اومدم با اولین قسمت لایک و کامنت یادتون نره
لطفا پارت معرفی رو بخونین از زبان مانلی= مثل همیشه صبح از خواب پاشدم دیدم مامان بابام رفتن و برای من صبحانه گذاشتن صبحانه را خوردم و به سمت دانشگاه اکسفورد حرکت کردم (گفتم خیلی باهوشه ) تو راه دوستامو دیدم و باهم حرف زدیم خیلی دلم براشون تنگ شده بود
رفتیم سر کلاس معلم اومد اسمش خانم جکسون بود خودشو معرفی کرد و گفت بچه ها دانش اموز جدید داریم بعد به دانش اموز اشاره کرد و گفت عزیزم بیا خودتو معرفی کن امد جلو و گفت سلام پریا هستم دانش اموز جدید خوشبختم
رفتیم سر کلاس معلم اومد اسمش خانم جکسون بود خودشو معرفی کرد و گفت بچه ها دانش اموز جدید داریم بعد به دانش اموز اشاره کرد و گفت عزیزم بیا خودتو معرفی کن امد جلو و گفت سلام پریا هستم دانش اموز جدید خوشبختم
معرفی شخصیت پریا= دانش اموز بازیگوش و مهربان و غیرتی از ایران که با وجود سن کم (15 سال ) بور سیه ی دانشگاه اکسفورد را گرفته
ادامه داستان= به معلم گفتم کجا بشینم گفت کنار مانلی جا هست لبخند زدم و گفتم چشم رفتم کنار مانلی و باهاش دست دادم بنظرم دختر خوبی بود (راوی =مگه میشه من بنویسم وبد باشه مانلی از خود راضی راوی = مااینیم میخوای بخوا نمیخوایم باید بخوای مانلی=ایشششششش)
مانلی= با پریا دوست شدم درسته این خودم یکم بی عصابه ولی دختر باحالیه زنگ تفریح رفتیم با بقیه دوستام اشناش کردم پنج روز بعد = تو این چند روز پریا با بچه ها به ویژه من صمیمی شده و همه خیلی دوستش داشتیم از زبان ارام = پریا دخر فوقالعاده باهوشی هست و البته بی اعصاب ادامه تو نتیجه
عالی بود
مرسی
ج.چ: ما که نمیدانیم
عااالی ولی خیلییی کم بود
ممنون پارت های بعد رو هم بخون
حتما