اینم پارت دو (۲)🍓🍓☺️☺️
همه سوار ماشین شدیم خب من خیلی خوشحال بودم.بهشون گفتم تو ایران کلی طرفدار دارین اونا شمارو خیلی دوست دارن . جین:حتما ایرانیا منو خیلییی دوست دارن چون من جذابم😏 گفتم جین خودتو لوس نکن آرمی ها همه ی اعضا رو دوست دارن 🤭جین میدونم شوخی بود😁😈
آدرس خونرو گفتم گفتم امروز بهترین روزم بود 😍😍 گفتم میشه یه امضا داشته باشم .☺️نامجون :اااااره اشکال نداره بعد
دفتر چه خودمو بیرون آوردم همشون امضا دادن گفتم ممنون و پیاده شدم که یه هو
همه چی برام تاریک شد🥺وقتی چشامو باز کردم دستم بسته بود 😦هی دستمو تموم دادم صدای یه پسر بود صداش شبیه وی بود گفت هیس منم بستم 🥺گفتم بچه ها شما هم اینجا هستید همه گفتن اره .باورم نمیشه دستم به وی بستس😍😍
یه هو به خودم اومدم و از رویا اومدم بیرون . یه هو برق ها روشن شد😳😵😖یه آدم با صورت پوشیده اومد داخل گفت خیلی خب دختر کوچولوی آرمی بی تی اس رو دیده 😈گفتم اسم عشقای منو به زبون نیار آدم بد😠😠گفت حساس نشو دستم رو باز کرد میخواستم بزنمش دستمو گرفت گفت خب چجوری میخوای اینارو نجات بدی😈گفتم همین که دستشون باز باشه دستشون درد میاد هم خوبه و سریع دست همرو باز کردم🥺🥺گفتم جیهوپ الهی بمیرم تازه خوب شده بودی😭
جیهوپ حرف نمیزد و ساکت بود سرش رو آورد بالا گفت نه نه نههههه اون همونه همونه 😖😖گفتم همونی که تو رو اذیت کرد گفت ارههه🥺با دست زدم تو دهنش
من از بی تی اس جدا کرد گفت همینجا تنها باشم😈😈😈😈😈
این پارت تموم شد ❤️❤️
امید وارم لذت برده باشید ❤️❤️❤️ نظر بدین 😍
بابای😊😊