خب دیگه بدون هبچ معطلی بریم داستانو بخونیم 😊
که دیدیم یه چیزی جلوم اومد . جیغ کشیدمو سمتش کتاب پرت کردم شکل یه گربه ی شناور بود😳گفتم:تو از کجا اوندی ؟؟فضا؟؟؟؟؟تو از تو این انگشتره اومدی ؟؟یعنی اگع بشکونم اونو تو میری؟؟؟ اون گربهه ییه هو دهن باز میکنه و میگه: هی هی آروم آرومممم . من آدم فضایی نیستم من یه کوامیم . یه دفعه خیز میگیرم یه قدم میام جلو و سرمو خم میکنم میگم:کوامی وایسا ببینم تو چرا انقدر شکل کت نواری ؟؟نکنه تو معجزه گرشی ها؟؟؟؟؟؟؟😐😐 گربه ی شناور:ببین اولا اسم من پلکه، دوما بله من معجزه گر کت نوارم و بسیااااااارررررررررررر گشنه هستم راستی چرا حس میکنم تو پاریس نیستم . من با صدای جیغ مانندی:وایییییییس 😍😍😍راس میگی😉😉😉 اسمت پلکه؟؟؟ این دیگه چه اسمیه ؟؟؟ در مورد غذا هم باشه میبرمت غذا بخوری . پلک:و راستی تو باید منو به لیدی و کت تحویل بدی و تو این راه نباید به هیچ کسی بگی من پیش توام یا اصلا وجود خارجی دارم پیش تو باشه . خیلی خوب دیگه راه بیوفت خود لیدی باگ و آد...... یعنی صاحبم دنبالنم . من:ای ببین گربع ی جادویی....یعنی پلک تو میدونی که توی پاریس نیستی دیگه نه؟؟؟پلک:معلومه که میدو......چییییییییی . نهههههههههه پس ما الان کجاییم نزدیک به شهرشونیم نه؟من:نه ولی اگه منظورت کشوره............پلک:وایی چجوری اومدم اینجا خوب داشتی میگفتی کشور چی؟من:خوب اونم نه ما تو قاره ای جدا از قاره ی اورپاییم . ما تو آمریکاییم یه دفعه معجزه گره شُل شد افتاد زمین . بعد یهووووووو.........😐😐😐
یهووووو خدمتکار میاد تو و میگه(مشخصات چاق و مهربان)ببخشید خانم یهو ترسیدم دیدم دارید با خودتون حرف میزنید دیگه ببخشید راستی وقت میان وعدس🙃هپ:اول به خدمتکار و بعد به پلک نگاه میکنم . دلم میخواد بهش بگم اممم یهو دیدم پلک داره ادا بازی در میاره که زیپ دهنمو باید ببیندم😐خدمتکار:اممم خانم....خانم....خانم........خاااااااااننممم. من:،آااا بله معذرت میخوام یهو سرگیچه گرفتم الان صورتمو میشورم و میام . خدمتکار میره و پلک ۱ ساعته که میگه نباید چیزی بگم به هیچ کس . بعد از در دستشویی میام بیرون
خدمت کار:راستی هپ من و خدمتکارای خونه مبیریم سبزیجات بخریم امشب سوپ درس کنیم تا حال مامانت سر جاش بیاد. مامانت خوابه بهش داروی خواب آور دادیم فعلا خواب میمونه مراقب خونه باشیا بعدم در با صدای گوش خراشی بستع شد رفتم سر میز . تنهای تنها بودم . مامان که به خاطر اینکه حالش بد بود تو اتاق غذا میخوره ولی بابا چی ؟؟اونم تو اتاق مامان غذا میخوره یعنی ؟؟؟؟😐 به پلک که تو جیب کتمه نگاه میکنم(گفتم که لباس هپ شکل آدرینه فقط کت روییش و شروالش و کفشش آبی لیه)(و پلک هم تو جیب پشت کتشه )بعدم به انگشتر . یهو یاد یه چیزی افتادم و سرمو میگیرم . بهشدتت درد داره مثل مرگ میمونه 😞😫 با خودم:اگه .......اگه این انگشتر.....انگشتر برادرمه .....و پلکم میگه صاحب من این انگشترو دارا .....پس...پس......برادر من کت نواره😲😲😲ظرف غذا تو دستم بود ولی از کپ بودنم دستام خشک شد و نتونستم نگهش دارم و بشقاب افتاد تیکه تیکه شد. خونه ساکت ساکت بود . صدای شکستن بشقاب کل خونه رو پر کرده بود . پاهام میلرزید خیلیم میلرزید . پلک میگع:چی شده؟؟من:هی .....هی....هیچ...هیچی نشده .😞 میرم بالا . در اتاق مامانو تا نصف باز میکنم . مامان هنوز خوابه خداروشکرانه . ولی چرا بابا پیشش نیس . پس کجاس . که یهو صدای اخبار اومد...........
