اینم پارت بعدی بدو برو بخون
کاترین آروم آروم پا میشه . بعدم میگه:که منو هل میدی ها!!!!(با اعصبانیت)(دخترا ترسیده اند و راستی آنها بغل یک خانه ی مجلل و چند طبقه ای هستند که برای پول داراست و همه ی خانه از سنگ مر مر و سنگ های گران قیمت است )(چشماش زرد میشه💛💛💛💛💛)دخترا:تو دیگه چه جور موجودی هستی!!!😟😟😟😟😟😟😟😢😢😢😢😢😢
کاترین بالاشو باز میکنه(بالاش غیب کرده تا آسیب نبینه و فقط سایه ی بالاش معلومه)بعدم میگه: به تو مربوط نیس . بعد گلوی اون دختره که هلش دادو میگیره و پرتش میکنه سمت خونهه . از اون ور یه یارو تو خونهه که اسمش استیوه و یه دختره ورورو همش ور میزنه تو ذهن استیو 😂😂😂 . (پولدار یه جور شخصیت اصلیه بعدا باهاش آشنا میشید😊😊):اوهههههه . چقدر حرف میزنه سرمو برد😑😑😑😑
اسم دختره کرولاینه(بعدا با اینم کار داریم😑) میگه:میبینی تازه ناخونامو کاشت کردم زیبا نیس . اوه نگاه کن .....یعنی گوش کن چه موسیقی زیبایی😍😍😍 . اممممممم . استیو(استیو اصلا گوش نمیکنه) استیو؟؟؟استیو:آووووو با منی ببخشید حواسم پرت شد
استیو(دختره شروع میکنه به صحبت کردن با هیچکی انقدر حرف نمیزنه ها فقط با استیو خب معلومه کع استیوو دوس داره نه؟؟):یهو یه چیزی از تو پنجره شوت میشه تو(اونا طبقه سومن) همه دورش جمع میشن یکی سریع به آنبولاس . فهمیدیم یه دختره . نفس میکشه اما پا نمیشه😟😟😟😟
(همون دختری که کاترین پرتش کرد)کرولاین:واییی نههههه یچارهههه . ولی اشکال نداره اوهه هانی تو خوبی . قیافه ی استیو😐😐😐😐😐🙁🙁قیافه ی کرولاین😍😍😍😘😘😘(دختره از پنجره پرت شد تو و کلی شیشه خورده ریخت تو یکمم خورده شیشه رو کت استیو ریخت) کرولاین با پشت دستش شیشه خورده های رو میریزه پایین .
استیو:ببخشید کرولاین فقط یه لحظه (بعدم میره سمت پنجره) استیو:اون پایین یه دخترو میبینم اصلا واضح نمیتونم ببینمش فقط موهاش معلومه . چرا طوسیه؟؟؟ حالا اینارو ول کن
استیو:داشتم نگاه میکردم . دو تا دختر دیگه هم جلوش بودن و انگار داشتن میلرزیدن . صدای دخره اومده که میگه:برید تا اون کاری رو که با دوستتون کردم با شما نکنم . و بعد دخترا در میرن . یهو دختره به من نگاه میکنه و بعد یه لبخند ملیح میزنه و .........اون غیب شد😳😳😳😳😳
خیلی عجیب بود یعنی اون دختره این دختره رو که انگار ۱۰۰۰ برابرش وزن داره رو بلند کرده ولی چطور؟؟؟؟؟ رو مو اون ور میکنم میبینم گفته شده که دختره تو کماعه واسه همین سریعه بردنش بیمارستان . بهتره بفهمم چجوری پرتشون کرده .
از اون ور کاترین: میخواستم ۳ تا شهر اون ور تر فرود بیام که نتونستم . انگار ضعیف شدم . فک نکنم بتونم پرواز کنم . بهتره راه برم . باید زود تر دروازه های جهنمو پیدا کنم . حتما پیدا میکنم .
کرولاین:استیو جان پایین داشتی چیو نگاه میکردی؟؟؟ استیو:امممم هیچی کرولاین:بگو دیگه استیو:یه دختره مو طوسی رو اون پایین دیدمو.....(کرولاین فک میکنه استیو یکیو دیده بهش علاقه مند شده )نه دیگه ول کن لازم نیس درموردش بهم بگی . استیو:باوشه🤨 . استیو :خیلی خب کرولاین بعدا میبینمت الان دیگه ساعت ۱۱ شبه و مهمونی هم که به کلی پرید . کرولاین؟؟کرولاینن؟؟؟🤨🤨کرولاین(تو فکره که چطور دل استیو به دست بیاره):آها ببخشید آره آره بعدا میبینمت . بعدم با هم خداحافظی میکنن . از اون ور کرولاین: وایی دختره ی مو طوسییییییییی😠😠😠😠😠😠😠😠 پدر کرولاین:گفتی چی؟؟؟؟؟. ساعت ۱۱و ۲۱ دیقه استیو به خانه رسید اما هنوز در فکر بود . درو باز کرد که یهو.....