اینم ۴ تست من
از زبان آدرین:من مرینت ۶ ماه بود که ازدواج کردیم صبح بود من صبحانه رو اماده کردم مرینت بیدار شد بوسیدمش بعد یه دفعه حالش بد شد رفت توی دستشویی بعد از هوش رفت
از زبان آدرین:مرینت رو بردم بیمارستان دکتر فلور ازش آزمایش خون گرفت بعد رفت بعد نیم ساعت اومد
از زبان آدرین:دکتر اومد گفتم خانم دکتر حاله همسرم چطوره دکتر گفت همسرتون خانم دوپن چنگ گفتم بله بله دکتر گفت مبارک باشه خانم شما بارداره
از زبان آدرین:نزدیک بود سکته کنم خیلی خوشحال شدم رفتم پیشه مرینت مرینت بی حال بود گفت من کجام گفتم بیمارستان
از زبان آدرین:مرینت گفت چرا اینطوری شدم صورتم سرخ شد گفتم عزیزم تو باید بیشتر مراقبه خودت باشی
گفتم عزیزم باید بیشتر مراقبه خودت باشی مرینت گفت منظورت چیه 😶 گفتم عزیزم تو بارداری 😍😍
از زبان آدرین:سریع از اتاق اومدم بیرون خوشحال بودم خیلی زیاد💞💞💞 مرینت اومد خونه ۴ ماهش بود رفتیم برای سونوگرافی خانم دکتر گفت مبارک باشه دو قلو دختر و پسر
گفتم چی دو قلو خانم مطمئنی دکتر گفت بله آقای اگرست وای چه سوپرایزی رفتیم سیسمونی خرید کردیم دوتا پستونک آبی و صورتی گرفتیم ۵۰ ملیون پول سیسمونی شد از پدرم و مادرم پول قرض کردم قرار بود
قرار بود ۱ هفته دیگه زایمان مرینت باشه صبح از خواب بیدار شدم مرینت حالش خوب نبود گفت ادرین حالم خوب نیست زنگ زدم به مادرم امیلی به مادرم گفتم مادرم گفت دارم میام یه دفعه مرینت جیغ زد من نمیدونستم چیکار کنم زنگ زدم اورژانس اومد مرینت زایمان کرد اسم بچه هارو مارتا و مکس گزاشتیم الان ۲ ساله میگذره و امروز تولد مارتا و مکس هست و من مرینت در تدارکات هستیم
از تست خوشتون اومد اگه اومد لطفا کامنت بزارید امیدوارم خوشتون بیاد