بچه ها حساب قبلیم پاک شده عرررررررر از اول میخوتم تو این حساب شروع کنم
اول یه معرفی اسم شخصیت اصلی:اریانا سن 11 سال اول هاگواتز اینم عکسش
اینجا دراکو و هری اینا سال دومن بریم شروع کنیمم راستی معنی اسم داستان بهت نیاز دارمم
از زبان اریانا {من بهش از این به بعد میگم اری}امروز تولدم بودهیچکی یادش نبود بابام ماموریت بودو مادر خوندمم که اصلا منو دوس نداره یادش بخیر مامانم همیشه یادش بود برام کیک میگرفتو با هم میرفتیم شهر باز و همیشه درمورد یه مدرسه جادویی حرف میزد هاگوارتز ولی اون الان مرده بغض تو گلوم گیر کرده بود نتونستم تحمل کنم و بغضم ترکیدداشتم گریه میکردم که یه جغد از پنجره اتاقم اومد تو یه نامه تو پاش بود بازش کردم نوشته بود خانوم آریانا آلن شما به مدرسه هاگوارتز دعوت شدید ولی من همیشه فکر میکردم این مدرسه الکیه
(نویسنده:وقتتونو نمیگریم میریم تو قطار واینم بگم که اریانا یه جغد مشکی گرفته که چشماش سبزه)همه کوپها پر بودن رسیدم به یع کپه که یع پسرهبا موهای سفید بود وارد شدم اریانا : میشه اینجا بشینم از زبان دراکو تو کپه بودم که یه دختر خوشکل وارد شد و گفت میشه بشیم ومنم پاشدم گفتم: سلام قبلش یه سوال میشه بپرسم . اری:حتما.دراکو گروه خونی یع تو چیه چون ما اینجا فقط اصیل زاده ها رو راه میدیم
از زبان ،اریانا با کمی کنایه:پس من باید برم یه جا دیگه خدانگه دار.و رفتم یه کپه دیگه دیدم که فقط سه نفر بودم رفتم جلو پرسیدم: سلام میشه بشینم که نگام رفت سمت پسره اون هری پاتر بود گفتم: شما حتما هری پاتر هستید درسته پسره بلند شدو گفت :بله بفرماید بشیند درسته من هری پاتر هستم ولی شما میتونید هری صدام کنید و شما کی هستید ؟. من گفتم :من اریانا الن هستم وشما میتونید اریانا یا اری صدام کنید . پسر خیلی با ادب بود ومن وارد کپه شدم نشتم و چیزی نگذشته بود که خوابم برد
حسابم پاک شده خیلی بده راستی داستان قراره مالفوی هدی بشه
عالی💚
خیلی قشنگ بود
عالی بود😋😋😋
قبلا هم داستانت رو تو اکانت قبلیت خونده بودم عالیییی❤
عه هری اینجایی؟ اما داره از استرس سکته میکنه😐😃
راستی هری یه سوال.....تو از دراکو خوشت میاد؟😃 گفته باشم اون یار منه. در ضمن تو پسری😃
بعل آی نو،،
نه با دراکو مشکل نعارم
پسری؟ 🤨
البته فرق نمیکنه
نه دخترم🙂😂