سلام دوستان ای پارت در حقیقت انگار یک قسمت کارتونه لطفاً کپی هم نکنید ادامه ای در پارت های بعد نداره
آماده آید بریم برای خواندن
یک آدم تو پاریس آدمی بود که همه را اذیت میکرد و یک روز مشکل کم خونی پیدا کرد هیچ کس به آن فرد خون نداد بعد ارباب شرارت به ناتالی یک اکوما داد ناتالی قدرت ارباب شرارت را بیشتر ها به میتوانست چندین اکوما درست کنه و به هر نفر چندین اکوما وارد بدنش کنه بعد چند اکوما وارد آن فرد کم خون کرد و گفت خون دزد من ارباب شرارت هستم به قدرت معجزه گر های اسب لاک پشت گربه رو میدم و دزدیدن خون مردم را در عوضش تو هم برام معجزه گر های گربه و کفشدوزک رو برام بیار اونم گفت باشه ارباب شرارت و تبدیل به خون دزد شد
از زبان مرینت : مدرسه بودم آمدم خانه که تلویزیون این خبر را نشان داد یک ابر شرور تازه وارد شهر شده به نام خون دزد و کلی مردم را کشته و خونشون رو گرفته امید وارم دختر کفشدوزکی و گربه سیاه هرچه سریعتر خودشون رو برسونن که خبر نگار مرد (فوت کرد)و خونش دزدیده شد بعد من تبدیل شدن بعد گربه سیاه هم آمد خون دزد جلو مان آورد گفت ارباب شرارت بهترین آدم دنیاست معجزه گرا تون رو به ارباب شرارت بدین گفتیم هرگز یهو خون دزد غیب شد و پشت گربه سیاه ظاهر شد (از قدرت ها شه به کمک اکوما بی که بهش قدرت معجزه گر اسب رو میده) هم معجزه گر گربه سیاه گرفته شد هم هویت گریه سیاه لو رفت ناراحت و فرار کرد ارباب شرارت به گربه سیاه اکوما داد و آدرین تبدیل به کت بلنک شد
لیدی باگ (همان دختر کفشدوزکی است به انگلیسی) فهمید اوضاع از چه قراره معجزه گر 🐎 و لاک پشت و اژدها 🐲 و روباه 🦊 رو برداشت با اینکه نقشه ای نداشت خون دزد خندید و گفت هه هه من قدرت معجزه گر اسب رو دارم و از سپر رد میشم و به پشت با خندید آن هم ناراحت شد و اکومایی شد روباه قرمز هم چون پشت لاک شرور شد آن هم شرور شد (نینو و الیا هویت قهرمانی هم را در قسمت ۲۵ فصل ۲ فهمیدند )
پس لیدی باگ با. کمک معجزه گر اسب رفت نیویورک و صاحب معجزه گر عقاب 🦅 را آورد (اگه کارتون ماجراجویی در نیویورک را دیده باشید با این معجزه گر آشنا هستید) بعد اکوما ها رها کرد به هستم گفت اکوما ها شما مجبورید به ارباب شرارت گوش من از این ظلپ ازادتون می کنم اکوما ها بیرون آمدند و گفتند لا لا لایی لا لا لایی لا لا لایی لایه لایه لایه لا 🤣 ناتالی ارباب شرارت این قدرت دارد تا به اکوما ها فشار بیاره و ابر شور ها دوباره ابر شرور شدن پس لیدی باگ معجزه گر میمون رو برداشت و به کیم داد و آن هم قدرت های کت بلنک و روباه قرمز شرور و پشت لاک شرور را خرابکاری کرد اما خون دزد کجاس وای نامرئی شده بعد کله این سه تا شرور ری که به خودشان آمدن کوبید اما معجزه گر گربه سیاه چون کوچک بود ندید و افتاد حالا ۳ چیز اتفاق افتاد (هویت ها لو رفت _آنها مردند - معجزه گر هاشون هم گرفته شد
وقتی خون دزد داشت معجزه گر ها رو بر میداشت من داشتم فکر میکردم اکوما کجای خون دزد است گفتم دیگه چاره نداریم آن فرد را کشتیم بعد گردونه خوش شانسی رو زدم و همه خسارت هارو دادم بخصوص جان مرده ها را اما یک مشکلی بود معجزه گر لاک پشت و روباه 🦊 گم شده بود
معجزه گر گربه سیاه را اتفاقی دیدم آن را پوشیدم و آرزو کردم که هویت گربه سیاه یادم بره و آرزو کردم معجزه گر های گم شده تو دستم بیاد (تو یکی از قسمت ها و اولین گفته شده اگه کسی معجزه گر های گربه و کفشدوزک رو با هم ترکیب کنه هر آرزویی بر آورده میشه
از زبان مرینت اخیش این روز خیلی شکست دادن ارباب شرارت سخت بود از زبان ارباب شرارت اکومای ناتالی رو در آوردم و گفت نورو بال های سیاه خاموش بعد حرف های همیشگی اش رو زد
از زبان آدرین وای چه روز سختی بود مردم کوامی گربه سیاه هم آره وقت یک پنیر حسابیه (چون اسم کوامی گربه سیاه رو نمینویسد نوشتم کوامی گربه سیاه)
از زبان نویسنده :خب ممنون که این پارت را خواندید برای انتشار لیست گزینه صحیح را بزنید دوستون دارم