های گایز اومرم بترکونم 😐✌🏻 ولی کامنت ها ۱۰ تا نبود 😐😐 ولی گذاشتم
مارینت:با احساس گرسنگی مغازم رو بستم و از گرستنگی به سوی خونه پناه بردم سوار بر ماشین به سوی خانه 😌🙂 مارینت:مامان من گرسنمهههههه مارینا:دختر سلامت کجاست مارینت:خونشون شوهرش کارش داشت مارینا:بی ادب مارینت.مارینا:😂😂 مارینا:آخخخخ مارینت:مامانم چیشد؟خوبی؟چرا اینطوری شدی؟؟؟؟؟؟؟ مارینا:خوبم فقط قلبم تیر کشید مارینت:چییییی؟چرا مارینا:چیزی نیست قشنگم مارینت:یعنی چی چیزی نیست؟چی شده مارینا:قول میدی به بابات نگی؟ مارینت:اره قول میدم مارینا:من قرص هام تموم شده مارینت:خوب چرا به بابا نمیگی؟ مارینا:سرش شلوغه میدونی که کارش چیه؟ مارینت:بله میدونم میرم قرص هاتونو بگیرم 😔 .ماشین ماری.
مرد:رییس آقای آدرین اگراست پیشنهاد شرطبندی دادن چی کار کنیم جک:😈چرا که نههه بهش بگو همین امشب ساعت ۹ مرد چشم رییس جک:مارینا مارینت من اومدم ساعت چنده؟ مارینا:سلام مارینت:سلام بابا ساعت ۷نیم هستش جک:مرسی دخترم مارینا امروز خوب بودی مارینا:اره خوب بودم جک خوبه عز.یزم🙂 مارینت: بابا مامان بیاین شامرسوشی ها رسیدن جک و مارینا:باش عزیزم بریم پیش ادرین👈🏻 امیلی:آدرینم کجا مامان ادرین مامان ببین من دیگه بچه نیستم دارم میرم بیرون امیلی:مراقب خودت باش ادرین:مامانننننننن امیلی:باشه خداحافظ ادرین:خداحافظ مامان و بابا امیلی و گابریل:خداحافظ🖐🏻 جک:خداحافظ دخترم و مارینا مارینت و ماری..:خداحافظ🖐🏻
خب یک اسلاید کم شد 😄😄😄😄😄😄😄😄😄😄😄😄😄😄😄😄😄😄😄
ادرین:سلام خوبیید اقای میشل جک:سلام اقای ادرین پارسال دوست امسال اشنا😈 جک:میریم برای شرط.ادرین:خب پس من میگم. جک:بفرمایید آدرین:اگر من بردم باید دخترت مارینت با من ازدواج کنه و اگه من باختم شم به من ۱۰۰۰۰۰۰ هزار به من طلبکارید جک:باشهههههه
بعد از بازی برندهه ی بازی ...
ببخشید کم بود😊
چطور بود؟ 😃😀
دوباره پرفگت🤌 برم بقیش رو بخونم
وای چ عالیه ادامه بده همچناننن😍😍😍😍🥰
بخدا مارینت نیست مرینت 😂
عاااااااالی بود گلم
🍅🍅
پارت بعدی رو زود بزار
عالی بود
عالی بود زود پارت بعد رو بده❤
قشنگ بود بعدی
باشه
کلا خیلی داستان های قشنگی می نویسی🤗
مرسی 💚
می شه برامون شرط نزاری یا حداقل اگه می زاری فقط کامنت باشه پلیززززززززز
باشه قشنگم