
سیلام✋✋ ببخشید دیر گذاشتم خودتون ک وضعیتم و میدونید امروز1شهریوره
متیو:چییییی😳😳😲😦خانم بوستیه:متیو مشکلی هست؟؟ متیو:اممم... نمیشه مرینت با یکی دیگه اجرا کنه؟😄😁 نگاهی پر از سوال و ناراحت بهش انداختم ک ناراحت شد و بعدش نگاهی که انگار داشت میگفت:چیه؟ بهم انداخت سرم و برگدوندم و محل ندادم خانم بوستیه:نمیشه همونطور که گفتم مرینت با متیو و آلیا با نینو بحث تمام و از اونجا رفتن(آقای داماکلیسم بود دیگه)بی حوصله نگاهی بهشون انداختم و رفتم توی اتاقم چرا میتو انقد سرد شده؟ چرا انقد ازم دوری میکنه؟ تنها همدم شبام تنها همبازی بچگیام الان داره مث یه غریبه باهام رفتار میکنه جوری که انگار ازم بدش میاد😢 بیخیالش دیگه ساعت10شده چراغم و خاموش کردم و خوابیدم هر چقدر تکون تکون میخوردم و اینطرف و اونطرف میشدم خوابم نمیبرد😖 دستم و روی جهات مختلف میز میزدم تا چراغ و پیدا کنم که....موفق شدم😃 بندش و کشیدم و تونستم ببینم نگاهی به ساعت انداختم آه😩 ده و نیم من میدونم وقتی خوابم نمیبره باید چیکار کنم بلند شدم و رفتم توی بالکن و اون درو باز کردم و رفتم تو داشتم لباس ورزش میپوشیدم که...
صدای در اومد ترسیدم و برگشتم و نگاهش کردم و دیدم این آدرینه! مرینت:تو توی سالن ورزش من چیکار داری؟ آدرین:همون کاری که مردم توی سالن ورزش انجام میدن و یه قدم اومد جلو مرینت:بله ولی این سالن ورزش نیست این سالن ورزش منه! پس یالا برو آدرین:هی هی! به من چه متیو اونجوری رفتار میکنه! مرینت:😒😒 آدرین:چیه؟ اشتباه میگم؟ بخاطر رفتار متیوئه که اینجوری بد اخلاق شدی دیگه! وگرنه اون مرینتی که من میشناسم این نیست مرینت:تو کی اومدی که کی بخوای من و بشناسی؟! آدرین:پارسال و یادت نره... مرینت:مگه یادم میره؟حتی یکی از بدترین روزای اول عضویتم بود باید تو تاریخ ثبت بشه "بد ترین روزای مرینت دوپن چنگ معروف وقتی که تازه عضو شده بود" ،خوانندگی با تو! اه آدرین:چیه؟ حسودیت شد؟ مرینت:به چیه تو باید حسودیم بشه؟😒 آدرین:اینکه من5ساله این گروه و ساختم این که کلی طرفدار دارم از جمله بیشتر دخترن! مرینت:برو بابا اگه اینجوریه این گروهم3ساله ساخته شده که من بنا به دلایلی1ساله عضوش شدم و طرفدار پسر زیاد دارم!
آدرین:چرا باید دیر عضو شده باشی؟ دلیلش چیه؟ انگشت اشاره مو گرفتم بالا مرینت:چونکه...عه..! چونکه و انگشتم افتاد پایین نباید بهش بگم که! آدرین:چی شد؟؟؟ چرا؟😁 واقعا داشت اعصبام و خورد میکرد چشمام و بستم و فشار دادم و دوباره باز کردم و گفتم:بسه! آدرین:باشه پس بیا یه قراری بذاریم! هرکسی که بهتر بازی کنه اون برندس واگه من برنده شدم باید دلیل منطقیت و برای دیر عضو شدن بگی! و توپ و زد زیر بغلش مرینت:😏به هر حال که تو بازنده ای! آدرین:جدی؟ باشه پس میبینیم! رفتم جلو و سعی کردم توپ و ازش بگیرم ولی اجازه نداد و دور تر شد و پرید هوا و با یه ضربه توپ و انداخت توی سبد و قبل اینکه روی زمین فرود بیاد گرفتش و چسبوند به سینش و گفت:حریفم نمیشی و توپ و از خودش جدا کرد و زد زمین که بخاطر صداش دستش و از محوطه ی توپ دور کرد و گذاشت روی گوشش و چشماش و بست از این فرصت استفاده کردم و توپ قاپیدم و خندیدم آدرین:هیییی جر زنننن چرا اینقد صداش بلنده! مرینت:محض اطلاع اینجا کنار بالکنه وما توهواییم و فقط با چند تا ستون به زمین وصلیم و دورش زدم...
