درباره بی تی اس و بلک پینک💞💐
امروز با بی تی اس رفتیم بیرون اما با ماسک و دستکش 🤦🏻♀️ لیسا: جنی پس کجای نمی خوای پسرا همه ی پیتزا هارو بخورن جنی: نه آمدم راستی الان هم خونه پسرا هستیم و کوک و نامجون پیتزا درست کردن 😋من دیگه برم سر سفره رزی:جنی داری میای سفره هم بیار سفره چیدن با ماهاس جنی: لیسااااااااااا 😡😡 اخخخ پامممم 😱.جیسو جوری خودشو رسون که انگار پام شکسته جیسو :چی شدددد جنی : هیچی فقط زانوم خورد به میز جیسو : شلوارتو بکش پایین ببینمممم -_- جنی: جیسووووو زشتهههههه بعدم چیزیم نشد 🙄. وی : دخترا سفره امادس جنی : الان صبر کن جیسو بدو بچینیم میزو که الان سیب زمینی ها هم میرسه.😋 ۱۵ دقیقه بعد لیسا : یه دونه سیب تروخدا شوگا : لیسا تموم نمی شکه بیام بشین به همه میرسه ^_^ لیسا : اوکی . یه دونه دوزدکی بر داشت لیسا: هورااا جیسو رفت سمت لیسا رزی رفت سمت لیسا گفتن: به ما هم میدی 🥺🥺لیسا سریع سیب رو خورد که انگار نه انگار سیب زمینی دستش بود 🤣🤣جنی :تروخدا میبینی شوگا از چشم هاشون به هم عشق میورزن شوگا : عین خانواده ی بی تی اس 😂🤦🏻♂️یکی در زد جنی : من رفتم در رو باز کردم خبر نگار ها بودن شوگا کی بود جنی جنی : سلام بفرمائيد کاری داشتید شوگا امد دم در دید خبر نگار ها فیلم میگیرن خجالت کشید رفت اون طرف بعد وی و نامجون و لیسا امدن دم در گفتن بفرمایید یه خبر نگار مرد امد گفت بله همون جور که تماشا میکنید این دو گروه کیپاپ با هم نامزد هستن و همون دوست دارن جدی رفتم پیش خبر نگار گفتم : بله درسته شما اینجوری فکر کنید اما اصلا اینجوری نیست ما فقط با هم یه دوست قدیمی هستیم😊 لیسا : لطفا بحث رو تموم کنید هرچه قدر میخواید ابرو گروه بلک پینک رو ببرید اما با گروه بی تی اس کاری نداشته باشید 😥😥
وی :میشه لطفا برید 🙂 خبر نگار :ما سوالاتی از شما ها داریم گفتم منطورتون ینه که بازم میخواین ابرو ی مارو ببرید و لذت ببرید شما ها اصلا تا حالا ابرو تون جلو بقیه رفته یا فقط میخواستین ابرو دیگرارن رو از بین ببرین و گریم گرفت و رفتم تو خونه شوگا: جنی مهم نیست ولش کن چیهوپ: گریه نکن ارزششو نداره گفتم اگه نداشت اونها ازش فیلم نمی گرفتن برای اولین برا شوگا و جیهوپ رو عصبانی دیدم رفتن دم در شوگا : چیهههه هانن این فیلم گرفتن داره شماها چرا امدید دم خونه ی ما جیهوپ : اصلا اجازه گرفتید بیاید شما ها خجالت نمی کشید گریه بقیه رو در میارید اروم گفتم اونا خیلی خوبن😭😭 لیسا : راست میگن چرا امدید شما ها بلد نیستید مغزتون رو به کار بندازید اگه اینجوری نبود فوضول نبودیننن و دوربین رو انداخت زمین وی : لیسا بسه بیا بریم دیگه لیسا: کسی که نتونه از دوربین استفاده ی صیحیح رو نکنه همون بهتر که نداشته باشه 😡😡😡
