Strange girl part 2 (این دفعه شما به جای وریتی هستید)❤️
🖤:داشتم شیر کاکائوم میخودرم. لمو هی من رو نگاه میکرد ولی وقتی میفهمید منم دارم نگاهش میکنم به یه جای دیگه نگاه میکرد😆 .انگار میخواد یه چیز بگه و نمیتونه 🤔🖤:
💙:خب امم... اره ولی بعدا میگم. میای بریم کتاب خونه؟❤️🤗
🖤:میریم کتابخونه 🚶🏻♂️🚶🏻♀️ تو راه لمو دستمو میگیره❤️ اخی خیلی کیوت و مهربونه . یکی از بچه های کلاسمون میاد جلومون میگه: سلام بچه هاا😃 من میخوام فردا یه جشن بگیرم . میاین ؟ فعلا هفت نفر بله دادن ولی از همه نپرسیدم . و اینکه مهمونی ساعت هفت شروع و ساعت دو تموم میشه. 💙:اره من میام. وریتی تو مشکلی نداری؟میای؟ 🖤:
🖤: به راه ادامه میدیم و کلی حرف میزنیم . میرسیم کتابخونه و کتاب های مورد علاقمون رو به هم میگیم 😍خیلی خوش گذشت لمو گونمو نوازش میکنه 🖤:
🖤:زنگ میخوره و میریم به کلاس🚶🏻♀️🚶🏻♂️ لیلی پیش دوستش نشسته😐 فک کنم از قصد این کارو کرده 😐 میرم رو صندلیم میشینم... 💙: وریتی میشه اینجا بشینم؟🤗 🖤:
🖤: کلاس تموم میشه و میریم خونه 🚶🏻♀️ لیلی راه خونش فرق داره. با هم خداحافظی میکنیم و من میرم به سمت خونه🚶🏻♀️... لمو داره دنبالم میاد؟ این لموعه؟ اره لموعه . ولی ینی چیزی جا گذاشتم که داره دنبالم میاد؟ 🖤:
💙: اوه نه وریتی چیزی جا نذشتی❤️ من راه خونم اینجاست😊 🖤: با هم میریم به خونه. اون دقیقا خونش جلوی خونه ی ماست تو اپارتمان جلوی خونمون😀. میرم به خونه و باهاش خداحافظی میکنم. اوه کاش شمارشو میگرفتم 😐 میدوعه به سمتم و میگه : این شماره ی من هست 😊 اگه کاری داشتی بگو❤️ 🖤:باشه❤️
مرسی برای اینکه تستم رو انجام دادید❤️ نظرتون رو تو کامنت ها بگین کیوتا💛🔥🧡 لایک و فالو هم فراموش نشه❤️
عالییییی بود لاولی😍😜🌸💙
مرسی اجی کیوتم😘💕✨