بازی کردیم و بازی کردیم و بازی کردیم....اوفففف برنده شد😱 پس یعنی الان باید بهش بگم؟! با خنده توپ و انداخت سر جاش و رفت توی بالکن دنبالش رفتم و دیدم آرنجش و گذاشته روی لبه ی بالکن و به ستاره ها خیره شده رفتم کنارش و گفتم:یعنی الان باید واقعا بهت بگم چرا؟ آدرین:شرط و باختی! جنبه داشته باش! با این حرفش ناراحت شدم! هیچوقت خوشم نمیومد بهم بگن بی جنبه پس بلند و عصبانی شروع کردم به گفتن:که چی؟ آره من ناشناسم بخاطر همین دیر عضو شدم! بخاطر همین فقط1ساله عضو شدم با تعجب نگاهم کرد آدرین:همون ناشناس با اون صدای خوب و اون تیپاش تویی؟ من که باورم نمیشه! مرینت:هه و کف دستم و نشون دادم سریع دستم و گرفت و بهش نگاه کرد آدرین:همون نشونه ای که فقط ناشناس داره و هیچ کس نتونست مثلش داشته باشه....😳 مرینت:آره، یه بار وقتی9سالم بود برای درست کردن غذا اینجوری شد دیگه هم از بین نرفت😂😄حتی مامان بابامم ندیدنش همه فک میکنن این مال ناشناسه نه مرینت😹 آدرین:😂😂😂
مرینت:هی!!!! دستم و مثل چاقو گذاشتم روی گردنش🔪 و ادامه دادم:اگه به کسی بگی میکشمت🔪 آدرین:باش بابا مرینت:خوبه و دوباره به ستاره ها نگاه کردم که یه پروانه مشکی نشست روی دستم مرینت:چقدر قشنگه!!! من عاشق پروانه هام مخصوصا مشکیش آدرین برگشت و نگاهم کرد آدرین:الان میخواستی چیزی و برسونی؟ مرینت:مثلا چی؟ آدرین:مثلا اینکه از من خ... آه ولش کن مهم نیست مرینت:نه خدایی این که من پروانه های مشکی و دوست داشته باشم میتونه چی و برسونه؟ آدرین:هیچی و از بالکن رفت.وا😳 بیخیالش رفتم توی اتاقم ساعت11و15دقیقه بود گرفتم خوابیدم.صبح: بیدار شدم فقط1روز تا نمایش مونده! من و متیو هم باید زود تمرین کنیم! سریع رفتم اتاق متیو و دیدم نیست! (ببینیم متیو کجاست) به به میبینیم متیو پیش مامان جونشه😂 مارگارت:واسه چی رفتی اونجا؟؟؟ اگه دوباره....(متیو حرفش و قطع کرد)متیو:اولا خواست من نبود دوما دوباره همچین چیزی نمیشه مارگارت:بهتره که نشه😡 متیو:جوش نزن گفتم ن م ی ش ه و متیو از اونجا رفت در ذهن متیو: واقعا احساس میکنم مرینت و بیشتر از من دوست داره آخه مگه من آدم نیستم؟ مگه دست خودمه؟(یاع یاع یاع چقد شیطون من و گول میزنه حرصتون بدم😂😈)
مرینت:رفتم پایین دیدم همه سر میزن. طبق معمول مرینت:کسی متیو رو ندیده همه سرشون و بالا اوردن و بهم نگاه کردن و چیزی نگفتن و دوباره سرشون و انداختن توی غذاشون نگاهم به کاناپه افتاد که متیو روش نشسته بود رفتم سمتش... مرینت: متیو! باید تمرین کنیم! متیو:حوصله ندارم و دوباره دکمه ی کنترل و محکم فشار داد نگاهی بهش کردم قیافش ترسناک بود پس چیزی نگفتم و صبحونه مو خوردم اون روز و اصلا با متیو تمرین نکردیم....