
تا نتیجه برو چالش گذاشتم. عکس ها رو هم نیگا کن.دقیقا 3 ساعتها دارم این پارت رو مینویسم و قطعا بعدش میخوام بگیرم بخوابم. 🔫😐. اما میتونی با لایک و کامنت خوشحالم کنی.🖤💓

(عکس←سمت راست فلیکس و سمت چپ،هیونجین از استری کیدز).........یئون وو←لیساااا. چکار کردییی.(رزی و لیسا داشتن بهم مخندیدن) لعنتی بذار مُهر قراردادمون خُش شهههه. حوصله ندارما وگرنه جیسو←#وگرنه پایگاه خبریمون کنسله😐💔.(چرا انقد نقطه میذارم؟.........)خلاصه هممون سوار وَن جلوی در شدیم.«۲۰دقیقه بعد»از وَن پیاده شدیم ،رفتیم و از در ورودی رد شدیم. واووو. خیلی بزرگ بود...داشتم محو میشدم که فلیکس اومد سمتم. بهش دست دادم با خنده✓خانم وو امر میفرماین؟ &عااااام . برام میلک شیک شکلاتی با چیز کیک بیارین. ✓چش. بفرما. &من نامرئی نمیخوااااام.(وجدان←چرا انقد داری به پسرم فشار میاری.😐💔&برو از خودم بپرس. ینی خودت. _انقد جوابتو پیچیده میگی خودت میفهمی؟), رفتیم تو یکی از دفتر هایی که یکی از کار کن های اونجا بهمون گفته بود. اونجا جی وای پارک ،رئیس جی وای پی بود. بعد سلام،،،بی تی ای در زد و اومد تو. آر اِم←سلام وقت بخیر(بدم داره رسمی صحبت میکنه)جی وای پارک←×بفرمایید. (گروه بی تی اومدن تو. (اون اتاقه زیادی بزرگ بووود) (جی وای پارک اینه × . یه ساعت اسمشو نمینویسم دیگه.)× خواست شروع کنه که یهو.....

(عکس←سمت راست سونگمین و سمت چپ هان. از استری کیدز)........بکهیون←®هییی چرا میزنی.سوهو← ©برو اونور میخوام برم توووو. سهون ←=بَث کنیننن. برین توووو.و همشون اومدن تو. شیومین←∆معذرت میخوام که تاخیر داشتیم. ×(که بخاطر رفتار سرگردون اکسو یکم خندش گرفته بود)ایرادی نداره........ بعد اینکه حرف زدیم،قرار شد هر گروه تو یه خوابگاه باشن. و ما از همه نظر آزاد بودیم...بعد صحبت های ×،،،باید میرفتیم تا با ساختمون کمپانی آشنا بشیم. من کنار هان و هیونجین بودم. که هیونجین دستمو گرفت و به جلو نگاه میکرد. منم دستشو گرفتم... که فلیکس.....

(عکس←سمت راست چانگبین و سمت چپ،بنگ چان لیدر گروه استری کیدز)هان رو زد کنار و اومد سمت چپ من. دستمو گرفت. هیونجین هم که متوجه شده بود دستمو آروم ول کرد . پسرم اهل دعوا نبود(با اینکه قلدر بودااااا) ظهر شده بود. من بِین هان و فلیکس بودم. هان برام گوشت گذاشت. منم که از خدا خواسته. گوشته رو با اشتها خوردم. سنگینی نگاه فلیکس رو ،روی خودم حس میکردم. اَی خداااا . چرا اخهههه. هیونجین....چانگبین ¢اینجا خیلی باحالههههه. بکهیون =عارهههههههه . و بعد رو به روی هم داشتن بِپَر به پر میکردن...🔫😐
بعد ناهار رفتیم خوابگاه هامون(کمپانی به هر گروه به خوابگاه داده و و فعلا اعضا تو خونه ی مجردیشون اقامت ندارن(انگار دارم روزنامه میگم😐🤝) ).خیلیییی خسته بودم. مستقیم رفتم رو تختم پرت شدم. ساعت 7 بیدار شدم . یا خدا چقد خوابیدم . پاشدم رفتم دیدم جِـ.نی و لیسا دارن بازی میکنم😐💔🤲🏻. رزی خواب بود. جیسو هم تو گوشیش . رفتم تو اتاق رزی و نشستم رو تختش. موهاش رو نوازش کردم . یه لبخند محو اومد رو لباش.

