هعلو اومدم با اولین داستانم لطفا کامنت و درخواست یادتون نره
جنی_جیسو_رزی_لیسا_در ماشین نشسته بودند لیسا گرسنش بود گفت بچه ها اگر رستوران دیدید بریم غذا بخوریم من گرسنمه رزی:باش منم گرسنمه بچه ها شما چی؟ همه اعضا سر تکان دادند و در پی بلک پینک جیمین _جین_ کوکی_تیهونگ هم وارد رستوران شدند و در بهترین جای رستوران نشستند بعد تیهونگ گفت اینجا خیلی قشنگه که همون لحظه بلک پینک وارد شدند و در میز کناری نشستند که...
بعد بلک پینک غذا سفارش دادند جیسو گفت من می رم دستشویی و لیسا:صبر کن منم باهات بیام... از اون طرف جیمین و کوکی بلند شدند تا برن دستاشونو بشورن که بهم دیگه برخورد کردند لیسا اخم کرد:مگه کوری جلو پاتو نمی بینی کوکی:خب خوردم که خوردم چه پرویی جیمین:ولش کن بیا بریم لیسا کمی لپش سرخ شد بعد جیسو:چته لیسا چرا سرد شدی چرا لپت سرخ شده ها؟؟؟ نکنه... لیسا:نه بابا چرا چرت و پرت می گی جیسو:خخخخخ تابلوعه یکی اینجا از اون پسره خوشش اومده لیسا:جیسو می زنمتا جیسو:باشه بابا بعدش نشستن سر میز که....
بعد لیسا و جیسو نشستن سر میز ماجرا رو تعریف کردن جنی یکم عصبی شد گفت بزار بریم بیرون حسابشون رو می رسم... کوکی:چقدر دختره بی اعصاب بود جیمین:وای وقتی انقدر زود گیر میدی تابلوعه که ازش خوشت میاد کوکی:نه مسخره اصلا هم اینطور نیست تیهونگ:غذا اومد بخورینا ول کنید حالا دیگه نیستن جین:اونا رو می گی که میز کنار یه تیهونگ نگاه کرد و جنی رو دید که عصبی داره نگاشون می کنه جیمین:اون دختره چشه چرا اینجوری می کنه بعد همه از رستوران رفتن بیرون جنی:هی شما پسرا با چه جراحی با دوست من اونجوری حرف زدین تیهونگ:هی تو با چه جراحی با دوستای من حرف می زنی جنی:هرهر بی مزه برو از جلو روم اون ور تیهونگ از جنی خوشش اومد گفت:باشه ما عذر می خواییم جنی:خیلی ممنون ما هم عذر می خوایم چند روز بعد....
جنی نشسته بود که زنگ خونه رو زدن رزی گفت من می رم باز کنم که پست چی بود رزی:سلام ببخشید کاری داشتین پست چی:بله این نامه ی دعوت نامه ی مهمونی از طرف گروه بی تی اسه رزی:خیلی ممنون رزی رفت داخل :گروه بی تی اس بهمون دعوت نامه داده جنی:گروه بی تی اس دیگه چه گروهیه؟؟ جیسو:نمدونم لیسا:منم نمی دونم رزی:حالا ولش کنید بالاخره مهمونی دعوت شدیم همه با هم یوهوووووو ....
بعدش سوار ماشین شخصیشون شدند و رفت تا لباس بخرن
از زبان رزی:رفتیم به خانه ی بی تی اس بعد جیمین در رو باز کرد گفت:هااااا شماها اینجا چیکار می کنین رزی:هاااا شماها بی تی اس هستین خب ببخشید نکنه اشتباه اومدیم نمی خواین تعارف کنین بیایم تو... جیمین:اااا ببخشید بفرمایید داخل یکم این روزا حواس پرت شدم ببخشید خانوما ...
کوک و جین و تیهونگ دهنشون باز مونده بود اونا اینجا چیکار می کنن تیهونگ دم در گوش جین: اون دختره جنی خیلی خوشگله واقعا قشنگه جین:خخخ تیهونگ:می زنمتاااا جین:اوکی جیسو مثل دست و پا چلفتی دنبال جایی واسه انداختن کاپشنش روی رگال بود که ناگهان خورد به جین و آب میوه ی جین از دستش افتاد و ریخت روی لباس نوی جیسو جیسو:ااااای لباسم جین:ببخشید خانم جیسو واقعا عذر می خوام جیسو:عیبی نداره آقای جین اتفاق بود پیش میاد جین دست جیسو رو گرفت و بلندش کرد جیسو:خیلی ممنون آقای جین جین :خواهش می کنم و بعد لیسا و رزی داشتن ب جیسو می خندیدن😂 جنی:جیسو می بینم یکی رو دوست داری جیسو:چرت نگو باو جنی:اوکی من باور کردم😂❤ همشون با هم زدن زیر خنده😂 و نشستن درباره ی پسرا صحبت کردن و پسرا هم درباره ی دخترا 🥺 چه رمانتیک شد کوکی فال گوش دخترا ایستاده بود ببینه چی می گن...
خب دوستان امیدوارم خوشتون اومده باشه
کوک و جین و تیهونگ دهنشون باز مونده بود اونا اینجا چیکار می کنن تیهونگ دم در گوش جین: اون دختره جنی خیلی خوشگله واقعا قشنگه جین:خخخ تیهونگ:می زنمتاااا جین:اوکی جیسو مثل دست و پا چلفتی دنبال جایی واسه انداختن کاپشنش روی رگال بود که ناگهان خورد به جین و آب میوه ی جین از دستش افتاد و ریخت روی لباس نوی جیسو جیسو:ااااای لباسم جین:ببخشید خانم جیسو واقعا عذر می خوام جیسو:عیبی نداره آقای جین اتفاق بود پیش میاد جین دست جیسو رو گرفت و بلندش کرد جیسو:خیلی ممنون آقای جین جین :خواهش می کنم و بعد لیسا و رزی داشتن ب جیسو می خندیدن😂 جنی:جیسو می بینم یکی رو دوست داری جیسو:چرت نگو باو جنی:اوکی من باور کردم😂❤ همشون با هم زدن زیر خنده😂 و نشستن درباره ی پسرا صحبت کردن و پسرا هم درباره ی دخترا 🥺 چه رمانتیک شد کوکی فال گوش دخترا ایستاده بود ببینه چی می گن...
بای بای کامنت و درخواست بدین تنکس