این دفعه ببینم چیکار میکنید👻🎃🎃🔮🏴☠️🏴☠️🏴☠️
اینو خودم ساختم بخاطر همین سخته/ زنی گلکار که با چاقو به قتل رسیده جنازه اش را در گل خانه پیدا می کنند مقتول قبل از مرگ اسم گل هایی را با خودکار در کاغذی مینویسد که در محل جرم پیدا می شود در کاغذ از پایین به بالا این گل ها نوشته شده است __سوسن __آلاله____لاله____ونوس____کاکتوس_____یاس____نسترن مظنون ها : پسر عمه شخص نیکولاس،دوست شخص لاله،شوهر شخص یاسین، پسر خاله شخص نیکو ، دوست شخص سالین کارآگاه با پرس جو متوجه چیزهایی می شود مانند اینکه مقتول با شوهر خود اختلاف سنی زیادی دارد ، مقتول با پسر عمه نیکولاس خیلی خوب است ولی مدتی بخاطر اینکه مقتول با مادر نیکولاس دعوا کرده باهم حرف نمی زنند ، سالین انسان پست فطرتی است که مقتول را تهدید یه مرگ کرده ، لاله هم با مقتول بسیار خوش رفتار و خوب است و حتی مقتول آنقدر به آن اعتماد داشته که کلید گاو صندوق خود را به او سپرده کارآگاه بلافاصله قاتل را دسگیر میکند قاتل کیست
مردی در ساختمان نیمه کاره کار میکرده که به قتل رسید مظنونین سه نفرند که قدشان متوسط کوچک و بزرگ است قد کوچک منصور قد بلند صمد و قد متوسط کریم قاتل با چاقویی قلب مقتول را پاره کرده از آثار جراحت معلوم است قاتل چاقو را به بالای قلب مقتول زده و به پایین آورده صمد با منصور برادر است، کارآگاه وقتی سه شخص را می بیند قاتل یا قاتلین را دستگیر میکند قاتل یا قاتلین کیستند؟
شخصی در خانه خودش به ضرب گلوله به قتل میرسد قاتل با تفنگ صدا خفه کنش تیر را به سر مقتول وارد کرده کارآگاه وقتی به خانه مقتول میرود هیچ خوراکی یا آثار به هم ریختگی پیدا نمی کند، مظنونین ۴ نفرند همسر شخص که خواب بوده و وقتی از خواب بلند میشود و در اتاقش را باز می کند با جیغی جسد شوهرش که غرق در خون است را می بیند مظنون بعدی خدمتکار خانه است که آنروز بیدلیل مرخصی گرفته که به ادعای خودش حالش خوب نبوده مظنون بعدی سرآشپز است که ادعا می کند داشته غذا درست میکرده مظنون آخر خدمتکار ۲ نام دارد که ادعا می کند قاتل همسر شخص است ولی بخاطر این ادعا عجیبش جز مظنونین شده است کارآگاه بلافاصله قاتل را دستگیر میکند
پیام های بازرگانی : این قاطی داره ...اه ... برنج میگم تاحالا چند بار گرفتیم ولی هیچ وقت خوب نبوده دیگه وقتشه فوت که فوت کوزه گریو بهت یاد بدم این از برنج گلستان (چیه فکر گردی همش باید برنج طبیعت باشه😁😆😐 ) نظرت در مورد این تبلیغ؟(مسخره رو بزن ازت کم نشه)
هر روز مرد عینکی ای با دو کیسه شن با دوچرخه از مرز عبور می کرد. افسران مرزي خبر دادند كه او قاچاقچي است. بنابراین مأموران گمرک او را بررسی کردند و دریافتند که او فقط شن و ماسه دارند. از آنجا که نتوانستند هیچ مدرکی پیدا کنند ، به او اجازه دادند از مرز عبور کند. پس ، مرد چه چیزی قاچاق می کرد؟
مردی به پلیس گفت که از سرکار به خانه آمده و جسد همسرش را وسط سالن پذیرایی پیدا کرده است. او گفت: ظاهرا همسرش اسلحه او را روی میز پیدا کرده و خودش را کشته است. اما پلیس با یک نگاه فهمید که مرد دروغ میگوید. پلیس چطور این را فهمید؟
نتیجه 1
بد نیست
نتیجه 2
خوب
نتیجه 3
آفرین
نتیجه 4
شرلوک هلمز تبریک میگم بهت
بد نیست
کاش پاسخنامه رو هم میزاشتی
چیا رو غلط زدی ؟
به ترتیب جوابتو لگو
1 1لاله 2 کریم 3 سرآشپز 4 عینک 5 در تفنگ ۱ تیر بوده که برای قتل زن بوده
تنیجه 5 تا درست 1 دونه غلط
فالویی لطفا فالوم کن
فالویی