سلام اینم از قسمت 4 اگه استقبال نشه دیگه واقعا بعدی رو نمی زارم 😭 😭 و❤ ❤ کامنت یادتون نره.
# مثل همیشه خصوصیات امی # پدر امیلی پیتر تامسون مو های مشکی و چشم های طوسی داره مادرش هم ورونیکا تامسون مو های بلوند مثل لونا 😍 😍 یه شخصیت جدید داشتیم به اسم فلور استنلی که به افتخار یکی از دوستام گذاشتم فلور هم مو های طلایی داره و چشم های مشکی بزرگ. خب بریم سراغ داستان 😍
# هاگزمید دومین اعزام # دراکو : امی بیا اینجا بشین. من : خب چرا گفتی که بیام اینجا. دراکو : ام خب هم میخواستم تشکر کنم و هم یه چیزی بگم . من : تشکر برای چی ؟ دراکو : برای نجات دادن جونم. من : خب هر کس دیگه ای هم بود همین کار و میکرد و .... . دراکو : و چیی. من : و سوالت آلزایمر. دراکو : ام من خوشم نمیاد با اون پاتر میگردی. من : خب منم خوشم نمیاد با اون دختره خود شیرین اسمش چی بود؟ دراکو : پانسی. من : آره اون پانسی مثل مرغ به تو میچسبه میدونی چیه تو به پاتر حسود ی میکنی چون دوستات بیشتر جنبه محافظ و مرید رو دارن. ( نویسنده : امی یکم نفس بکش 😡 😂 ) دراکو : خب اون گندزاده و مو قرمز همین الان دارن نگات میکنن . من : چی یی ی یی همین الان حرفت رو پس بگیر دراکو مالفوی. دراکو : از نظر من این بحث تموم شده. من : باشه و با عصبانیت رفتم بیرون 😡 😂 ) نویسنده :خاک تو سرت امی )
# از دید هرماینی : دیدم امی داره با دراکو دعوا میکنه که یهو امی از کافه اومد بیرون و گفت : بیاید از اینجا بریم هرماینی : امی تو دوباره با دراکو حرفت شد خاک تو سرت . ( نویسنده : مرسی هرماینی دمت گرم 😈 ) امی : من و اون نمیتونیم با هم دیگه حرف بزنیم. بیاین بریم شیون آوارگان. رون : شوخی میکنه! نه.
#اطراف شیون آوارگان # من : رون میخوایی یکم بریم جلو تر . رون : آم نه من جام خوبه مرسی. هرمیون : رون تو ترسیدی. رون : چی نه اصلا! پانسی از پشت سر : خب به به خانواده ویز لی خونه رویایی شون رو نگاه می کنن. فک کنم همه خانوادت توی یه اتاق میخابن. نه! من : اگه جرئت داری یه قدم بیا جلو تر. پانسی : اگه بیام جلو مثلا چی میشه. یهو سر خورد رفت سمت شیون آوارگان. کراب که انگار با شلوار ک مامان دوز اومده بود گویل هم کاپشن نداشت 😂 یهو دستکش های خودمم گم شدن پانسی که پا به فرار گذاشته بود منم که نمیدونستم جریان چیه داشتم سکته میکردم که یهو هرماینی و رون گفتن : هری یی! . یهو هری ظاهر شد 😨 من : هری تو میتونی نامرئی بشی. هری : خودم که نه ولی با ابن شنل جادویی میتونم. من : خب خیلی باحال بود . با هری برگشتیم سمت دهکده که هری رفت سمت یه کافه و دوباره شنل و پوشید 😬 رون : چرا رفت. هرماینی : چون دوباره اسم سیریوس بلکه رو شنید. من : خب هری دست بردار نیس. بعد از چند دقیقه هری اومد بیرون و صدای گریه اومد.و گفت اون لو شون داد امید وارم پیدام کنه تا خودم بکشمش( نویسنده : خاک تو سرت )
# سالن عمومی گریفیندور # من : هری کجاست . رون : رفته پیش پروفسور لوپین که پاترونوس یاد بگیره . من : شوخیت گرفته اجرای پاترونوس خیلی سخته . هری : ولی من تونستم . هرماینی : هری بازم که ما رو ترسوند ی من : بیخیال واقعا تونستی . هری : بار اول نشد ولی بعدش تونستم . من : به منم یاد میدی ؟ هری : خودم به زور تونستم ولی یه روز شاید . رون : رفیق تو دیگه کی هستی 😂😂 جنی : هی هری بهت تبریک میگم آفرین قیافه هری 😍 جنی : 😍 بقیه : 😲😮
رون : امی گربه تو خال خالی رو خورده من : چی پشمالو آزارش به یه مورچه هم نمیرسه . هرماینی : امی رون به من هم همین اتهام رو زد بیاید بریم پیش هاگرید . هری : من اصلا دوس ندارم بیام من : هری منم زیاد تمایلی ندارم ولی الان باید پیش هاگرید باشیم حتما خیلی ناراحته
# خونه هاگرید # بچه ها شما همین الان باید برید بیرون . من : هاگرید ما پیشت میمونیم . هاگرید نه خیر همین الان باید برید ولی قبلش رون من برات یه چیزی دارم . رون : خال خالی !!!! هورا . هرماینی : رون تو به ما یه معزرت خواهی بده کاری . رون : خیله خوب باشه معذرت می خوام. هری : هی باید بریم بیرون تا وزیر نیومده . اطراف کلبه هرماینی : امی تو ناراحتی زدم تو دماغ مالفوی . من : نه هرماینی : چرا من :کج منقار بیچاره رو اعدام کردن به نظرت باید شاد باشم 😢
خب دوستان پارت بعدی به احتمال قوی آخری این فصل هست پس گذاشتم تا کلی هیجان زده بشین
رون : خال خالی تو من و گاز گرفتی واسا . من :رون !! هری : رون کجا میری رون خال خالی را میگیرد . بچه ها فرار کنین . سگ بزرگی پشت سر آنها هاست پاچه رون را میگیرد و به داخل بید کتک زن مببرد من خیلی ترسیدم هری و هرماینی هم میرن تو خدایا چی کار کنم لعنتی باشه منم میرم . داخل بید هیچ کس نبود ولی یه وووو ووو 😱😨
آنچه خواهید دید : پیتر پاتی گرو .: امی چرا همه چیز و به دوستات ن میگی . من : آ عو وووو هرماینی : امی فرار کن خب این پارت تموم کامنت یادتون نره تستچی جان تو رو خدا قبول کن ❤ ❤ کامنت یادتون نره پلیس تا پارت هیجان انگیز بعدی هم خدافظ راستی اگه استقبال کم باشه بعدی رو خیلی دیر میزارم