتارشون عجیب نبود ؟ . شوگا : هیچکس نمیتونه متوجه شه تو ذهنشون چه خبره دیگه باید عادت کرده باشی 😬 . جیهوپ : ول کنین حالا شاید چه میدونم میخواستم حرف بزنن یا گیم بازی کنن یا کارایی که فقط خودشون سه تا میکنن زیاد مهم نیست اولین بار نیست که اونا عجیب رفتار میکنن 🤷♂️ . جین تو دلش : نه من مطمئنم یه چیزی هست باید برم ببینم چه خبره . ( جین داره پشت سر اعضا راه میره ) آروم آروم برمیگرده و میاد سمت اتاق شخصیشون ....
داخل اتاق شخصیشون : کوکی : ولی مگه فقط اونایی که موز دوست دارن شیرموز میخورن این اصلا .... . تهیونگ حرفشو قط میکنه و میگه : خیلی خب بسه دیگه بحث نکنیم ... جیمین تعریف کن چرا کارا گریه میکرد ؟ . جیمین : مثل اینکه کمپانی تو اخبار اسم کارا و بقیه اون ۱۵ نفرو به عنوان منتخب ها اعلام کرده . کوکی : خب اینکه ناراحتی نداره تازه خوشحالی هم داره 🤔 . جیمین : نه خب مثل اینکه پدربزرگ کارا .....حالا من دارم اینارو میگم به کسی نگینا ولی خب مثلا پدربزرگ کارا خیلی رو خوانندگی و اینا کلا رو موسیقی حساسه وقتیم شنیده کارا برای خوانندگی تست داده سکته کرده ، مادرشم زنگ زده گفته کارا باید برگرده کشور خودش آمریکا ولی خب کارا نمیخواد برگرده ....تازه نمیدونی یه پسر بیشعور نفهمم فرستاده بود اینجا دنبال کارا اومده بود احمق میخواست کارارو به زور ببره پسره ی روانی ، به کارا گفت تا شب وسایلاشو جم کنه بره فرودگاه آچو . کوکی : باشه هیونگ حالا چرا انقدر فوش میدی میگم یعنی چی مثلا پدربزرگش ؟ . جیمین : خب یعین پدربزرگ واقعیشم نیست حتی . کوکی : هوفففف عجب . تهیونگ : میگم جیمین یه سوال این پسره که میگی احیانا رقیب عشقیته که انقدر فوشش میدی 😆❤ . جیمین : نمیدونم ولی بعید میدونم آخه کارا عم به نظر دل خوشی از اون پسره نداشت باهاش یه جوری حرف میزد ، تازشم اون پسره اصن لیاقت کارارو نداره به نظر خیلی پررو میومد 😒 . کوکی : هیونگ یه چیزی ، ناراحت بود درست ولی چرا داشت تو بغل تو گریه میکرد 😆🤔 . جیمین : ناراحت بود منم رفتم پیشش اول گریه نمیکرد ولی بعد گریش گرفت منم بغلش کردم که آروم شه ، هعیی از ناراحتی کارا خیلی ناراحتم ولی بهترین لحظه ی عمرم بود 😍❤ . تهوینگ : شانس آوردی نامجون هیونگ یا جین هیونگ ندیدن شما رو 😆❤ .