(عکس←سمت راست لی نو (مینهو) و سمت چی آی اِن (جونگین ) مکنه.) وقتی بلند شد دید منم .سه ساعت داشت تو خوابگاه دنبالم میکرد . بعد اینکه بدو بیرا هاش تموم شد،گفت بیشور گاو چرا عین خ*ر میای تو اتاق منه حیوون.(قطعا هنوز ته نکشیده😐💔) &منم دوسِت دارم فرزندم. ،،،،،رزی بالش روی مبل رو پرت کرد به سمت من. منم دستامو ضربدری رو ی هم گذاشتم تا واسه ی گلوله های رزی حفاظ باشه(نویسنده←من میخوام برم بخواببممممممم.مجبورم نکردن اما پنجره هه باز شده😂🤲🏻)پا شدم رفتم .میخواستم برم.....رزی←¶حالا کجا میری؟
میرم یکم قدم بزنم. تو میای؟ ¶آره آره . صب کن.برم آماده شم. بعد اینکه آماده شدیم رفتیم و توی پارک سبز قدم زدیم. ¶ میگم یئون &چیه ¶با فلیکس ارتباطی نداری؟ & نمیدونم ¶ احساس میکنم فلیکس از دوست بالاتره &آره . ¶ شاید بهتر باشه بیشتر باهاش باشی. تا شاید بتونی متوجه سوالای ذهنت بشی. &آره شاید...

(عکس←فلیکی استری کیدز)بعد اینکه یکم قدم زدیم رفتیم خوابگاه. لیسا و جیسو داشتن با هم حرف میزدن. جنی هم داشت با گوشیش ور میرفت. &من حوصلم سر رفتهههه. جنی¥درد. خب من اینجا چکار کنم. $بیا اینجا. &(رفتم کنار لیسا و جنی) خب. ∆ خب. ÷خب؟ &زهر مارو خب. چی داشتین میگفتین.جیسو← ∆چن روز دیگه باید یه آهنگ بخونیم. چون تازه اومدیم تو کمپانی و بخاطر مسابقه الان اینجاییم. چون کار آموزیمون توی جی وای پی نبرده باید یه آهنگ بخونیم تا پایه ی گروهمون باشه. لیسا←÷صدات مشکلی نداره؟ فردا باید دمنوش تقویت حنجره بگیریم. حواست باشه. &باشه. راستی واقعا شانس آوردیم که هر سه تا گروه باهم تونستیم برنده بشیم. اگه جیمین یا هان از بی تی اس و استری کیدز نیومده تو این کمپانی ،،اینا هییییچ بود. ∆عاره. این گروهه آها اکسو. اگراشون یادته؟ خیلی باحال بود . ÷آره ترکوندن. جِـ.نی←+هیییییی چی میگین شماها با خودتون. &هیچیییی. +آره جون عمت. ... ∆من اصلا حال آهنگ خوندنو ندارم. تازه فضامون هم عوض شده. چجوری مثل قبل بهش عادت کنیم؟ &من هیچ میشکلی ندارم🔫😁(تامام. برین نتیجه . کارم مهمه)
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
خیلی خوب بود❤🌈
شما به مهمانی پاترهدا/مالفوی هدا دعوت شدید
میتونید برای خودتون تست لباس بسازید
منتظرتونم دوست عزیز
❤️❤️
چرا امقور چیسو نقشش کمه
سعی میکنم زیادش کنم♥️😙
♡♡♡Li♡♡♡
| 1 روز پیش
نداریم که😐 ینی نذاشتی
&&&&&&&
حاجی کمپانی دسبند شد😐💔
خودم دارم کمپانی میزنم😂✌🏻
میتونی بیای آیدل تستچی شی😐💔😎🥺
سانا بیا باهم یه آهنگ بنویسیم باهم براش یه کنسرت بذاریم و باهم بخونیم
منظورت چیه سانا؟
عشقم ی نظر سنجی با اسم Mun گذاشتم توی صفحم. اگه پیشنهادی داری که مربوط به کمپانیNR هست،اونجا بده.✌🏻♥️😗
نداریم که😐 ینی نذاشتی.
سانا نظرت چیه منو تو باهم یه هم کاری داشته باشیم منظورم اینه که آهنگ بخونیم
داخل نظر سنجی در مورد کمپانی کامنت بده پلیز✌🏻(صفحه خودم)
عالییییی بووووود
چ.ج طرفدارشون نیستم اما عاشق هیونجینم فیلیکس رو هم حیلی دوست دارم صداش خیلی کلفت و قشنگه
مرسییی.
فلیکس و هیونجین که جای خودشونو دارن😎🥺✌🏻
عالی بود❤💖
چاکریم✌🏻
عالی بید همه پارت هارو در عرض 15 دقیقه خوندم😹😻🌸🍼
🖤تنکس🤍