سلام به همه ❤ خوبید ❤ خب امروز با یه داستان خیلی خوب امدم پیشتون پس منتظر متن باشید ژانر : طنز عشقولانه فوق خیالی
این داستان بر اثاث داستانی ساخته شده کت : مای لیدی میای بریم ایران؟ لیدی : باش با چی بریم؟ کت :خودت میدونی دیگه لیدی : بریم
رسیدن دم مرز لیدی : کت خسته شدم کت : استراحت میکنیم میریم چندین ساعت بعد...... (نخود: وای انقد کرم نریز یه داستان میخای بنویسیاااا نویسنده : تو اصلا چی میگی ؟ بعدش اینطوری میتونم طولانیش کنم ورگنه میخواستم 2 یا 3 تا کنم تستچی نمیزاره😐😐 نخود : اوک ادامه بده نویسنده : باش )
لیدی : کجا بریم کت : میگن واسه مسافرا اصفهان خوبه لیدی : خو از کج.... پیرمرد : اصفهان از اون سمت شروع میشه لیدی : میسی
لیدی : وای خدای من کت : چیه لیدی : نگاه کن شکوفه هارو (اینجا در فصل بهار هست) کت : راست میگی
گربه ها هجوم به کت بردن لیدی : هاهاهاها خخخخخخخخ کت : لیدی به جای اینکه بخندی بیا کمک کن فرض کن اینا اکوما زده شدن لیدی : اینا نازن ناز تر از تو (نیوسنده : لیدی جان جدی که نمیگی لیدی : جدی میگم نویسنده : من بعدا با شما کار دارم)
کت : اوه خدای من مرسی لیدی منم دیگه باهات همکاری نمیکنم ببینم اخرش تنهایی میتونی یا نه لیدی : نه نگاه کن مردم دارن به من هجوم میارن اهههههه نیم ساعت بعد لیدی : کت من ........... ( به دلیل قسمت های خشونت بار برای نوشتن متن معظوریم
کت : الفرار لیدی: من دستم بت برسه ها کت : هوف خدای من کجا برم بزار از تبدیل خارج شم پلگ کلوز اوت آدرین : خدایا شکرت پلگ: مطعنی ؟ اون میتونه رد کوامی بزنه آدرین : پس بهتره انگشترو دستم نکنم پلگ : شوخی کردم بابا ما جی پی اس نیستیم آدرین : یک ساعت از پنیر محرومی پلگ : نه جون من تورو خدا آدرین : خواستی شوخی نکنی
آدرین: اخه من چیکار کنم تو که میگی تغییر چیکار هان؟ پلگ:بنظر من اممم موهاتو ابی کن لباستم یه رنگ دیگه مثلا سفید مشکی اینطوری آدرین : درسته اما چجوری ناگهان.........
لیدی : کجایی گربه کوچولو ترسو آدرین : اوه نه حالا چیکار کنم😰😰 پلگ : تنها راه حل الفرار آدرین :کجا میری پلگ: در میرم یا تغییر میدی خودتو یا میکشی هردومونو نیم ساعت بعد........ آدرین : خب اینم از موها صبر کن چرا رنگی نشد اه بزار لباسو عوض کنم نه اصلا خوب نیست چیکار کنم پلگ ؟ پلگ: ممم تغییر اسم و عطر بهتره آدرین : مممم اسم فلش. سن ام سنتری اره خوبه نظر تو چیه پلگ : عالیه فلش سنتری عطرت چی (نیوسنده:خب دوستان از این به بعد اسم آدرین به فلش سنتری تغییر میکنه قاطی نکنید با یکی دیگه :) فلش : پلگ تو هم باید یه کاری برات بکنیم ممم مثل یه گربه واقعی باید باشی بزار ببینم این خوبه اسمتم میزارمم اممم اصن چیزی به ذهنم ختور نمیکنه اهان بابل بی عالیه (باز میگم اسم پلگ به بابلبی تغییر میکنه قاطی نکنید:) بابلبی : خب الان اون بند زرده رو ببند به گردنم تا گربه واقعی بشم فلش : قبوله ویژد ویژد ویژد ویژ ویژژژ (برای اینکه اهنگ رو با صدای اصل بنشوید تو گوگل بزنید ((اهنگ چشم پلنگ)) میاد براتون اون وقت گوش کنید متنم بخونید میرید تو حس :) مردم: اون پسره رو چه خوشتیپه شبیه اون مدل پاریسیه خدای من فک کنم عاشق شدم صد درصد اون از تو خوشش نمیاد خیلی خوشگله گربشوووو چه نازه ناگهان
فلش : اِ اونو شبیه اون مدلست بیا بریم پیشش فلش: سلام مدل : سلام شما فلش: من از مدل آگ چیز ام سنتر امدم مدل: اگ چیز ام سنتر؟اسمت چیه فلش :نه مدل سنتر اسمم هست فلش سنتری و تو؟ مدل : اسم من هارلی هست فلش : واو خدای من هارلی : چیشده مگه اخی چه گربه نازی اسمش چیه فلش : اسمش بابلبی هست هارلی : چه گربه نازی فلش با من میای بریم تو خونم اینطور که پیداست قسط داری جای جدید بری فلش : 😇باشه ( فلش (همون آدرین) نویسنده دستت دردنکنه قشنگه این دختره هم خوشگله هم مهربون نویسنده : خواهش ) فردا قسمت بعد بای💚💚💜💜💙💙