
های گایز میدونم که دارم این پارتو دیر میزارم ولی مدرسه ها باز شده و ما کلی امتحان داشتیم🥵💔
^ یونگی ÷ جین =وی •جیهوپ *نامجون +سوک کیونگ _کوک ×جیمین دیگه نفس کم اوردم و نفهمیدم چی شد تهیونگ: =هیونگ گوشیمو یادم رفت بیار یه ثانیه وایسا الان میام *باشه فقط زود باش دویدم سمت در و درو با شدت باز کردم از پله ها بالا رفتم و جسمی توجهمو به خودش جلب کرد سوک کیونگ بود ولی چرا.. با سرعت حمله ور شدم بهش =نونا... سوک کیونگا =نونا... بیدار شو =نوناا.. =هوسوک هیونگ(با داد) •چی..ه •سوک کیونگ بیدار شو هر چی تکونش میدادیم چشماشو باز نمیکرد •بلندش کن ببرش توی اتاقم =باشه (یک ساعت بعد) سوک کیونگ: چشامو اروم باز کردم =نونا.. نونا حالت خوبه +تهیو..تو اینجا چی کار میکنی =فعلا ازم سوال نپرس، حالت خوبه +چی شد..ه =بیهوش روی زمین افتاده بودی +حالم خوبه ^حد خودتو بدون(با داد) +صدای یونگی نبود؟ نگران به تهیونگ زل زدم =نه فکر کنم اشتباه شنیدی +اشکال شنیدم فکر کردی من بچم گول بخورم سریع از جام بلند شدم و رفتم سمت در
با صحنه ای مواجه شدم که نزدیک بود شاخ در بیارم یونگی دستش رو روی جونگ کوک بلند کرده بود کی باورش میشد، اونا مثل برادر بودن... +چه غ*لطی میکنی ^حال.. +با توام چه غلطی داری میکنی(با داد) +چرا روش دست بلند کردی،یونگیا جواب منو بده(با داد) ^الان داری منو مثل بچه ها دعوا میکنی _خواهری که انقدر دوستش داری رو دیدی چجوری باهات رفتار کرد؟ _چرا نمیفهمید من نمیخوام دوبازه از دستتون بدم، نمیخوام کسی بهتون اسیب بزنه، م..ن فقط میخوام ازتون محافظت کنم +منم میخواستم همین کارو بکنم _واقعا(با پوزخنده) تو فقط میخواستی فرار کنی ×این بچه بازیارو بزارین کنار ÷جونگ کوک راست میگه، اگه واقعا دلیلی داشته بهمون دلیلشو بگو +الان وقتش نیست _بچه ها از همتون ولی تا این عو*ضی اینجا باشه نه من نه نامجون هیونگ، اینجا نمیمونیم =وایسید منم میام ÷جونگ کوکا وایساا ×نونا حالا خوبه +خوبم فقط یه شک بود
^هنوزم اینجوری میشی؟ + برات مهمه؟ ×هممون میدونیم که خیلی ناراحتی ولی یونگی حق داشت +حق داشت؟ من اومدم اینجا که خوشحال باشم نیومدم که رابطتونو بهم بزنم نمیخوام مثل سگ و گربه به هم بپرید من فقط میخواستم کنار هم خوشحال باشیم همتون همین الان بهم یه قولی بدین ×^•چی +اگه هر کسی راجب من هر چی گف بهش اهمیت ندین باشه؟ ^ولی +ولی نداره قول میدی یا نه ×^•قول +خوبه من رفتم توی اتاق یکم استراحت کنم ×کاری داشتی به خدمتکارا بگو رفتم توی اتاقو خودمو پرت کردم روی تخت (فلش بک) 10 سال پیش: رفتم توی غذا خوری مدرسه و جونگ کوک رو دیدم که بی حال سرشو گذاشته رو میز رفتم سمت میزشو دستمو گذاشتم روی شونش +چیه چرا پکری _چیزی نیست +برای نمرته؟ _اوهوم، میترسم +چرا، نترس کسی قرار نیست دعوات کنه _فکر کردی این برام مهمه، من
_من به سختی اومدم اینجا نمیخوام این فرصتو از دست بدم +انقدر سختش نکن، من کمکت میکنم _واقعا؟؟ +اره انجامش میدم _مرسییی اینو گفت و پرید توی ب*غلم (پایان فلش بک) کاش اون لحظات دوباره تکرار میشدن منو و کوک قبلا رابطه ی خیلی خوبی داشتیم ولی الان اون حتی نمیخواد منو ببینه فلش بک: ^نونااا داری چی کار میکنی +دارم کمک جین میکنم ÷یونگیا چرا مزاحم میشی ^ببخشید ولی ایشون خواهر منه ÷کی گفته؟ سه بیوک خواهر هممونه و البته اینو بگم اول از همه خواهر منه _کی گفتهه +باشه باشه من خواهر همتونم (نکته: اسم اصلی سوک کیونگ سه بیوکه) =ایی من خیلی گشنمه *همین الان غذا خوردیم =باشه من بازم گشنمه +ظرفتو بده بازم برات بکشم *پس حالا که اینطوره منم میخوام ^منم میخوام +یه سوال شماها چند سالتونه؟ مگه بچه این، ولش کن بیا تهیونگ.. ظرف از دستم قاپیده شد
^من برادرت پس من اول میخورم =هیونگ اون برای من بود *یونگیا چه ربطی داره منم دوست پ*سرشم غذا پرید توی گلوی یونگی +بیا.اب ب..خور ^منظورت چیه *هیچی، هیچی،میاین بریم بیرون از فردا دوباره امتحانامون شروع میشن ؟ +اره اره حاظر بشین بریم بیرون (پایان فلش بک) اون لحظات شیرین ترین لحظات عمرم بودن کاش میتونستم اون لحظه رو دوباره تجربه کنم... دو ساعت بعد: (صدای در) +بله *منم میتونم بیام تو +بیا درو باز کرد و با دیدن چهره ی نگران نامجون منم نگران شدم +چی شده *ما سعی کردیم یه نفرو هک کنیم اما نتونستیم امنیت اون شرکت خیلی بالاس +قضیه چیه *یه نفر هست به اسم یوجون ما وقتی میخواستیم بارو دریافت کنیم اونا بهمون حمله کردن و اون باز رو بردن +خب؟ *خب؟ میدونی اون بار چقدر ارزشمند بود ارزشش یک میلیارد دلار بود +حالا میخواد شرکتشو هک کنین تا پولارو بگیرین ازش؟ *اره +بعد فکر کردین اون انقدر خره که نفهمه کارش شما بوده *میشه بقیشم گوش بدی،این سیستم یه قابلیتی داره که وقتی یه نفر میخواد هکش کنه به ادمین اون سایت خبر میده و اونو هک میکنه اون دوربینای اینجا، لوکیشن، سیستم امیتیمونو همه چی رو هک کرده +چی؟ ا..ح..مق با صدای تیر حرفم نصفه نیمه موند
برای ینکه دیر گذاشتم و هم زیاد خوب ننوشتم شرطی برای پارت بعدی ندارم:))
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
❤❤❤❤
عالی
🙂💗
من پارت بعدی رو میخوام🥺🥺
همین الان اپش کردم ببخشید که دیر اپ کردم🙂♥️
کی گفته خوب ننوشتی:)؟
من دوسش داشتم؛)
منتظر ادامش هستم^-^
مرسیی🥺🤍