سیلام ملکم
(ا/ت+جیمین _) +یک روز خسته کننده دیگه با مافیا کره که. بخاطر پدرامون بزور باهم ازدواج کردیم فقط بخاطر پدرم تلاقی نمیکنم هیع هفته پیش پدرم هم مرد مامانم که نداشتم تنها تنها شدم هنوز باورم نمیشه الان نیست ولی خب چه میشه کرد آهی کشیدیم بلند شدم هنوز جیمین نیوموه بود خوبه پس یک حموم رفتم خشتگیم دره چون از صبح کلی کار داشتم خیلی خسته بودم زیر دوش همش گریه کردم اومدم بیرون لباسام پوشیدم منشی جیمین زنگ زد گفت باید برن جایی تا دوماه نمیان دوماه بعد جیمین اومد پریدم بغلش اونم بغلم کرد ناباورانه به هم دوست دارم منم گفتم من هم همینطور +خوشحال بودم الان دبگه مافیا نبود و همون آیدل خالی بود
رفتم کمپانی تا براش غذا ببرم داخل سالن تمرین در زدم ته دارو باز کرد ته:عهه سلام خوبی ا/ت:ممنون جمین کجاست تهیونگ:داخله +ممنون رفتم تو غذا رو دادم به اعضا اومدن بیرون جیمین با چشم بهم گفت اینجا زیاد دوست دارم اینا نگفته بهم چون استف ها بودن بعد من تو پارک نزدیک کمپانی نشسته بودم که که که
جیمین با تیر زدن (ههه اسکلتون کردم😂😂😂🌝🌝🌝) باورم نمیشد جیمین اون اون داره با دوست صمیمیم بغل کردو کیس کرد رفتم خونه دگ(ساکم جم کردم رفتم نیوزلند ههه بتزم اسکل شدین)
در اتاق قفل کذدم بعد بصدا در اومدآره خودش بود
که که
یوهویی با دستش از خواب پریدم فهمیدم همش خواب بوده پایان تا نتیجه برو چالش داریم
شاد و غمگین ترکیبی 😐
ترکیبی سممممم
قشنگ بید 🥺🥺
هققق ممنون
خواهرم ناراحت نشو ولی ریدی
میتونستی باحال تر بنویسی
ببین من و رفیقم خواستیم بریم مغازه وقتی رفتیم اونجا رلش دست یه دختره رو گرفته بود و رفیقم به جا گریه کردن شروع کرد زدن دختره و رلش
بعد اینکه میگی مافیا نبود و آیدل بود
خب بیبی ایدلا تا وقتی قرار داد دارن زیاد وقت آزاد ندارن که بخوان مافیا باشن یا اینکه بعد دو ماه بیاد بگه که دوستت دارم
بیبی اگه هیجانی تر بود خیلی خیلی بهتر بود
به تست های من سر بزن نظرت رو بگو میخوام ایراد هامو بدونم
ممنون که گفتی
جتما فیک بعدی هیجانی تر میکنم
خودمم میدونم گند زدم
به داستانم سر بزن
باش
غمگین😕لطفا دوباره از جیمین بنویس🥺
چشم حتما
مرسییی😍