حرفی ندارم😐😐
برای 2 شب توی یه خونه که همه میگن محل رفت و آمد ارواحه بخوابی یا برای همیشه یه نفر توی خواب بهت زل بزنه😐😵😱
ساعت 3 ی نصفه شب که توی خونه تنهایی در اتاقت باز بشه یا کل دنیا تبدیل به زامبی بشن و راه فراری نداشته باشی😱😳
وقتی خونه تنهایی از توی اتاقت صدای جیغ بشنوی یا زیر تختت جنازه پیدا کنی🙁😳😵
در حال بازی ترسناک باشی که یهو از موبایلت یه نوری بیاد و ببینی واقعا توی بازی ترسناکی یا توی اتاقت تنها نشستی و یه زن با لباس سفید و چشم های قرمز ببینی😶😱
توی حموم باشی و یه صدا توی گوشت بگه تو امروز میمیری یا وقتی تنهایی در اتاقت باز بشه😥😱😰
وقتی تنهایی توی استخر خونتون در حال شنا کردن باشی یکی پاتو بگیره یا توی یه قفس با سه تا شیر گرسنه بیفتی😒😧😰
نتیجه 1
انگار از چیزای ترسناک خوشت نمیاد و ازشون میترسی😐بد جواب ندادی اما خب این چیزا الکین نباید ازشون ترسید. امیدوارم هیچوقت توی موقعیت ترسناک قرار نگیری😊😱از چه چیزایی میترسی؟ آیا خاطره ی ترسناکی داری؟ توی کامنتا بگو💖
نتیجه 2
انگار تو خیلی شجاعی😆😱اما خب اینا الکین هیچکس نباید از اینجور چیزا بترسه چون ما از هرچی بترسیم همون اتفاق برامون میفته🙂آیا خاطره ی ترسناکی داری؟
نتیجه 3
شجاعت رو باید از تو یاد گرفت😂😈خیلی شجاع و نترسی که همچین گزینه هایی رو انتخاب نمودی. چه خاطره های ترسناکی داری؟ میشه توی کامنتا برام تعریف کنی؟
نتیجه 4
واییییی😁😱تو خیلی خیلی شجاع هستی🌼فکر کنم از چیزای ترسناک خوشت میاد. درسته؟ چه فیلمای ترسناکی رو دیدی؟ آیا اصلا خاطره ی ترسناکی داری؟
من خیلی آدم شجاعیم ❤
آجی پیچ منو فالو کن دوس شیم
عاشقتمممممم تست هم عالی بود خوشگلممممم ❤ 😍 💖 ❣ 💕
خاطره ی من:
راستش من همیشه از تاریکی میترسیدم. یه اتاق کوچیک توی خونه مون داشتیم. ولی من همیشه بیرون از اتاق میخوابیدم. یه شب گفتم خب یه بار می رم تو اتاق میخوابم چی میشه مگه؟!
خلاصه رفتم تو اتاق بخوابم پتو رو که کشیدم روم برق رو هم خاموش کردم، یهو یه جن بالا سرم دیدم خیلی ترسیدم! همه اش دورم میچرخید و اسمم رو صدا میکرد.😐😖
من ی بار خونه تنها بودم، خواب. هم بودم😑زنگ درو زدن آخرم از آب درومد پست چی بوده 😑🤣🤣🤣🤣🤣
من کلا هروقت تو خونه تنهام صدای ناله یکیو از تو اشپزخونه یا حموم میشنوم
نمیدونم چرا جدیدن وقتی دارم تو گوشیم یه چیزی میخونم پشتم رو گلس گوشیم یه کسی هست امروز شکلشو دیدم یه بارم چند دقیقه پیش داشتم غذا میخوردم دیدم یکی داره قاشق چنگال مامانم و میگیره باهاش غذاشو میخوره چلی مامانم هنوز نیومده بود شامشو بخوره😱
۱۵۰ امتیاز
خاطره ترسناکم یکیش اینه که تو خونه بودم رفتم حموم تو وانم روش بودم که دیدم یکی روش رو چنگ گرفته و مشکیبود خیلی چقت بود مونده بود خراشش رو وانم ک یهو به طور نا خوداگاه پاک شد
فکر کنم تو خیلی شجاعی💀
من؟
خاطره من ترسناک نیست زیاد ولی تا مرز سکته رفتم یه شب مامانم می خواست منو سوپرایز کنه فردا با فامیل بریم رودخانه به خاطر تولدم فکر کنم سالاد ماکارونی درست می کرد چند بار در یخچال رو باز و بسته کرد که وسایل رو برداره منه 9 ساله هم عصرش فیلم ترسناک دیده بودم فکر کردم یا دزد اومده یا روحه خلاصه یه قاب عکس برداشتم که اگه دزد بود بزنم تو سرش که دیدم خوشبختانه مامانمه
🤣🤣🤣
نوچ
ادامش صدامون زد اما کسی حوله رو نگرفت بعد چند دقیقه درو باز کردی دیدیم اون مرد نیستش همه با جیغ و گریه دوییدیم به مامان هامون زنگ زدیم سریع اومدن بعد به زنه نشون دادیم گفت این شوهرمه ولی مهاجرت کرده حتی باهاش تماس تصویریم گرفت و فهمیدیم اون مرد که اومد جن بوده و خودشو شبیه شوهر زنه کرده
یا خود حداد برا ما هم دعا کن از این اتفاقات بیوفته