اون موقعی که هپ تو دستشویی بود و با پلک حرف میزد از اون ور امیلی و گابریل: گابریل:امیلی انگشتره کو؟امیلی :چی کدوم انگشتر . گابریل آروم زمزنه میکنه:انگشتر کت نوار . امیلی :آها آره یادم رف بهت بدم ببخشید تو کیف منه اون بغلیه . گابریل در حالی که داره کیفو چک میکنه :نه بابا این چه حرفیه اشکال نداره . وایسا ببینم امیلی مطمعنی اینجاس؟؟؟؟امیلی:آره یادمه قشنگ. گابریل:ولی اون که اینجا نیس😨😨😨😱😱😱(دست بچشه هپ😂) امیلی در حالی که از رو تخت میپره:چیییییییی؟؟؟من قسم میخورم قبل از اینکه حالم بد شه تو کیفم دیدمش قسم میخورم . گابریل داره تو کیفای دیگه رو میگرده بعدم میگه:مگه میشه اینجا نباشه . نه نمیشه . گابریل :نورو بیا بیرون ببینم حس میکنی اون معجزه گر کجاس؟؟؟؟ تو کدوم کشوره؟؟؟نورو:تو همین کشوره قربان میتونم حسش کنم همین نزدیکیاس. (سنجاق سینه ی گابریل برق میزنه)گابریل:امیلی یه نفر شرور شده !!! حالا که دیگه لیدی باگ و کت نوار اینجا نیستن تا جلومو بگیرن خیلی ساده میتونم یکیو گروگان بگیرم و ازش بخوام معجزه گرشو بهم بده . هر کسی که کوامی کتو برداشته رو پیدا میکنم . اینجوری میتونم زندش کنم امیلی!!!!!!😐😐😐😐🤨🤨🤨🤨🤨امیلی لبخند ملیحی میزنه و میگه:موفق باشی قربان فقط باید وایسی تا منم بیام . گابریل یه آب میوه بهش میده و امیلی میخوردش . امیلی :این دیگه چی بود؟؟ گابریل:به خدمت کارا گفتم بدنش . یه مسکنه برای خوابت . امیلی تو چیکار کردی.............گابریل:ببخشید امیلی با این حالت نمیتونی بیای خطرناکه . پلکای امیلی بسته و بسته تر شد
از اون ور پاریس،لیدی باگ: ساعت پنجه و منو کت (لباسارو کت تا هفته ی بعد قرض گرف) بالای برج ایفلیم . خوب دیگه فک کنم جواب بده . بلند حرف میزنم:هاگ ماث !!اگه معجزه گرمو میخوای خوب بیا بگیرش!!!!!😨😨😨😨😨کت:وایسا ببینم مای لیدی این نقشه ی ما نبود . لیدی:منتظر چی هستی خوب بیا دیگه. یه دفعه یویوش برق میزنه:گیج نشید این فقط یه اخباره . نگاه کنید ه عجیب . یه نفر تو آمریکا شرور شده . خبرش از آمریکا تا ایجا رسیده . چطور هاگ ماث تو امیرکا _نیویورک کسی رو شرور کرده؟؟؟؟؟؟؟لیدی:پس واسه همین جوابمو نمیده . خیلی خوب کت تو اینجا بمون من میرم معجزه گر اسب رو بیارم(قابلیت تلپورت و راستی بچه ها نگهبان کوامی ها الان لیدیه ) لیدی:به طرف خونه حرکت میکنم
از زبون هپ وقتی اخبارو میبینه: اخبار:نگاه کنید . یه نفر تو نیویورک شرور شده !!!!!!چطوری ؟؟؟؟؟؟هیچ ابر قهرمانی نیس که بتونه جلوشونو بگیره . هپ:وای نه بدبخت شدیم رف این از کجا اومد😟😟😟 پلک در حالی که داره پنیر میخوره:متنفرم از این جمله اونم وسط غذا ولی تو باید تبدیل بشی !!!!😱😱🤒هپ :چی چی میگی تو . من حتی بلد نیستم یه یویو یا چوبو تو دستم حرکت بدم . پلک :کاری نداره.....اممم یعنی بدبخت شدیم رف . ولی اگه کسی نباشه از نیویورک دفاع کنه این شروره کل نیویورکو به هم میریزه .هپ:نههههههههه. .هپ نفس عمیق ......هااااااا هوووووووووو . ...........اوکی پلک (آب دهنشو قورت میده )خوب من باید چی بگم؟ پلک :فقط باید بگی:💚🐾پلک کلوندز اوت🐾💚هپ :باشه . هااااا هووووووو................🐾پلک کلوندز اوت🐾
