کیوا کیسوا باورشون نمیشد تو ساکامیوا هستن اونا خیلی خوشحال بودن و همینطور داشتن تو بازار میچرخیدن که به یه قصر رسیدن کیسوا گفت این قصر پادشاهِ وایییی (≧∇≦) خیلی هیحان زدم فک کن من تو بریم تو قصر ولی رو دیوار قصر یه اعلامیه واسه ی مسابقات بود مسابقات خوشگلترین زن های کشور اونها ثبت نام کردن
6 اسلاید
نتیجه
مجموع امتیاز شما
امتیاز
تعداد پاسخ صحیح
تعداد پاسخ غلط
درصد صحیح
شما به درصد سوالات پاسخ درست دادید
نظرات بازدیدکنندگان (8)