رفتم سریع لیسا رو بقل کردم گفتم مرسی لیسا مرسی تو خیلی خوبی و بعد رفتم پیش و جیهوپ شوگا گفتم شماها واقعا میربونین ممنون ♥️♥️♥️♥️♥️♥️ کوک : بچه ها چی شد وی: هیچی فقط یه مشکل ایجاد شد که بر طرف شد و در بست نامجون: افرین پسرا کار محبت کردن رو هم یاد گرفتید😂 دوباره در زدن در باز کردم گفت شما خونه بی تی اس گفتم خدافظ در بستم شوگا :کار درست رو کردی 😂جین و جیمین امدن گفتن همبرگر هم اماده شد جیسو و رزی گفتن سفره هم اماده شد همون موقع کمپانی ها زنگ زدن به گوشی منو و وی به من گفتن شما دیگه اخراج شدید ما دیگه بلک پینکی نمی شناسیم از اون طرف به وی گفتن شما دیگه بی تی اس نیستید بی تی پینک هستید چون قراره یه اهنگ با بلک پینک بخونید (تماس تصویری بود مال وی ) گفتم سلام اما ما دیگه اخراج شدیم 😭😥
اقا گفت شما اخراج شدید چون کمپانی وای جی تعطیل شد و قراره وای جی با ما هم کاری کنن گفتم ممنون اقا اما بهتره برای گروه بی تی اس مشکل نسازیم اونا بهتر از ما هستن اقا گفت من جمع بندی کردم اگه شماها با هم کار کنید از الان هم بیشتر طرفدار خواهید داشت تازه اگه ارمی ها و بیلینکب ها رو هم حساب کنیم بیشتر از صد هزار ملیارد طرفدار جمع میشه تو دلم داشت جشن گرفته میشد اقا گفت خوب بلک پینک به گروه بی تی اس خوش امدین خوب دیگه بی تی پینک ها خدافظ وقتی قط کرد سریع پریدم بقل شوگا شوگا:ایوللللل لیسا که سیب زمینی هارو تموم کرده بود شوگا و جیهوپ برید بازم سیب بپزید گفتم نههه لازم نیست با همین ها هم میشه سیر شد و از بقل شوگا امدم بیرون (اگه کسای که بایسشون شوگا هست خودشونو جای جنی بزارن منفجر میشن ) لیسا با دهن پر گفت برین بخورین تا بقیش رو نخوردم همه عین جت پریدیم سر سفره دعا کردیم و شروع کردیم به خوردن ساعت ۱۲ بود که شام تموم شد و سفرا رو جمع کرده بودیم گفتم گروه بی تی پینک عاشقتونمممممم 😊😊😊 (این استیکر رو میبینم 🙂یاد مومو میفتم 🤦🏻♂️🤦🏻♀️) لیسا و رزی و جیسو امدن بقلم همون بقل کردیم جیمین گفت عجب فیلم احساسی جین گفت کاملا موافقم 😭🤧 لیسا گفت ببخشیدا بی تی پینک فقط ما نیستیم شماها هم هستین وی گفت من به بقل نیاز ندارم کوک پرید رو کول وی و سفت بقلش کرد😂 همون موقع دوباره زنگ دد رو زدین نامجون در باز کرد بازم خبر نگار ها بودن گفتن ببخشید بازم مزاحم میشیم (اون موقع دیگه همه از فاز بقل امده بودن بیرون) رفتم دم در گفتم بفرمائید گفتن درسته که گروه بلک پینک اخراج شده گفتم
بله کاملا درسته چون قراره کمپانی که ما توش بودیم و کمپانی بی تی اس با هم کار کنن بعدم ما دیگه بلک پینک نیستیم ما بی تی پینک هستیم خبر نگار خوشکش زده بود گفت یعنی شما با بی تی اس اهنگ درست میکنین نامجون گفت هردو گروه باهم هستن و با هم اهنگ میسازن 💖 چیز دیگه ای هم هست که میخواین بگین؟؟گفتن بله میشه لطفا برای من یه اب قند بیارین 🤣🤣 چیهوپ با یه اب قند امد گفت بفرماید اب قند رو خوردن و رفتن شوگا گفت افرین جنی اعتماد به نفست عالی شد گفتم ممنون جیمین گفت بابا خود شوگا هیچ اعتماد به نفسی نداره لاقل جنی قبلا اعتماد به نفس خوبی داشت لیسا گفت بچه ها من خوابم میاد کوک گفت بیا بقل من بخواب😆
