سلام من اولین بار که تست درست میکنم😐 . تو این تست جونگ کوک رئيس یه شرکت خیلی خفنه😌و ا/ت هم کارمند شرکت . امید وارم خوشتون بیاد❤❤❤❤❤
ا/ت: امروز اولین روز کاریم تو یه شرکت خیلی خفن . نباید دست و پامو گم کنم. وقتی رسیدم اونجا از استرس داشتم میمردم . یهو دیدم یه مرد داره میاد سمتم سریع خودم رو جمع و جور کردم و نگاهمو به جلو دادم و سلام کردم🙂
حتما یکی از کارمند های شرکت. کارمند شرکت: سلام من کارمند شرکت ام.وی هستم . شما ا/ت هستید ؟ ا/ت : بببله . من ا/ت کارمند جدید شرکت هستم . ا/ت : پیش خودم گفتم چرا اسمش ام.وی ؟ شاید مخفف اسمشه . کارمند شرکت: خانم ا/ت همراه من بیاید لطفا . ا/ت: چشم درحالی که دنبالش داشتم راه میرفتم اطرافم نگاه میکردم . ا/ت: وایییییی چه شرکت خفنی 😮😮😮دوست دارم زود تر شروع به کار کنم. همینشکلی که داشتم تو ذهنم خیال بافی میکردم که یهو آقای ام.وی صدام کرد.
ام.وی : خانم ا/ت. ا/ت: بله ببخشید اصلا حواسم نبود. ام.وی: اینجا اتاق کار شماست . ا/ت: وقتی درو باز کرد فکر کردم در یه دنیای دیگه ای هست .رفتم داخل اتاقم و نشستم روی صندلیم یه اتاق اندازه ی کل خونهم . خیلی قشنگ بود. ام.وی: خانم ا/ت از این به بعد اینجا اتاق شماست و اسم شما در شرکت ام.جی هست . یعنی شما خودتونو تو شرکت به اسم ام.جی معرفی میکنید. از امروز کارتونو شروع می کنید .
ا/ت: چشم امید وارم بتونم کارمند مفیدی باشم . ام.وی : وظايف شما در دفتری که روی میزتون هست نوشته شده . ا/ت: بله متوجه شدم . ام.وی از اتاق رفت من موندم اتاقی زیبا و رویایی . رفتم سمت میز و دفتر رو برداشتم صفحه ی اول رو باز کردم دیدم نوشته منشی آقای رئیس. یعنی من منشی رئیس هستم ؟ واییییی خیلی خوبه اینطوری میتونم رئیس هم ببینم .😃😃😃😃
ا/ت: خیلی ذوق داشتم سریع وسایلمو چیدم و موهامو بستم . یه نفس عمیقی کشیدم و به سمت در رفتم . درو باز کردم یکدفعه دیدم یه مرد جلوم وایستاده !! به بالا نگاه کردم تا صورتشو ببینم . ولی خوب نمیتونستم ببینم آخه نور به صورتش میخورد ولی یکم دقت کردم دیدم یه مرد خیلی جذاب 😍. همینطور نگاهش میکردم و اون هم من رو نگاه میکرد.
خب خب خب امید وارم خوشتون اومده باشه بقیهش باشه برای بعد . خیلی دوستون دارم😘😘❤❤❤
پارت بعد لفطا عالییی بود کیوتی
لطفا پارت بعدیییییی😍😍😍😍😍😍
باشه گلم😀😀😃🙃🙃😘😘😘
عاااالی بود همینجوری ادامه بده👏👏😍🍓
😍😍😍😍😍😍😍😍😍😘😘😘😘مرسی عزیزم