
با سلام میخوام باکمک تستچی عزیز تستی را در اختیار شما بزارم البته من این تست رو سه بار گذاشتم اما موفقت نشد و الان دوباره در خدمت تون هستم امیدوارم خوشتون بیاد حتما کامنت بدید اگه خوب نشد ببخشید
از زبون مرینت: داشتم تو راه مدرسه قدم میزدم و با خودم حرف میزدم وقتی توی نیویورک نتونستم احساسم رو به آدرین بگم خیلی ناراحت شده بودم توی اون سفر فهمیدم که نمیتونم آدرین رو فقط به عنوان دوست بخوام اون چیزی بالا تر از این حرفا برا من اهمیت داره همین طور داشتم حرف میزدم که یهو دستی رو روی شونم احساس کردم رومو بهش کردم متوجه شدم آلیا ست «فکر کرد آدرینه» نفس عمیقی کشیدم و گفتم او سلام آلیا آلیا جواب سلاممو داد و گفت که تو خودمم و مثل همیشه بهم خندید و وارد کلاس شدیم یــهــو....
داشتم با آلیا حرف میزدم توی راه رو بودیم و داشتیم به کلاسا نزدیک میشدیم که یه دفعه به یک نفر خوردم اوخ اوخ سرم درد گرف یهو صدای افتادن کتاب های اونی که بهم خورد رو شنیدم «سرم پایین بود برا همین نفهمیدم کیه»اومدم معذرت خواهی کنم که «بله همون بود مثل همیشه یکم هنگ خنده الکی و لکنت » دیدم آدرین بود مرینت: اا سلام اااادرین تویی آدرین: سلام مرینت خوبی مرینت: مم ممنون توتو خوبی من واقعا متاسفم آدرین اصلا حواسم نبود داشتم با آلیا...... متوجه شدم که جیم شده تا منو آدرین باهم تنها باشیم از دور دیدمش که دست نینو رو گرفته و میکشش و میبرش...... بازم متاسفم آدرین آدرین:
آدرین: اوه اشکال نداره مرینت ما باهم دوستیم تو دوست منی مرینت مرینت: آره ما فقط دوستیم فقط یه دوست😔 دوتامون باهم خم شدیم تا کتابارو از رو زمین جمع کنیم دو تاش رو من برداشتم دوتاش هم آدرین یکیش موندهمزمان دوتامون اومدیم برش داریم دست من موند زیر دست آدرین هم رو دستم یهو دوتامون قرمز شدیم البته من لبو شدم دوتامون دستمون رو کشیدیم و دستی به سر به عنوان خجالت و من برش داشتم دادم بهش بلند شدیم و رفتیم کلاس
اومدم بشینم سر جام دیدم نینو پیش آلیا نشسته خانم بوستیه اومد و گفت مرینت لطفا بشین گفتم آخه خانم نینو... گفت خب پیش آدربن بشین نیمکت اون برای دو نفر جاداره گفتم خانم بوستیه آخه... نزاشت حرفم رو بزنم شونه هام رو با تو دستش گرفت و بزور نشوندم آلبا هم هی میخندید و بهم چشمک ومسخرم میکرد منم ی چشم غره بهش رفتم و بزور نشستم
آدرین: بازم سلام مرینت مرینت: سلام آاادر ین😓😓 فهمید یه چیزیم هست دستش رو گذاشت رو شونم و گفت چیزی شده مرینت؟ من آب شدم به معنای واقعی، قرمز شدم و لکنت و...... گفتم نه آدرین همه چی امن و امانه یعنی خوبه بعد هم گفت اگه چیزی شد به من بگو مرینت تو دوست منی دیگه اعصابم داشت خورد میشد همش دوست دوست دوست به بهونه دستشویی از کلاس رفتم بیرون و رفتم تو دستشویی و حسابی فش این زندگی و آلیا دادم
صدای در دستشویی اومد توجه ی نکردم که کیه یهو دیدم یکی اومد و جفتم دستاش رو میشست نگاه کردم دیدم آدرینه سعی کردم خودمو کنترل کنم بهش گفتم تو هم اینجایی دیدم که ناراحته 😔 گفتم چی شده آدرین گفت امم مرینت تو از من ناراحتی و من کاری کردم؟ که ناراحت شدی گفتم نه آدرین معلومه که نه من عاشقتم اینو بلند گفتم فهمیدم حسابی گل کاشتم گفت واقعا؟ گفتم اوه نه نه نه اااا یکی صدام زد فکر کنم آلیا بود آدرین قرمز شد گفت باشه برو مرینت منم دوست دارم به عنوان ی دوست اخمام رفت تو هم و با اعصبانیت گفتم فهمیدم آدرین فهمیدم ما دوستیم فقط یه دوست آدرین تعجب کرد آدربن. : مرینت.. اما من توجهی نکردم توجهی نکردم من دیگه داشتم منفجر میشدم و سریع از دستشویی زدم بیرون وای من چیکار کردم چرا سر آدرین داد زدم وای خدا وای وای وای
پوووف نفس عمیق کشیدم دیگه نمیتونستم عشقم رو نسبت بهش پنهان کنم باید بهش میگفتم هر طور که شده با کلی تلنجار و فکر ها بد و..... و ترسیدم ازم بدش بیاد ولی رفتم تو درو باز کردم مرینت تو حالت خوبه M: امم آدرین A, بله مرینت امم آدرین من میخوام ی چیزی بهت بگم ولی میترسم که ناراحت بشی آدرین یکم نگران شد و گفت چی شده مرینت«واقعا نمیفهمی» گفتم امم من از موقعی که دیدمت ی حسی نسبت بهت..... صدای جیغ و داد اومد و نتونیتم ادامه حرفم رو بزنم حتمادوباره یکی آکومایی شده بود هــــــی هروقت میخوام حرفم رو نسبت بهش بزنم اینطور میشه
