من دیگه نمینویسم اگه این دفعه نظر ها زیاد بود ادامه می دم
داشتم باکت نوار دردودل می کردم که یه نفر شرور شده دیدم اون کیمه .بعد از اینکه شکستش دادیم از کت نوار خداحافظی کردم ورفتم خونه.بعد دیدم لوکا پیان داده میشه بیای پارک روبه روی خونتون .گفتم :باشه اومدم.وقتی رفتم دیدم لوکا اومد جلو وگفت :مرینت من عاشقتم . گفتم: لوکا خودت می دونی که من عاشق ادرینم.گفت:ارهمی دونم ولی اینو ببین.دیدم یه عکس از کاگامی وادرینه که دارن همو می بوسن .خیلی ناراحت شدم واز اونجا دور شدم.😭😭
همین طور داشتم می دویدم که خستم شد وتبدیل شدم. روی یکی از ساختمونا نشستم وهی گریه می کردم که یکی گفت: سلام بانوی من حالت خوبه.گفتم تویی کت نوار.گفت: اره خودمم حالت خوبه .گفتم: اصلا خوب نیستم.گفت:چرا؟😱😕😕گفتم:چون امروز دیدم کسی که دوستش داشتم یکی رو بوسید.وعکسو بهش نشون دادم.گفت:بانوی من این کسیه که تو دوستش داری 😲گفتم :اره خیلی.گفت:می خوای یه قرار برات جور کنم بهش بگی دوستش داری؟ گفتم :نه اگه دوستم داشته باشه باید هویتم رو بهش بگم پس ممنون ولی نه.😢ودوباره زدم زیر گریه.😭😭😭😭
کت نوار گفت:باشه ولی من یه هدیه برات دارم.چشماتو ببند.چشمامو بستم یهو دیدم ادرین جلوم وایساده .گفتم :کت نوار کجا رفتی.گفت:اون گفت:میره تا خودشو شارژ کنه میاد. از زبان ادرین👈یهو دیدم لیدی باگ گفت:کت نوار کارت اصلا خوب نبود .من بهت گفتم یه قرار نمی خوام ورفت.
ناراحت شدم گفتم:انگار لیدی باگ خیلی دوستم داره خب چرا نباید هویت منو بدونه.از زبان مرینت👈رفتم خونه دیدم یه نفر پیامداده گفته :سلام مرینت میشه بیای روی پل هنر.نوشتم شما.گفت:کارلوس هستم .همسایتون.لطفا بیا یه کار مهم باهاتدارم. نوشتم:ااااه باشه اومدم.وقتی رسیدم کارلوس گفت: ناراحت نباش .من می خواستم بگم که می خوای باهم بریم بیرون تا باهم دردودل کنیم.🙏🙏
گفتم:اااه باشه کارلوس .راستی می تونم بدونم تو چه کارایی بلدی؟کارلوس گفت: من یه مدل امریکایی هستم.گفتم:پس تو کارلوس اِدمون هستی نه.گفت: اره تو از کجا میدونی .😕گفتم:من یه طراحم ومدلم ادرین اگراسته.خب اگه بخوای برای توهم طراحی می کنم.گفن:😃اره این عالیه میشه طرحاتو ببینم.گفتم :اامم ....چیزه اینجا نیست بریم خونمون نشونت میدم😄😄.گفت:باشه این عالیه😁
یک ساعت بعد👈 اززبان کارلوس👈گفتم :خب مرینت بریم دیگه داذه شب میشه کمکم.گفت: ااممم...باچه یعنی چیزه باشه😄😄رفتیم خونه مرینت اینا دیدم کل اتاقش پره از عکسای این پسره .گفتم:مرینت تو این پسرو دوست داری؟مرینت رنگ گورچه شد🍅وگفت:اامممم .....چیزه اره😄.
گفتم:بامن روراست باش .گفت:باشه خب اینم طرحام .گفتم :اینا عالین وخود به خود بقلش کردم.سریع جداشدم وگفتم :ببخشید. دیدم مرینت دوباره رنگ گورجه شد🍅گفت:ایبی نداره خب منم دوست دارم.دست خود نبود ولپمو بوسید وگفت :از فردا برات لباس هارو اماده میکنم .گفتم: ممنون خداحافظ من دیگع برم.
خب اینجا تموم میکنم لطفا نظر بدین
خب چطور بود دوست داشتین
خب دفعه بد بیشتر می نیویسم .پارت بعد رو از دست نده .