من یه تست دیگه نوشتم حتما بخونین💖💖
امروز تنها داشتم از کمپانی وای جی می رفتم بیرون که کای رو دیدم گفتم ع سلام کای من عاشق اهنگ هاتم کای گفت منم جنی سولو خیلی خوب بود افرین💖💖💖 منم گول زاهر خبیث کای رو خوردم با هاش دوست شدم من واقعا بهت نیاز دارم لیسا من واقعا میخوام باهام دوست بشی حتا شده باهم بخونیم و با هم به کنسرت بقیه بریم 💖💖لیسا گفت جنی واقعا کمک میخوای ؟؟ گفتم خیلی نیاز دارم 💖💜 یهو بی تی اس زنگ کمپانی رو زدن گفتم اینا اینجا چی کار میکنن نکنه دوباره کاری تو کنسرت کردن و چیزی شده لیسا گفت قزیه چیه گفتم بی تی اس رو که میشناسی گفت اره گفتم اونا به خواتر طرفدار هاشون کار های خطر ناک میکنن دفعه ی پیش جیمین کمرش ترک بر داشته بود به خواتر اینکه پشتک رو هوا زد 😓( پشتک رو هوا راسته اما ترک نه ) لیسا گفت وایییی چه خطر ناکککک گفتم اره یهو کوک رو اوردن با وی گفتم سلام باز چی کار کردین وی گفت تو کنسرت سینه ی کوک خورد زمین و خیلی درد میکنه و خیلی سخت نفس میکشه گفتم لیسا میشه لطفا بری کیفم رو از اتاقم بیاری لیسا گفت کلید اتاقت رو میدی گفتم ا بیا و رفت ته گفت چی شده دوست جديد پیدا کردی گفتم اره حالا ولش خوبی جیمین خوب شد ؟؟ بعدم این همه بیمارستان چرا همش من باید مشکل شما رو حل کنم یهو کای زنگ زد بهم جواب دادم الو کای گفت الو جنی میدونم گفتم خفه شو که اصلا حوصله ندارم همین جوری برامون شایعه درست کردن دیگه من بهت لازم ندارم و قط کردم وی گفت بازم کای گفتم اره دست بر دار نیست شمارش رو پاک کردم اما بازم زنگ میزنه 😣 لیسا اومد گفت بفرمایید راستی چرا یه پارچه تو اتاقت بود گفتم وی توضیح بده تو من ببینم مشکل اوپا چیه کوک گفت اوپا نگو خوشم نمی یاد لیسا گفت اخ گفتی وقتی به منم میگن لیا انقدر بدم میاد اهه لیسا نه لیاا وی برای لیسا توضیح داد که من مریضم و اگه زیاد بپرم تنگی نفس میگیرم گفتم وی دیگه لازم نیس کای رو بهش توضیح بدی ته گفت باشه بازم کای زنگ زد گفتم یه دقیقه صبر کن کوک جواب دادم تروخدا کای ولم کننننن کای گفت جنی دیگه تموم شد گفتم چه بهتر و قط کردم سریع گفتم بچه ها کای تموم کرد تیهونگ گفت یسسس گفتم بلخره لیسا گفت کای اکسووو همون که با هم قرار میزاشتین ؟؟ گفتم وی اخر هم گفتی وی گفت خوب قراره باهات دوست بشه وا گفتم حالا هرچی و رفتم سر کوک گفتم هرجا دست میزنم بگو کجا درد میکنه گفت اوکی روی شکم رو دست زدم گفت نه بالا تره رفتم رو سینه وست سینه دست زدم یه کوچولو فشار دادم کوک گفت اییییی همین جاس جنی فشار ندهههه گفتم یا خداااا قفسه سینه لیسا گفت واتتت گفتم قفسته سینه کوک ضربه خورده کوک گفت مهم نیس یه دومه خابوندم تو گوشش گفتم خیلی هم مهمهههه تروخدا وی و کوک انقدر پشتک مشتک و قر اتفار میاین خطر ناکه دفعه پیش جیمین رو که یادتونه مشت مشت قرص میخورد