فردا:مرینت:دیگه اینبار حتی اگه عصبانیم باشه نمیشه باید تمرین کنیم چند ساعت دیگه قراره بریم واسه گریم😠 عصبانی رفتم سمت متیو و دل و زدم به دریا مرینت:زود باش!!!! باید تمرین کنیم متیو هوف کنان دنبالم اومد و تمرین کردیم خیلی خوب بودیم مرینت:عالیه حالا زود باش بیا ناهار بخوریم و بریم ناهار خوردیم و همه باهم با ون به سمت اونجا رفتیم اما متیو ترجیح داد با ماشینش بیاد رسیدیم و رفتیم توی اتاق و گریم من تموم شد مرینت:تقریبا15دقیقه ی دیگه شروع میشه زود متیو رو هم بیارین این اتاق که یهو یه نفر سراسیمه وارد شد و گفت:خانوم آقای متیو نیستن!!!! مرینت:یعنی چی متیو نیستتتت؟؟؟؟؟!!!!! الانننننن؟؟؟؟؟ زنه:نمیدونم😢 سریع پاشدم و به سمت اتاق مخصوصش رفتم اما اونجا نبود تا اینکه اطلاع رسید حتی ماشینشم اینجا نیست...😱
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
هدیه خانوم مثل اینکه کرم داره جای حساس کات میکنه
عالی بود
بببببببععععدددددیییییییی ککککوووو؟؟؟
حتما تو پارت بعد کامنت میدم من تو هر پارت کامنت میدم راستی من تازه شروع کردم دایتانم رو بخون البته الان که دارم این کامنتو مبنویسم هنوز پار یکش منتشر نشده ولی دوش شده و معرفی نامش البته نترس متوجه میشی چیز خواستی نبود پارت یکش
تو پار دوش داستانت رو معرف کردم😁
جز داستانای موردعلاقه هست
عالی بود 💛 ولی میشه بپرسم چرا اینقدر کرم میریزی آخه چرا نمیگی قصه چیه که متیو خان و مادر پدر گرامی مری اینجوری میکنن😕😕
من یقین دارم که الان متر رو پیداش نمیکنن آدرینُ میزارن جای اون آقا متیو😐
خب دیگه به خوام ور ور کنم یه یه سالی پای من تو کامنتا گیر میکنین چون یه جوری مینویسم که دل آدم میخواد بخونه بعد که خوند میفهمه همش ور ور بوده پس من رفتم تا ور ورام اوج نگرفته البته الانم که..........
عالی بود
وای چرا اینجا کات کردی دارم دق میکنم دق
وای وای یکته رو رد کردم
اگه بجاش آدرین نیمود من اسمم رو میزارم دیوونه
راستی میشه کرم نریزی و بگی چی شده من میمیرم خو
عزیزم😂😂
خب باشه خوشگلم حتما زیر پارت بعد نظر بده کارت دارم😉😉😉😉
عالی منتظر بعدی هستم
تنکس😍
توی بررسیه☺
عالی بود گلم 👌🌹
😐🔪😐🔪😐🔪😐🔪😐🔪
یه بار دیگه جای حساس کات کن.....
الله اکبر 😤
خب خوشت میاد ما رو دق بدی هدیه جان؟ :////
الان اون بُزقاله کجایس؟ :/
وای عزیزم توروخدا من و ب قتل نرسون:/
جان تو بعدی توی بررسیه زود میاد:|
راستش خیلییییی لذ میبرم الان داشتم ب کامنتاتون میخندیدم😁
😁😁😁 من که میدونستم میره و الان ادرین جاش میاد اجی من خیلی منتظرم
😂😂😂😂😂😂😂وای الانه از خنده روده بر بشم خیلی خب حالا پارت بعد میبینیم😉
😂😂 بله منتظریم