لیسا گفت اصلاااااا من خیلی هم سر حالم و دو ستا شرخ فلک زد 😂 شوگا گفت بچه ها واقعا کجا بخوابیم گفتم الان با هم شدیم ۱۱ نفر ۶ نفر اینجا بخوابن ۵ نفر خونه ما لیسا گفت من که اتاقم رو به هیچ کس نمی دم جیسو گفت منم رزی گفت منم نمی دم اصلا کی میده گفتم من 😆 شوگا گفت مرتبه ؟؟😬 لیسا گفت مرتب ترین اتاق خونه مال جنیه یهو همه پسرا گفتن من من من گفتم چیزه لازم نی ما الان ۱۲ نفریم دیگه خدا هم هست خدا رو تخت من بخوابه😂 الکی میگم اگه زحمت نمیشه همین جا همه میگیریم بیخوابیم 😚😚
جین گفت زحمت چیه اما اتاق من ماله خودمه وی ، کوک ، جیهوپ و جیمین هم گفتن اناق همون مال خودمونه رزی امد گفت جنی بیا تو اتاق نامجون گفتم امدم و سریع رفتم پیش رزی رزی گفت میدونستی قبلا رئيس کمپانی ها با هم دوست بودن اینم عکسش گفتم این اقای چنگ هستش اینم مدیر کمپانی پسرا شوگا اروم زد پس کله نامجون گفت مگه نگفت اون برگه هارو بزار جای که وقتی دخترا میان نبینن نامجون گفت خوب یادم رفت میدونی پیتزا چقدر سخته گفتم شما میدونستید ؟ شوگا گفت اره بخواتر همین با شما دوست شدیم تا مدیر کمپانی شما بتونه به کمپانی ما بدون شایعه و این چیز میزا همو ببینن ببخشید😓 رفتم بقل شوگا گفتم حالا هم با هم دوستیم هم مدیر کمپانی ها 🥳جین گفت ناراحت نشدی گفتم چرا بشم لیسا که روی مبل خوابش برده بود رو پای کوک کوک گفت بچه ها هیس لیسا خوابیده🤫
اروم گفتم کوک میتونی بیدارش کنی کوک گفت فکر نکنم لیسا اروم کمر کوک رو بقل کرد رزی گفت حالا فهمیدی من بد بخت چه جوری لیسا رو تحمل میکنم گفتم چرا کوک رو بقل کرد رزی گفت چون ادت داره منو شب ها بقل کنه و بخوابه 😊 گفتم کوک اصلا تکون نخور چون وقتی یکی از خواب بیدارش کنه کلش رو به دیوار میچشبونه 🤧 اروم رفتم لیسا رو بوس کردم گفتم لیسا میشه لطفا کمر کوک رو ول کنی گفت کمر کوک لای چشمش رو باز کرد سریع افتاد زمین گفت دستشویی کجاست 🤣 کوک طبقه بالا سمت چب از اتاق شوگا بگذری دسشویی اونجاست شوگا گفت انتظار داری فهمیده باشه لیسا که هنگ کرده بود 🤣🤣
کوک گفت میدونم نفهمیدی و اروم دست لیسا رو کشید گفت بیا برسونمت به دستشویی 🙄و رفتن گفتم شوگا ، کوک درست ادرس داد شوگا گفت نه چون دستشویی توی راه رو هست که دارن ازش رد میشن 😂 رزی گفت بچه ها الانه که قش کنم میشه جای خواب رو تعین کنید شوگا گفت اتاق من بزرگه کسی میخواد اونجا بخوابه گفتم مرتبه نامجون گفت مرتب ترین اتاق اتاق شوگا هستش گفتم من هستم جیسو گفت منم بقل جنی میخوابم شوگا گفت تروخدا به همش نزنینا گفتم چیزه فقط با این لباس های تنگ که نمیشه خوابید🤦🏻♀️ شوگا گفت تیهونگ یه