وی گفت به بقیه بگو گفتم تقصیر همهس حتا من که بلد نیستم مریض ها رو پیش خودم نگه دارم کوک گفت جنی الان چی میشه گفتم لباست رو بزن بالا اگه کبود کم رتگ بود که چیز خواستی نشده اما اگه سیاه باشه ضربه عمیق خورده لیسا گفت وی جنی چه جوری میفهمه وی گفت جنی زشته هم ابرو خودتو میبری هم کوک گفتم وی اگه نبینم نمی تونم بگم لیسا گفت میشه بگید جنی چه جوری میفهمه وی گفت جنی رشته پزشکی خونده گفتم بسه بچه ها میشه وی بیای ببینی بگی واقعا نمی تونم این کارو رو انجام بدم وی گفت باشه اگه کبودیش زیاد بود بهت میگم اما نبود بازم باید بگم گفتم خوب اوکی حله و جامون رو اوض کردیم لیسا گفت چرا انکار رو خودت نکردی گفتم چون از وقتی کای رو دیدم ولم نمی خواد به پسر ها دست بزنم لیسا گفت الان هم به کوک دست زدی هم به وی گفتم اونا جزو دوستام حساب میشن یهو شوگا زنگ زد گفتم ویییی مگه قرار نبود شماره منو به هیچ کس ندییییییی جواب دادم الو شوگا بله گفت سلام جنی ، کوک خوب شد گفتم هنوز کار داره معلوم نیست شوگا گفت ببخشیو وست کار مزاحم شدم گفتم مزاحم چیه شما مراحیمن و قط کرد لیسا گفت خوب گرم میگیری وی امد گفت سیاه بود بد جور گفتم از ععماق وی گفت جاننن گفتم یعنی زیاد گود بود وی گفت میخوای کمکمون کنی گفتم معلومه گفت پس مجبوری دست بزنی به کوک گفتم نمیشه تو کنی گفت من که بلد نیستم لیسا گفت من یه جورای بلدم موضوع اینه که اگه کبودی بره تو و گنده باشه باید تهد مظر جنی باشه اما اگه سفت باشه چیزی نیست گفتم ابریکلا تو که بلدی برو بکن لیسا گفت زشتههههههه وی گفت اخر میکنین یا نه لیسا گفت فقط به خواتر تو جنی و رفت نزدیک کوک کوک چشم هاش رو بست چون درد داشت لیسا لباس کوک رو زد کنار و رفت سمت سینه ی کوک دست زد گفت جنی بد بخت شدی گفتم چرا گفت رفت تو بد جورم رفت تو کوک خیلی دردش میمد گفتم کوک ببخشید اما درد داره خدایا کمکم کن دست لیسا زدم کنار و دست زدم به وست سینه کوک گفتم اروم باش کوک اروم باش گفت تموم نشد گفتم خوب تموم شد گفتم من باید از کوک نگه داری کنم ضربه ی بدی به تن کوک خوده و هر لحظه امکان درد هست وی گفت باشه رفت سمت کوک گفت داداش موفق باشی و زدن قدش
و وی رفت کوک گفت میشه لاقل وی بمونه 🥺گفتم اگه کار بد نکنین از مدیر اجازه میگیرم کوک گفت قول میدم گفتم باشه وی برگرد و وی گفت چیزی شده گفتم کوک میخواد پیشش باشی گفت من که مشکلی ندارم گفتم من برم از مدیر اجازه بگیرم رفتم پیش مدیر گفتم سلام خسته نباشید من یه اتاق برای کوک میخوام میشه لطفا مدیر گفت بله خانم جنی و از وین به بعد هر بیماری داشتیم شماو لیسا درمان میکنید خیلی خوب از پس کوک در امدین کوک اجازه نمیده کسی دست به بدنش بزنه اما شما و لیسا تونستید و ادامه داد بفرمایید اتاق بقلی شما مال کوک و ته گفتم شما میدونید وی هم میمونه گفتن بله چون کوک تنها نمی تونه بمونه گفتم ممنون شما واقعا مهربوینین و رفتم و در رو بستم سریع رفتم پیش بچه ها گفتم ایول مدیر اجازه داد که هردو بمونید و حتا اتاق خوب هم بهتون داد کلید رو دادم وی و به لیسا گفتم لیا ما از این به بعد هر بیماری بیاد درمانش میکنیم هوراااا لیسا گفت لیا نههه لیسااا😣😣گفتم اخ ببخشید کوک بلند شد گفتم کوک تا حالا کسی دست به بدنت زده بود کوک گفت نه حتا به مامانم هم اجازه نمی دادم گفتم پس چرا به ما اجازه دادی کوک گفت چون تو خیلی خاصی و به همه کمک میکنی اما خودت بیشتر از همه نیاز به کمک دوری گفتم کوک واقعا اینطور فکر میکنی گفت بله سریع بقلش کددم گفتم ووقعا ممنونممم💖💖 و به لیسا گفتم لیسا بریم که فردا یه متن اهنگ برای مدیر باید بنویسیم راستی پسرا اتاق شما بقل اتاق ماس هرچی خواستین بگین گفتم باشه و رفتیم سمت اتاق ها
