سلام دوستان هلیا هستم .
از زبان مرینت 👈 آلارم گوشیم زنگ خورد بیدار شدم ساعت ۷ صبح بود باید میرفتم مدرسه رفتم پایین صبحانه خوردم بعد راهی مدرسه شدم وقتی رفتم کلاس بعد از چند دقیقه خانم بوستیه اومد سلام بچه ها میخوام یه دانش آموز جدید رو بهتون معرفی کنم ذوق زده شدم گفتم یه دوست جدید از خانم یکشنبه که بیارم داخل کلاس خانم یکشنبه قبول کرد رفتم از کلاس بیرون
از پله ها رفتم پایین وایی خدااااا این که.....😬😳😱😭😭😭😭😭😫😫😫😫😫😫😫
کاگامیه ترسیدم می خواستم برگردم به کلاس یهو دیدم لایلا اومد طرفم و گفت ببین مرینت کاگامی خب نمیخوای بری استقبالش نکنه ازش می ترسی خودم رو جمع و جور کردم و گفتم
منو ترس رفتم جلو کاگامی تا منو دید گفت سلام مرینت گفتم س س سلام کاگا...می خوش اومدی بیا تو مدرسه کاگامی گفت خوشحالم که باهم تو یه کلاسیم ناگهان دیدم لایلا به خودش می پیچه با عصبانیت رفت بالا گفتم هر کاری کنم اون روی لایلا رو بیارم پایین
گفتم منم همینطور خب کاگامی چرا تصمیم گرفتی به مدرسه ما بیای چه طور شد؟ از زبان کاگامی👈گفتم آدرین بهم پیشنهاد کرد دلم میخواست بیشتر با آدرین باشم برای همین با کمک اون به این مدرسه اومدم
از زبان مرینت 👈 عصبانی شدم آخه چرا آدرین منو دوست نداره درجا میخواستم کاگامی رو له و لورده کنم عصبانیم کرد یهو دیدم لایلا داره با شیطنت نگران می کنه آرامش رو حفظ کردم
رفتیم تو کلاس نینو رفته بود صندلی سوم برای همین کاگامی کنار آدرین نشسته بود یهو الیا گفت چه عجب میبینم با کاگامی ارتباط برقرار کردی
گفتم الیا باید یه چیزی بهت بگم ولی زنگ تفریح موقع زنگ تفریح اینکه کاگامی با پیشنهاد آدرین اومده به مدرسه رو به الیا گفتم داشتم با الیا حرف میزدم لایلا اومد تو جمع گفت به به کاگامی عزیز چه عجب افتخار دادید اومدید تو مدرسه
ببینم نکنه پول هات تموم شده که اومدی مدرسه فقیر فقرا البته من یه دختر ثروتمندم ولی بخاطر مهربونی هام اومدم اینجا تا به بچه ها کمک کنم یهو کلویی پرید وسط و گفت
چیییی من فقیرم ها با من بودی لایلا : اره با تو بودم اها راستی بچه ها بزار به شما ها بگم کاگامی کلویی مرینت گفتم شما ها دوتا دختر پولدار بی ادب هستید از زبان مرینت👈 دهنم باز مونده بود گفتم من گفتم یهو ......