هپ در حالی که چشماش بستس:هاااااا هووووو..........هااااااااا هوووووووووووو..............هااااااا هوووووووو.........هاااااا پلک تو ذهنش:چشماتو باز کن دیگه!!!! هپ:چشمامو باز میکنمو میرم جلوی آیینه . وایی چه خوشکل شدم ......عکس همین داستان 👆👆👆👆👆☝️☝️☝️☝️ از خوشحالی چوبو تکون دادم و بعد میگم:این ما.......چوب میخوره تو سرم ....ییم😐😐😐😂😂😂 یه دفعه از اون بالا اتاق مامان باز میشه 😱😱😱مامان میاد بیرون و من مث گربه ها میرم زیر پله ها . سعی میکنم دهنم بسته باشه . مامان لباسشو عوض کرده .....از در میره بیرون😐😐😐چی شد🤔🤔🤔🤨🤨🤨؟؟؟ از زیر پله میام بیرون و میگم:ول کن بابا ..😁😁 ما بریم نیویورکو نجات بریم دلم میخوام از بالا پشت بوم برم تا هم مامان منو نبینه بلکه یه چیزی هم یاد بگیرم . مث همیشه مث حرکات کت یه زبه به چوب میزنم و میرم بالا و همونجور میگم:ِآخخخخخ جوننننننننن وایسا دارم خیلی به سقف نزدیک ........میخورم به سقف بعدم جملمو کامل میکنم ......میشم😂😂😂. میرم اتاق زیر شیروونی . از اونجا هم به بالا پشت بوم رسیدم . میرم ازش بیرون . یه دفعه یه چیزی میبینم یه ابر قهرمانه که میگه:تو کی هستی چقدر شکل کت نواری نکنه خود کتی جنسیتت تقییر کرده یا معجزه گرو دزدیدی ؟؟شایدم یکی از دستیاراشونی؟؟؟؟؟ من :من هر کی باشم که باشم تو کیی؟؟؟؟
ابرقهرمانه:من!!!من کی هستم !!!!!نکنه دوست داری بگم اسم واقعیم چیه . هپ :نه من اینو نگفتم !!گفتم اسم ابرقهرمانیت چیه؟؟؟ابرقهرمانه :اسم من هاسک گرله اسم تو چطور؟؟هپ:امممم ......اممممم ......اها اسم من کت گرله 😊😊😊 . هاسک گرل :خیلی خوب کت گرل بیا جلوی این شروره رو بگیریم بعدا هم درمورد اینکه این کوامی رو از کجا اوردی حرف میزنیم باشه ؟؟کت گرل در حالی که داره میدوه با هاسک گرل:باشه حالا ببینم چی میشه.
داشتیم میدوییدیم که شاید ۱ درصد بع شروره برسیم که یهو خود شروره جلومون میاد:اوه اوه ببین کی اومده . هاسک گرل ک اصلا شناختی ازش ندارم و ........تو دیگه کی هستی؟؟؟؟؟ هاسک گرل:به تو ربطی نداره . بگیر که اومد . و یه دونه میزنه تو فَک اون شروره . من:عالی بود 😊😊😊هاسک گرل:زود باش 💚کت اِ کلیزم💚.من:چی!!!!!! پلک تو مغزم:کت اِ کلیزم دیگه(محض اطلاعات کسانی که با دوبله ی فارسی میبینن کت ا کلیزم همون پنجه ی برندس) من :اها . میگم 🐾کت اِ کلیزم🐾 . هاسک گرل :در حالی که شروره هلش میده بهم میگه:بگو که تاحالا جنگیدی !!!!! بعدشم سریع شروره رو مسخره میکنه و میگه : ها بیا منو بگیر شروره . شروره:،اسم من منفع طلبه و با قدرت زیادم همه رو له میکنم.(شکل هالکه از نظر جسه)من:با این کت ا کلیزم چی کار کنم!!!! قبل از اینکه هاسک گرل جوابمو بده به پایین پام نگاه میکنم (خونه ی یه بنده خدا) بعدم کت ا کلیزمو به اونجا میزنم . و با چوب دستیم هاسک گرلو میگیرم و منفع طلب میوفته تو خونه . میرم پایین و کلاهی که تو پروانه بود رو پاره میکنم . ولی نمیدونم چطوری باید بگیریمش .
ممنون از همگی که تستمو خوندین . و در نظراتون بگین که هاسک گرا در حقیقت کیه؟؟؟ممنون