دخترا چپ چپ نگام میکردن ایو گفت همین الان با کای مشکل داشت حالا با وی و کوک شروع کرد سویون گفت بچه ها جنی کلا کارش شده درمان بی تی اس اینجوری پشت سرش حرف نزنین سولی گفت اون به بدن کوک هم دست زد الان کوک از جنی معروف ترهههه واقعا ناراحت شده بودم لیسا گفت میدونی من ۴ ساله کار اموزم و همه منو به خواطر چتری هام مسخره میکردن گفتم منو وی از همه بیشتر کار اموز بودیم من ۵ سالو ۱۱ ماه (ووقعا دارم میگم وی و جنی بیشترن زمان کار اموزی رو داشتن جنی ۵ سال و ۱۱ ماه کار اموز بوده ) وی هم گفت من یادم نیست کوک داشت به حرف سولی فکر میکرد میگی از کجا فهمیدم از اوجا که وقتی سولی گفت کوک بقض کرد رفتم پیش کوک گفتم ببخشید نمی خواستم اینجوری بشه کوک گفت مهم نی گفتم بازم که گفتی مهم نیست و زدیم زیر خنده 😂 سولی امد جلومون وایساد گفت چرا با کوک وی میچرخی همین چند ساعت پیش کای رو ول کردی رفتم جلو وی گفت ولش کن بیا بریم جنی مهم نیست اهمیت نده گفتم سولی باز من با اینکه منو با ته و کای شیب میکنن یه اهنگ خوندم یه ملیون نفر فقط ازم خواستن بهشون نگاه کنم اون وقت تو ۳۰ تا اهنگ خوندی هنوز گروهتون ۱ میلیون نفر هم طرفدار نداره بعدم من به تن کوک دست زدم چون مریض بود و هیچ بیمارستانی ساعت ۱ شب باز نیست و تو کمپانی فقط منم که پزشکی خوندم سولی اگه هازر بودی انکار رو میکردی اما من فقط بخواتر خود کوک اینکار رو کردم بلد میستی حرف نزن سولی گفت برو گمشو دختره ی پرو و رفت وی دستش رو گذاشت رو شونم گفت افرین ماشاالله ایو گفت بچه ها وی هم به جنی دست زد و زدن زیر خنده وی دستم رو کشید گفت بسه جنی ولشون کن گفتم فقط بخواتر تو و راه افتادیم لیسا و کوک گرم گرفته بودن رسیدیم به اتاقامون گفتم خواب خوب ببینین گفتن همچنین یهو سویون گفت جنی خوبی اصلا به بقیه توجه نکن بقیه فقط حسودیشون شده که با بی تی اس دوستی وی گفت راستی جنی یادم افتاد که نامجون و جیمین ازت تشکر کردن گفتن ممنون گفتم حتما بهشون بگین کاری نکردم سویون گفت واقعا خوش به حالت امید وارم موفق بشی راستی اهنگ سولو واقعا قشنگه راستی که خیلی خوب سولی رو زایه کردی گفتم ممنون لیسا با چشم های خوابالود گفت جنی بریم دیگه گفتم بریم با پسرا و سویون خدافظی کردیم و گرفتیم خوابیدیم قبل اینکه بخوابیم لیسا گفت کوک واقعا مهربومه راستی سیسپک داشت گفتم همشون دارم گفت حتا جیمین گفتم جیمین هم داره 😂
لیسا گفت تو وی رو دوست داری درسته گفتم اره خوب اون دوستمه گفت به انوان عشق دوستش داری به حرف سولی و ایو فک کردم گفتم اره ولی به هیچ کس نمیگی تازه تو هم از کوک خوشت امده مگه نه گفت اره 💖 (-اون طرف پسرا ) وی کوک تو لیسا رو دوست داری گفت اره چون دوست جنی هستش وی گفت نه مثلا به انوان عشق عاشقی کوک گفت به هیچ کس نگو اره تو هم جنی رو دوست داری نه وی گفت اره اون خیلی خوشگله و همیشه مشکل ما رو درست میکنه یهو دخترا به دیوار زدن گفتن بلند حرف نزنید صداتون میاد وی گفت الان شنیدید ما چی گفتیم گفتن همون که مارو دوست دارید رو میگین کوک مرد وی قش کرد کوک گفت شتتت😬😳 جنی گفت البته حرف مارو اکه دقت میکردیم شما هم میشنیدین کوک گفت میشه بگی چی گفتین جنی گفت انشالا فردا میگم راستی صبح باید ساعت ۶ تو صبح گاه باشید وی که تازه به هوش امد دوباره قش کرد😂
