پارت قبلو دوست داشتید
اری:وقتی بیدار شدم رسیده بودم به هاگوارتز از ردامو پوشیدم چمدونم و برداشتم و از قطار پیاده شدم هاگوارتز خیلی بزرگ و قشنگ بود سوار قایق شدم از دریاچه رد شدم وارد هاگ شدم که یه نفر به نام پرفسور (مک گونگال) درباه جشن و گرئه بدنی اینا حرف زد وپرفسور رفت اون پسره مو سفیده کهه اسمش دراکو بود از هری درخواست دوستی کرد و دوست هری رون به اون خندید و دراکو اعصبانی شد به رون هری یه تیکه انداخ تو رفت
پرفسور مک دوباره اومد و ما وارد سالن شدیم و دمبلدور شروع به سخنرانی کرد وقتی سخن رانیش تموم شد وقت گروهبندی پرفسور مک گفت:دراکو مالفوی دراکو جلو رفت کلاهو روسرش گذاشت کلاه: اسلیتیرین پرفسور مک : هری پاتر(نویسنده :تو سالن پر از پچ پچ بود)کلاه:تو خیلی شجاعی و همینطور کمی شبیه اسلیترینایا هستی باز ببینم هری:اسلیترین نه اسلیترین نه کلاه :گیریفندور ودونه دونه اسما خونده شد تا رسید به من پرفسور مک:آریانا الن رفتم رو صندلی نشتم کمی استرس داشتم کلاه: سخته خیلی سخته حالا جادو اوزی مث تو ندیده بودم توهمه ویژگی هارو داری بزار ببینم اهان
کلاه: گیریفیندورر کل گیریفیندوری برام دست زدن رفتم سمت میز بغل هری نشتم نگاه سنگینی رو خودم حس کردم برگشتم اون
دراکو بود که بهم زل زده بود تا فهمید برگشتم سرش و این ورو اون ور کرد که مثلا داره دورو برو نگاه میکنه
بچه ها اصلا حمیایت نمیکنید ولی میشه یه لطقی کمید برید تو حساب افسونگر تو نظر سنجی اریکا پاتر یا ارکا مالفوی بع دراکو ری بدید بعد کامنت بزارید که فالوتون کنم و لایم وکامنت تم میکنم (قیافم وقتی میبینم کامنت و لایک و حمایت نمیکنید)
جیگرم
عالییییییی تو لیست داستان های هری پاتری میزارمت
چرا اونو اخرش گفتی؟
بابا اریکا باید به هری برسهههه من خودم به شخصع خیلی از هری خوشم نمیاد ولی اون دگ نمیشه😐
⛓️✨💕🧸🦋
عالی بود عزیزم
خوب مینویسی فقط یکم بیشتر بنویس
خیلی قشنگ بود فقت اینکه من خودمم درگیرم که دداکو رای بباره من از اول داستانشو دنبال میکردم 😘😍🥰
نه عاجی ادامه بده قشنگ مینویسی🥺
لاکهارت جیگرته؟؟؟؟!!!😐💔
no
چچچچقققدر کم نوشتی بیااااااااااااامم ججج................رررررررررر............تت بدننممممممممم یا ن
عالی💚
ولی یه سوال. تو از لاکهارت خوشت میاد؟😂
نه
عالی بود گل نازم ادامه بده به داستان منم یه سر بزن میسی⚡💙🙈😍