💖💖💖💖💖💖💖🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍💖💖💖💖💖💖💖💖💖
گوشیم داره زنگ میخوره ماریه 😃🍃 میراندا : به به ماری خانم ماری: سلام عجیجم ❤ خوبی چه خبر؟ میراندا : نه خوب نیستم اصلا حالم افتضاحه خستم یک عمل داشتیم کوکی بود تیر خورده بود🥺 ۱۸ساعت طول کشید . ماری: خدا مرگم چیشده کوکی؟ الان حالش خوبه میراندا: اره🙃 تا دو ساعت دیگه به هوش میاد 😃 ماری :واقعا 😮 خییلییییی خوشحالم🥰 خب دیگه من برم بای👋🏻 میراندا :بای👋🏻
( اسم دکتر دیوید هست ۲۴سالشه عاشق میراندا ست. تک فرزنده. ارمیه بایسش جیهوپه.) اقای دکتر رفته با اعضا صحبت کنه منم اومدم که ببینم اقای جئون کی به هوش میاد چون دو ساعت الان تموم شد و اعضا بی صبرانه منتظرن. که یکدفعه دستش تکون خورد😀😍 .
باید دکتر رو صدا کنم . میراندا: آقای دکتر آقای دکتر (دکتر رو دیوید می زارم ) دیوید : بله (اومد تو اتاق) چیشده؟ هااا؟؟؟؟ دستش داره تکون میخوره 🕺🏻 میراندا : ارهههههه💃🏻من برم به اعضا بگم . آقای مین میشه یک لحظه بیاید . شوگا: بله به بفرمائید میراندا :آقای جئون به هوش اومدن و میخوان شما و بقیه اعضا رو ببینن. شوگا: 🥺الهی من فداش شم باشه الان میایم😭 میراندا :چرا گریه میکنید ؟ شوگا :گریههه خوشحالیهههه 😢 میراندا : 🙂🥺 .
رفتم تو اتاق و جونگ کوک رو صدا زدم . (جونگ کوک): یکی داشت صدام میزد به سختی چشمام رو باز کردم نور افتاد تو چشمم دوباره بستمشون یک صدای رو اعصابی بود هی صدام میکرد😐 و مجبور شدم چشمام رو باز کنم که صدا تموم شه یک دختر بالا سرم بود با لباس سفید فکر کنم فرشتس ولی چرا اینقدر صداش حال به هم زنه؟؟؟؟
جونگ کوک: تو فرشته ای🤨 ؟ اینجا بهشته؟ میراندا: نه من فرشته نیستم من پرستارتم و اینجا هم بیمارستانه 🙂 . جونگ کوک : من زندم میراندا : ارههه😊
بای👋🏻👋🏻👋🏻👋🏻👋🏻❤
نظرات بازدیدکنندگان (0)