لیسا گفت مواظب باشین شب بخیر و خوابید گفتم کوک شب بخیر وی به هوش امد بهش بگو گفت باشه ولی از کجا فهميدی،گفتم فردا صبح زود ،فت باشه خوابید (فردا صبح زود ساعت ۵:۳۰ صبح )ساعت رو دیدم گفتم وایییی دیررر شددد لیسا لیسا پاشو دیر شد لیسا یهو پردی گفت وای بدو بریم یه لباس درس درمون پوشیدیم و گفتم وای پسرا رفتیم برون در زدیم پسراااا پاشیننن وی در باز کرد لخت بود 😬جلو چشم لیسا و خودم رو گرفتم گفتم وی برو لباس بپوش وی گفت ع شماین باشه رفت کوک اومد چشم لیسا و خودم رو باز کردم لاقل کوک لباس تنش بود گفت ع سلام میخواین بیاین تو ساعت رو دیدم ۵:۴۹ دقیقه بود گفتم نههه فقط بدوین بریممم و لباس پوشیدن و رفتیم گفتم کوک اگه درباره دیشب حرف زدن اصلا توجه نکن گفت اوکی وی و لیسا هم که هنوز خواب بودن گقتم ا راستی بچه ها من صبحونه درست میکنم امروز چی درست کنم لیسا گفت سیب زمینی وی گفت پیتزا کوک گفت نون و نپیر بزار موفیده برا اولی صبحی و رسیدیم صبحگاه ایو و سولی داشتن زمین رو میشستن مدیر بالا سرشون بود گفت سلام جنی و کوک و وی و لیسا لیسا از خواب پرد گفت حاظر گفتم لیسا اینجا خلبان رانی دوزی اینا نیست گفت ع ببخشید
گفتم مگه کار سویون و بم بم زمین شستن نبود مدیر گفت بخواتر رفتار دیشب مجازات شدن گفتم لازم نبود گفتن لازم بود چون تو کمپانی من کسی زود قظاوت نباید بکنه 😶 گفتم ممنون استاد و رفت یه سبد اب پاشیدم رو وی لیسا و کوک از خنده قش کردن گفتم خوابالو کجای اینجا دخترا کار ها رو زود انجام میدن حالا که امدین کمک هم کنید یهو لیز خوردم پایین وی هم همین طور وای سولی و ایو داشتن زمین رو میشستن برا هم لیز بود شلوارم خیس شد وی گفت جنی خیسم کردی خیسم کردن دیگه الان با اب یکی شدم😂😂 گفتم از اب پاک تر شدی لیسا و کوک از شدت خنده رو زمین قل میخوردن گفتم وی خود جیدونی چیکار کنی کوک جا رو بگیر دستت تا دخترا جای دیگرو جارو نزدن جارو بزن مخ هم نبر کوک گفت اوکی گفتم لیسا تو هم با من بیا آشپز خونه کوک رفت سمت سویون برای سویون ابرو بالا انداخت سویون یه دونه اروم زد تو گوش کوک گفت حواست به کارت باشه کوک اروم خودشو معلق کرد گفتم لازم نکرده کوک جارو بزنه کوک تو برو تا آشپز خونه منم جارو میکشم
کوک رفت بعد گفتم سویون چه خبر شب چه خوابی دیدی گفت خواب دیدم لیسا و کوک رو شیب میکنن و تو و وی رو با هم شیب میکنن 😣 گفتم از طرفدار ها هم بعید نیست 😂 سویون گفت من عاشق رپ خوندن تو و شوگام عالیه گفتم من عاشق رپ تو و شوگام وی امد با یه لباس که ادم مهمونی هم میخواست بره نمی پوشید دو سته دکمه رو نبسته بود گفتم وی اگه میخوای مخ بزنی این کار رو نکن چون بد جور تنبیه داره و رفتم جلو دکمه های وی رو بستم و موهاش رو صایف کردم گفتم حالا خوب شد گفت ممنون گفتم خواهش میکنم راستی برو کمک لیسا که ظرف ها خیلی زیاده 😬
امید وارم خوشتون امده باشه نظرات بالای ۱۰ تا بود ميزارم ❤
خدافظ😚😚😚