............................
دو روز بعد روزه جمعه سلام سلام سوجونگ من توی جغرافیا مشکل دارم میتونی کمکم کنی آره حتما😄 خوب بیا بریم اتاقم تا در آرامش درس بخونیم باشه
اوه سوجونگ شما خیلی پولدار هستید توی این خونه بزرگ گم نمیشید نه دیگه عادت کردم وایسا یه چیزی بیارم بخوریم چند دقیقه بعد ... وای خیلی گشنمه یئون سئو یه چیزی بیارم بخوریم نه من نمیخورم خودت بخور
چرا نمیخوری وا سوجونگ خیلی شکمویی همین چند دقیقه پیش یه دونات و آبمیوه خوردی باشه خودم میرم میخورم وااااااای سوجونگ کیفت الان میفتی اااااااااااااا تق توق وا گند زدی سوجونگ هم ظرف شکست هم دوناتت ریخت رو زمین
توی فکر سوجونگ 👇 وای سوجونگ گند زدی الان عابروت جولوی کسی که دوسش داشتی میره بدبخت شدم... وایسا یئون سئو من خودم همرو تمیز میکنم تو برو توی حال بشین نه خنگول خان یه گند دیگه میزنی خودم الان تمیز میکنم
چند دقیقه بعد آخیش بالاخره تمیز شدا سوجونگ همیچین من تمیز میکنم خودت همش توی چرت بودی من همرو جمع کردم😠😠چرا به خدمتکاراتون نمیگفتی وای نه میدونی بابام سر همین چه کاری میکنه آهان باشه نمیخواد توضیح بدی فهمیدم
توی این داستان قدرت دخترا رو نشون میده 💗💗💗💗 اگه دختری لایک کن و کامنت بده
نتیجه 1
توی این داستان قدرت دخترا رو نشون میده 💗💗💗💗 اگه دختری لایک کن و کامنت بده
نتیجه 2
توی این داستان قدرت دخترا رو نشون میده 💗💗💗💗 اگه دختری لایک کن و کامنت بده
نتیجه 3
توی این داستان قدرت دخترا رو نشون میده 💗💗💗💗 اگه دختری لایک کن و کامنت بده
نتیجه 4
توی این داستان قدرت دخترا رو نشون میده 💗💗💗💗 اگه دختری لایک کن و کامنت بده
پرفکت
خیلی قشنگ می نویسی و زود زود میزاری
تا ادامه داستان رو ننویسی آروم نمیگیگیریم