دوتامون باهم گفتیم من باید برم رفتیم ی جایی که کسی نبود تبدیل شدیم یکی از بچه های مدرسه آکومایی شده بود با یویوم دستش رو گرفتم سر و کله کت هم پیداش شد و بالاخره شکستش دادیم وقتی تموم شد کت بهم درخواست کرد که ساعت9شب بیام و باهاش حرف بزنم منم چون حوصلم سر رفته بود و ناراحت بودم 😔 قبول کردم
وقتی رفتم خونه یه چرتی زدم و رفتم سر قرار وقتی رسیدم دهنم وا موند ولی خودم رو جدی گرفتم سلام کت چیشده کت: سلام بانوی من ام خب لیدی من در مورد احساساتم هزاران بار بهت گفتم اما تو جوابی ندادی کفشدوزک من عاشقتم لطفا حتی اگر بازم مث روزای قبل بهم نه بگی تا آخر عمرم منتظرت میمونم من عاشقتم لیدی جلوم زانو زد و یک گ رز قرمز بهم داد بهش گفتم کت تو واقعا همکار و دوست خوبی هستی منم دوست دارم اما.. کت: اما چی بازم اون پسره اصلا اون کیه اونم بهت علاقه داره اونم مثل من عاشقته اونم پات میمونه لیدی من واقعا عاشقتم اکه تو جوابت نه پس لاقل بگو اون پسرکیه نترس کاریش ندارم
لیدی: ببین کت کت: گفتم اون کیه لیدی: نمیتونم بهت بگم کت: نکنه میترسی کاریش بکنم نترس من قهرمانم شرور نیستم لیدی من عاشفتم اینو بفعم درکش چقدر مگه برات سخته «همینطور که حرف میزد گریه میکرد و داد میزد » یهو ی آکوما رو از دور دیدم که داره نزدیک کت میشه گفتم کت آکوما کت کت باشه باشه لهت میگم کت فایده نداشت انقدر داد میزد صدا نمیرسید حتی توجهی هم نمیکرد و میگفت بزار حرفم رو بزنم و ادامه مبداد پریدم بقلش و برا اینکه دهنش رو ببندم *لب*ش رو.*ب*س*ی*د*م*
کت تعجب کرد گفت چیشد که این شد سریع با یویو اکوما رو گرفتم گفتم گوش که نمیدی به حرفم اکه انقدر داد نمیزدی مجبور نمیشدم اینکارو بکنم کت اروم شد و یکم هم خجالت کشید و گفت خودت هم بدت نیومد ها گفتی چی کیگفته گفت از اونجایی که میتونستی با دستت جلو دهنم رو بگیری خودم هم هنگ کردم چرا به فکر خودم نرسید 😓و افتادم به تته پته با انگشت دستش رو روی لبم گذاشت و.....
آروم آروم بهم نزدیک شد دستمام رو گرفت و گذاشت رو شونش و دستش رو دور کمرم حلقه کرد پیشونیش روگذاشت روی پیشونیم انقدر نزدیک شده بود که نفسم به نفسش میخورده کم کم عاشقش شدم پیش خودم گفتم منو چه به آدرین اون منو فقط به عنوان دوست میدونه اما کت منو دوست داره همینطور که نزدیک شد گفت اجازه میدی بانوی من سرم رو به نشانه ی تایید تکون دادم و همراهیش کردم 💋✨🎈
🎈 بعد از چند دقیقه هنوز تو بقل هم بودیم سرم رو گذاشتم رو شونش اونم سرش رو گذاشت رو شونم باورم نمیشد چطور این همه مدت عشقش رو درک نمیکردم عشقی خالص و بی ادعا 💙 آروم بهم گفت هنوز نمیخوای بهم بگی اون کیه گفتم اگه بگم قول میدی کاری نکنی کت: مطمئن باش لیدی من❤❤❤❤❤😍😍😍😍
پچه ها اگه خوشتون اومد کامنت و نظر بدید فراموش نشه ها ممنون پـــــــایــــــــــان پـــــــــــارت یــــــــکــــــــــــ
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود 😘، راستی میشه به استان منم سربزنی
چشم گلم
عالییییییی💖💖💖💖
مرسییی
قربونت ❤️😘
ᥬ😍᭄ ᥬ😍᭄
😍❤😘
𓆩😁𓆪 𓆩😁𓆪 𓆩😁𓆪
لایک و کامنت گزاشته شد به داستان منم سر بزن آدرینت جون🐰
چشم حتمااا
عالی بود به لیست اضافه شد
مننونمممم
ادرین توی دستشویی بود دستشویی مخصوص زن هاا و مرد ها جداعه
دوست عزیزززززز پایین هم گفتم 1 سال پیش گفتم ک این منظورم اب خوری بود شرمنده خوب نگفتم
عالیییی بود
ممنان
عالیییی بود
تشکر
با سلام پارت 2 این داستان منتشر شد
سلاممم بچه ها من برگشتمم اینبار چنتا فکر تو کلمه یکی اینکه میخوام 3 تا سریال کره ای فوق العاده زیبا رو پیشنهاد بدم و یکم در بارشون توضیح بدم و بعدن هرکی دید ازش ی تست بگیرم نظرتون؟؟؟
سلام عالی یه سر به تست منم بزن ممنون
ممنون حتما