
سلام بر اهل تستچی 😁🤞 خب بر و بچ می خواستم بگم که طرفدارای داستانم روز به روز دارن کمتر میشن 😐🤞ولی خب مشکلی نیس 💜 داستانو ادامه میدم ولی لطفا اگه که تا آخر تست نمیرید 😢 برید 😁
جیهوپ : یدفعه یکی از پشت سرم گفت : این گوشی ماله شماس جنابه هوپ؟!! ____ صورتمو به سمتش برگردوندم که اول با یه قیافه ی خیلی خیلی بی احساس مواجه شدم چرا تاحالا به قیافش دقت نکرده بودم رونا در مقابل چشمای متعجب من گوشیمو آورد بالا و گفت : ماله شما نیس؟!!! ____ من که تازه از هپروت در اومده بودم نگاهی به گوشی انداختم و گفتم : چرا ماله خودمه بعدم تشکر کردم و در کمال تعجب رونا منو همینجوری ول کرد رفت 😐 عجیب بود خیلی عجیب فردی که احساسی نداشت شایدم من نمی فهمیدمش و درک نمی کردم __ رونا : پففففف با اینکه امروز کاره خاصی نکردم ولی بدجوری خستم ای تو روحت جانگ که همون کاناپه رو از ما گرفتی بعد تو دلم به خودم گفتم : اون بدبخت گرفت یا توی انگل دلت واسش سوخت گفتی کاناپه رو وردار واس خودت من رو زمین میخوابم هان ___ دوباره به خودم جواب دادم : آخه نگاش خیلی مظلوم بود ___ بحث و با خودم تموم کردم و خودم و پرت مردم رو تشکم به امروز فک کردم هییییی امیدوارم این یارو آدم خوبی باشه و سرمو تو دستام گرفتم و خودمو مچاله کردم ...
جیهوپ : صب با صدای آب از خواب بیدار شدم احتمالا یکی از اعضا رفته بود حموم پففففف چقد سر و صدا میکنه اییییی آخه کمرم چرا کمرم اینجوری شد یه لحظه تمام اتفاقات دیروز از جلو چشما عینه فیلم رد شد سیخ نشستم که با رونا چش تو چش شدم با همون قیافه ی دیروزی با این تفاوت که الان لباساش فرق داشت و موهاش خیس بود که احتمالا رفته بود حموم برای یه صدم ثانیه تعجب رو تو چشاش دیدم 😐 برا چی تعجب کرده بود خدا داند و بس بهم با سر سلام داد منم حرکتشو تکرار کردم از کنارم رد شد داشت یه چیزی زیر لب می گفت ولی نفهمیدم چی می گه به سمت دری رفتم که با بقیه فرق داشت واحتمالا دسشویی بود رفتم وارد شدم که یدفه...
رومو به سمت آینه بردم که خشکم زد یا خدا این دیگه چه ریختیه چشمام و مالوندن که ببینم واقعا این منم که مطمعن شدم اییییییی خدا موهام کاملا ژولیده شده بود و بدتر از همه این بود که بخاطر اینکه رو کاناپه خوابیده بودم صورتم قرمز شده بود پفففففففف رونا حق داشته بدبخت من خودمو با این قیافه دیدم گرخیدم چه برسه به اون بدبخت ___ رونا : خدایی این یارو قیافش خیلی با دیروز فرق میکرد دیروز خفن امروز شلخته این بیخیالش با همون صورت پوکر همیشگی رفتم جلو آینه و با کش موهامو گوجه ایی بستم و کلاهمو گذاشتم رو سرم به سمت رفتم و بازش کردم پله هارو دوتا یکی طی کردم که به در مغازه رسیدم همیشه سر صب آدمای بیشتری میومدن اینجا چون یه تا ساختمون تجاری اینجا بود ولی در هر صورت هیچکس حتا نیم نگاهی به مغازه ای من نمی نداخت وقت فکر کردن به بدبختیام رو نداشتم باید میرفتم قفسه هارو چک کمک ____ جیهوپ : ...
جیهوپ : الان واقعا قیافم بهتر شده بود لباسامو عوض کردمو به آینه نیگا کردم به خودم گفتم برو بریم بترکونیم و لبخند زدم همیشه وقتی می خواستم چیز جدیدی رو تجربه کنم این کارو انجام میدادم به سمت در خروجی رفتم و از پله ها با احتیاط رد شدم وارد مغازه شدم رونا داشت با دقت قفسه هارو چک می کرد خواستم چیزی بگم که صدای زنگ گوشیم مانع حرف زدنم شدم RM بود جواب دادم و با صدای شنگول جی کی مواجه شدم ___ جی کی :سلام هیونگ چه خبرا رفتی سراغی از ما نمی گیری ___ تا اومدم چیزی بگم صدای شوگا اومد که گفت : کله سحری اینقده یر و صدا نکنین می خوام بخوابم یدفعه صدای RM اومد که می گفت : گوشیمو بده جــونکوک ___ منم واسه اینکه جو و آروم کنم گفتن : بر و بچ من بعدا زنگ میزنم خدافظ 😁 رونا که توجهش بهم جلب شده بود وقتی دید تلفنم تموم شده گفت : اولین ماموریت رو دادن ___ من : ....
من :خب چی بود؟؟!!! ___ رونا : دویست تا مشتری تو یه روز ___ خواستم یه چیزی بگم که در باز شد و یه دختره اومد تو و رو به رونا گفت : هی خانومه پوکر اصن دلم نمی خواست بازم صورت بی حالتتون ببینم حیف که مجبورم در هر صورت خانومه پوکر یه بسته قارچ می خوام رونا به طرفی اشاره کرد و گفت : اونجا __ دختر قار چ برداشت و پول گذاشت رو میز و رفت 😐 دس مشکل اینجا بود صورت سرد رونا ناخوداگاه به سمت رو رفتم دستمو گذاشتم دو طرف لبش و...
لایک و کامنت و فالو فراموش نشه (:̲̅:̲̅:̲̅[̲̅:♡:]̲̅:̲̅:̲̅:̲̅)
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
•• 𝓡. 𝓗
| 31 دقیقه پیش
۱۴
عررررر هم سنیمممم ಥ ͜ ಥ
چه زیبا 💜 چه شیک 💜
اگ شدم ک شدم ولی یادم نیس😐💔
اگرم نشدم الهه ۱۳ ملقب ب جعفر😐💔
ولی ت همون الهه صدا کن خاهشن😐💔
خوشبختم 😁💜 جعفررررررر جوووووون 🤣🤣🤣
منم پایین معرفی شدم خدمتتون 😁💜
اصن من با ت عاجی شدم؟😐💔
نه نشدی 😁💔
میگم اسمت چی بود عزیزم؟😐💔
ریحون صدام کن 😁💜
واقعین فک کردم دیگ نمیخای بزاری چون ی مدت نبودی ولی الان دیدم پارت ۲و۳ اومده ذوق مرگ شدم😐😍😂💔
نمیــر تو هنوز باید جوونی کنی 😐😁🤞
•• 𝓡. 𝓗
| 17 ساعت پیش
0
😐😐 نه خدایی چند سالته😂😂؟؟
۱۴
فک کنم خواننده های داستانت چون که یه مدت نبودی کم شده🥺😢😢
ولی من حمایتت میکنم💖😉
احتمالا 😢💜
خیلی خیلی ممنون 😁🤞
میگم عاجی تو چند سالته؟
0
عالییی بود عاجی💜💜✨✨
مرسی 😁💜