خیلی خوشحال بودم که بلاخره احساساتم رو قبول کردم و بهش اعتراف کردم ❤️🥺 به این فکر میکردم که هی دختر چه زود مخت رو زد که با صدای شکمم
غار و غور شکمم یه خودم اومدم + my love گشنمه 🥺 _ اوخی کیوت خانو ببین پیتزا سفراش بدم ؟ +تُرشیدم تو خونه😑 بریم بیرون؟!🥺 _ منو باش که فکر میکردم دوسم داری 😒 پس میخای بری بیرون که فرار کنی هاع +نههه به خدا مگه من خانواده ای دارم؟ اونا منو به پدرت دادن من عاشقت شدم چه جوری بهت ثابت کنم🥺❤️
_ شرطم اینه +چی بگو ؟ زود باش _امشب مال منی 😈 حالا میریم بیرون توام خوب غذا میخوری کارای زیادی باهات دارم 😈 با گفتن حرف هاش قلبم اومد تو دهنم + باشه قبوله 🥺 ❤️ _ گود گرل😈
میترسیدم ولی حرفش رو قبول کردم با هم رفتیم بیرون من تا تونستم خوردم چون از حرف هایش معلوم بود نمیخاد بهم آسون بگیره😶😰 بعد مجبورش کردم که بریم خرید تا تونستم ول خرجی کردم پول های جونگ کوک رو به چوخ دادم😂🥺❤️ « برگشتیم خونه وااای تقریبا ساعت یک شب شده بود my love رفته بود که خدمتکار ها رو بفرسته برن و به نگهبان ها گفته بود داخل نیان 😶
مثل چی ترسیده بودم و با خودم گفتم دختر آروم باش نفس بکش دم باز دم دم باز دم که اومد تو _بیبی امشب شبمون رو بسازیم ؟😈 تمام جرعتم رو جمع کردم + جونگ کوکا میشه بهم یه کوچولو آسون بگیری؟ آخه اولین بارمه 🥺😶 _ بخاطر این همه کیوت بودنت فقط یه کم اگر سعی کنی جلوم رو بگیری بعد تر میشه😈 + چشم قول میدم قول و «بقیش با خودتون ✌🏻😉»
لایک و کامنت بزار تا پارت بعد رو بزارم 🤗😁
عالی عالی عالی بود
عالی عالی عالی❤❤❤ پین شم؟
وایی عالی بود هم لایک میکنم هر پارتو هم کامنت میزارم❤😂💔
تست درسی ودانشگاهی؟😐😐😐😐😐😐😐😐😐😂😂😂
😂😂واایییی جررررررر😂😂😂😂😂
عالی بود😍😘
نه من مامانم هم راهیم میکنه
من که نمیتونم بپیچونم چون اینطوری نمیتونم تست بزارم 😂
منحرف کی بودم منننن
😂😂😂😂
اجی امروز مدرسه رو پیچوندم
ای کاش بدون سانسور میشد😂
راستشو بخوای خیلی زحمت های سختی داره باید با همه چیز کنار بیای 😂😂 دکتر ا/ت هستم از بخش فن فیکشن ها کارت ویزیت خواستین بهتون میدم😂