
اگه خوشتون اومد لایک کنین♥️
که یهو دراکو اومد کنارم راه رفت دراکو:هی ارلین خوبی من:اره دراکو:اخه دیدم پانسی اونکارو کرد و...من:من خوبم دراکو و لبخند زدم رفتیم تو سکو مرحله سوم هزارتو بود هرماینی:بالاخره اومدی من:اوهوم شرو که نشده هرماینی:نه هنوز دامبلدور تازه سخنرانیشو تموم کرده رون:میدونی نباید خودتو درگیر اون پارکینسون کنی من:اره رون ممنون مسابقه شروع شد رفتن داخل کلی گذشته بود ولی هنوز نیومده بودن فلور که زودتر از بقیه باخت صداهای عجیبی از توی هزارتو میومد
که یهو هریو سدریک با جام اومدن ولی سدریک م..مرده...بود وحشتناک بود چو کلی گریه کرد هری با داد:اون برگشته ولدمورت برگشته دلم یهو ریخت ینی چی برگشته مودی هری رو برد تو اتاقش نگران شدم رفتم پشت در حرفای عجیبی میزد که یهو دامبلدور و پروفسورا رفتن تو یکم بعدم من رفتم تو دیدم بارتی کراوچ پسر افتاده رو زمین و بقیه اونورن احساس کردم بهتره برم بیرون رفتم درو پشت سرم بستم ینی چی این همه مدت از اونور با دیدن جنازه سدریک اشکام اومد رفتم دستمو گذاشتم رو شونه چو برگشت بغلم کرد منم همراهیش کردم خیلی بد بود اخه چطوری یه نفر میتونه اینکارو بکنه و براش مثله اب خوردن باشه
رفتیم سرسرا دامبلدور داشت سخنرانی میکرد درباره سدریک خیلیا گریه میکردن منم اشکامو نگه داشتم تموم که شد همه رفتن منم رفتم جای همیشگی اشکام بی اختیار میومد همه ناراحت بودن اخه اون هنوز ۱۷ سالش بود بیشتر دلم واسه چو و باباش میسوخت اشکامو پاک کردم به اینه نگا کردم هرجور شده باید رِوِنا رو پیدا کنم نمیزارم اتفاقی براش بیوفته به دور برم نگا کردم میخواستم اونجارو درست کنم از وقتی خراب شده همه چی همینجوری مونده یه چنتا صندلی صاف کردم و داشتم جم میکردم که دراکو اومد دراکو:اینجارو درست میکنی من:ا دراکو کاری داشتی دراکو: نه دیدم اومدی اینجا گفتم یه سری زده باشم من:اها دراکو:کمک میخوای؟ من:هر طور مایلی البته اگه النگو هات نمیشکنه😂خندید و اومد کمکم ردا مونو در اوردیمو شرو کردیم
رفتم رو مبل کلی کشیدم که نوشته پاک شه ولی نمیشد که یهو به پشت افتادم دراکو از پشت کمرمو گرفت افتادم تو بقلش ولی سری اومدم بیرون من:ممنون دراکو:خواهش میکنم فک کنم باید رنگ شه من:شاید دراکو رفتو با رنگ برگشت من:رنگ از کجا دراکو:دیگه داشت نگام میکرد که بشکن زدم:هی کجایی دراکو:او حواسم نبود بیا دیگه شرو کنیم موهامو بالا بستمو شرو کردیم رنگ کردن داشتم میرفتم که قلمو دوباره رنگی کنم که پام لیز خورد به سر رفتم تو رنگا😐نصف صورتم رنگی شد بلند شدم دراکو داشت بهم میخندید من:خنده داره دراکو:اره😂 منم از حرصش با قلمم کشیدم رو لپش اولش یه جوری نگا کرد ولی بعد خندید کلی خندیدیم تا رنگ شد نگا به ساعت کردم نزدیک ۲ بود من:اوه ساعت تقریبا ۲ عه چه زود گذشت دراکو:اره از ساعت ۷ اینجاییم من:خب پس بهتره که زودتر بریم دراکو:اوهوم من تو راه:چرا اینکارو کردی دراکو:چیکار من:همین دیگه کمکم کردی تازه دیگه بهم نمیگی گندزاده یا ازین جور حرفا دراکو:خب دیدم داری اونجارو درست میکنی گفتم بده حالا که اومدم یکم کمک کنم که نگه ام داشتی من:واقعا که من نگهت داشتم دراکو با خنده:حالا خودمم دیدم خوش میگذره موندم😂
رفتم خوابگاه خیلی اروم صورتمو با پارچه تمیز کردم ولی هنوز رنگی بودم با همون لباسا رفتم تو تختم به مشکلات فک میکردم اینکه با نبود سدریکو رِوِنا میخندیدم یکم حس بدی داشتم ولی با دراکو همه مشکلاتم یادم رفت من تو ذهنم:نه نه ارلین دراکو نه اصلا ام ازش خوشت نمیاد اون فقط یه نفره که همینجوری یه کاری کرده ولش کن شاید جذاب باشه ولی نه من اصلا ام ازش خوشم نمیاد اون بهم میگفت گندزاده و خون لجنی پس نه از زبان دراکو: ینی واقعا نه بابا اون یه گندزادس اصلا نمیشه بیخیال فقط یکم بهش کمک کردی اون ازت خوشش نمیاد پس توام خوشت نیاد چون ازش بدم میاد هر چی نباشه اوت یه گندزادس .......اههههه ولی خیلی خوشگله بودن باهاش حس خوبی میده نه نه ازش خوشم نمیاد شاید یکم خوشگل باشه ولی یه گندزادس اصلا ام ازش خوشم نمیاد تازشم من خوشگل ترم😌 بعدم اون با پاتح و بقیه دوسته لیاقتش همونان
فردا از زبان ارلین رفتم سر میز همه هنوز خیلی ناراحت بودن منم همینطور امروز باید میرفتیم دنیای موازی واقعا باید دراکو رو تحمل میکردم واییی رفتم سر کلاس معجونا با ریونکلاو داشتیم دفاع در برابر جادوی سیاه کنسل شده بود تا پایان سال البته چیزیم به اخر سال نمونده بود کلا چهار روز مونده بود رفتم سر کلاس کلاس که تموم شد رفتم یکم قدم بزنم که الکس اومد:هی ارلین منم میخوام بیام من:الکسسس پات خوب شده الکس:اره امروز فهمیدم من:این عالیه ولی نه نمیخوام دوباره اتفاقی برات بیوفته الکس:اتفاقی برام نمیوفته باور کن هری که زخمیه نمیتونه بیاد مالفویو چجوری میخوای تحمل کنی بزار منم بیام دیگه من:باشه ولی قول بده اتفاقی برات نیوفته الکس:قول من:باشه پس بیا جای همیشگی بعد کلاسا کلاسا تموم شد رفتم جای همیشگی همه بودن قرار بود بریم دنیای موازی یکم استرس داشتم برای دراکو بلایک😂♥️🌈
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالیه
پارت بعدی پلیز❤
گذاشتمش الان♥️🌈