جین تمام مدت پشت در بود و داشت حرفاشونو میشنید . تو دلش : نیس نیس نیس نیس چه کارا. و میاد داخل . ته و جیمین و کوک که جینو میبینن رنگشون مث گچ میشه مخصوصا جیمین . کوکی : هیونگ ؟ ....تو اینجا چیکار میکنی ؟ . جین : به به به چشمم روشن .... پس جیمینو پیدا کرده بودین و به ما دروغ گفته بودین آره ؟ .... بذارین به نامجون بگم . ( وای مث این مامانا شد میگن بذار به بابات بگم 🤣 ) جیمین : هیونگ تروخدا به نامجون هیونگ نگیا . جین : چرا ؟ .... من که میدونم باز دردسر میشه ... کارا استعداد داره ممکنه واقعا قبول شه .... بعدا که خواننده شه .. اگه اون موقع باهم باشین بعد لو برین میدونی چقدررررر آرمی ها کم میشن ؟ . تهیونگ : هیونگ من با این حرفت موافق نیستم ، یادت نیست اون سری من با نیلا بودم ، یه آرمی مارو دید حتی سعی کرد مخفیمون کنه به هیچکسم چیزی نگفت . جین : اصن بحث نیلا رو نکش وسط که آخرش کات کردین ، حالا گریم من به نامجون چیزی نگفتم ، بعدا هم جیمین و کارا باهم باشن ، بعد لو برن ، بعدش کات کنن فقط طرفدارای ما کم میشه ، اگه اون موقع کارا معروف بشه هم طرفدارای اونم کم میشه . جیمین : من کارارو دوست دارم .... اگه باهم باشیم هیچوقت باهاش کات نمیکنم . جین : اونم تو رو دوست داره ؟ . جیمین : هیونگ خودت چند ساعت پیش گفتی اونم منو دوست داره . جین : آره آره گفتم .... خیلی خب ببین من به نامجون چیزی نمیگم .... تو عم هرچه سریع تر بهش اعتراف کنی بهتره . کوکی : اگه نامجون هیونگ خودش بفهمه چی ؟ . جین : من .... چه میدونم من یه طوری رازیش میکنم اون خیلی رو این قضایا حساسه ولی وقتی پای عشق وسط باشه .... فکر نمیکنم مشکلی داشته باشه .... حالاعم پاشین بریم منم که نیستم شکشون بیشتر میشه . اعضا بلند میشن و میرن سمت اتاق تمرین .....
۲ روز بعد : ( تقریبا دو روز ) تو داری برای آخرین بار تو اتاق تمرین میکنی . تو این دوروز جیمین خیلی تو آهنگ بهت کمک کرده. با اعضا هم کمی صمیمی تر شدی بیشتر با جیمین . آهنگ تموم میشه . جیمین : آفرین ! دقیقا همونطوری که باید خوندی ، حالا عم دیگه برو سمت استیج آماده شو . تو تایید میکنی و از اتاق میری بیرون و شروع میکین دویدن سمت استیج البته نه رو استیج ، پشت صحنش که آماده شی . جیمینم از اتاقت میره بیرون و درشو میبنده و دوان دوان میره سمت اتاق تمرین . میرسه . نامجون : جیمین دیگه گفتم نمیای چرا دیر کردی ؟ . جیمین : ببخشید هیونگ داشتم با کارا تمرین میکردم . جیهوپ : عیب نداره بیا تمرین کنیم فردا پس فردا فیلم برداریه موزیک ویدیوعه .
تو میری پشت صحنه . چند نفر میان پیشت و دارن برات لباس انتخواب میکنن . یه پیراهن قرمز تا زانوت که قسمت بالاش توریه و در کل خیلی قشنگه با یه جفت کفش قرمز پاشنه بلند میپوشی . یه گوشواره قرمز با دستبند ستش هم میندازی . یکمم آرایشت میکنن و موهاتم اتو مو میکشن و باز میذارن .
رو صندلی نشستی و منتظری که اسمتو صدا میکنن و باید بری رو صحنه اجرا کنی ........ خب دوستان این پارت هم تموم شد ❤ امیدوارم خوشتون اومده باشه ❤ بازم بخاطر قضیه اون تستم که اسمشو اشتباه نوشتم متاسفم ، امیدوارم منتشر نشده باشه و تستچی حذفش کرده باشه ولی اگه منتشر شده هم عذر میخوام🙏❤
عاشقتونم ❤ حتما نظرتونو تو کامنتا بگین 💜💚💙❤🧡💖 بای 👋