خواهر داره که بعضی اوقات میاد اینجا و دو ستا دس لباس گذاشته اینجا یه دونش بنفشه یه دونش صورتیه یه دونشم زرده لیسا از اونجا داد زد زرد ماله منه جیشو سریع گفت بنفش هم ماله منه منم گفتم صورتی هم مال منه رزی گفت ع نامردا پس من چی گفتم رزی صورتی مال تو من با همین لباس اوکیم جیمین که روی راه رو خواب بود وی هم سرش رو پای جیهوپ جیهوپ هم خوابش برده بود جین روی مبل خوابیده بود نامجون گفت منم برم بخوابم و رفت رزی که به یه ستون تکه داده بود خوابیده بود جیسو هم رو پای رزی خوابش برده بود اروم گفتم یعنی الان منو تو و کوک و لیسا بیداریم شوگا گفت اره فک کنم گفتم شما اینجا دشک دارین شوگا گفت اره خیلی هم نرمن گفتم میشه لطفا بیاری بندازی پای تختت من عادت ندارم تنها بخوابم شوگا گفت باشه اما بالشت و پتوت رو خودت میاری😆 گفتم ممنون 😚💖بعد از یه ربع فهمیدیم نامجون خوابیده و کوک و لیسا رو تخت دونفره با هم خوابن و فقط منو شوگا بیدار بودیم اخه تعجبی هم نداشت ساعت ۲ شب بود 🤦🏻♀️🤦🏻♂️😂 (فردا صبح )
وای چه خواب خوبی بود شوگا گفت ع تو هم تازه بیدار شدی منم تازه بیدار شدم گفتم بریم ببینیم بقیه بیدارن یا خواب خواستم از در برم بیرون کلم خرد به در شوگا گفت وقتی ما ها میخوابیم در اتاقمون رو میبندیم 😂 گفتم اخه چرا شوگا گفت حالا بعدا برات توضیح میدم از در رفتیم بیرون همه خواب بودن گفتم همه خوابن بیا ماهم بریم بخوابیم یهو گوشیم زنگ خورد رفتم سریع چیداش کروم برداشتم گفتم بله بفرمایید گفتن خونه ی بی تی پینک گفتم بفرمایید شما گفت ع جنی توی فکر کردم به شوگا زنگ زدم حالا ولش کن شما امروز باهم کنسرت دارید خواب از سرم پرید داد زدم کنسرتتت😱😱😱😱😱😱 تیهونگ از روی مبل افتاد دخترا سه متر پریدن هوا کوک درجا خوش شده بود لیسا سریع امد بیرون نامجون هم سریع امد بیرون گذاشتم رو بلند گو مدیر گفت بله کنسرت کنسرت ایدل گفتم با تازه امدیم اقای بیخشید اسمتون گفت اسمم انتونی هست گفتم اقای انتونی خودتوم میدونید که ما تازه با هم همکار شدیم و جای مشخصی برای خوندن نداریم اقای انتونی گفتن شعر رو دوصدا میخونید یعنی شما با شوگا لیسا با کوک جیسو با جیهوپ و رزی با جیمین گفتیم ما تا حالا دوصدا نخوندیم اقای انتونی گقتن نه اونجا که جیمین تکی باید بخونه همه با هم بخونین خوب میشه 😬ما خیلی استرس داشتیم اما حالا دیدیم که اصلا استرس نداشت و اقای انتونی راست میگفتن الان تو کنسرت بیشتر از هزار ملیون نفر هستن و هنوز شوگا به من نگفته چرا در اتاق رو میبندن شوگا گفت بخواتر اینکه کسی ایواشکی نیاد تو اتاقمون😂 گفتم خوب امدیم وارم از شعر جدید ایدل خوشتون امده باشه و مارو با سوال های که چرا شما با بی تی اس همکاری کردین و با هم نامزدینو اینا رو نپرسین و خم راست شدیم و رفتیم تو استیج شوگا گفت عالی بود جنی گفتم ممنون عزیزم 💖💖💖